
۳ تا لایک تا منتشر شدن پارت بعدی🍓✨

_ژاکلین! کجا میری؟ + دارم میرم تو حیاط زود میام. _باشه فقط لباستو گلی نکنی. +باشه مواظبم. ژاکلین ۱۳ ساله موهای خرمایی و چشمای سبز داشت و اون روز لباس مورد علاقه اشو پوشیده بود لباس سفید بلندش که یه پاپیون مشکی هم داشت. اون روز موهاشو خرگوشی بسته بود و داشت به سمت حیاط بزرگشون میرفت و نمیدونست چه ماجرایی در انتظارشه (عکس ژاکلین اون بالا سمت راسته) تصمیم گرفت از حیاط بیرون بره و یکم بگرده یه کم قدم زد و به خونه ی آقای هندرسون رسید مردی که حدودا ۳۰ سالش بود با کاسه ای که پر از توت های درشت و آبدار بود وایساده بود و انگار منتظر کسی بود (عکسش بالا سمت چپه) وقتی ژاکلین که داشت از پرچین توی حیاط سرک می کشید رو دید لبخندی زد و گفت اوه ژاکلین من میخواستم بیام و این توت هارو بهت بدم اما مثل اینکه تو اومدی ژاکلین هول کرده بود چون اون مرد رو نمیشناخت پس ازش پرسید: سلام ببخشید من شمارو نمیشناسم _اوه یادم رفت خودمو بهت معرفی کنم من ویلیام هندرسون هستم پسر آقای هندرسون. +من نمیدونستم آقای هندرسون پسر دارن _آره تقریبا هیچکس نمیدونه خیلی خب این توت ها رو ببر خیلی خوشمزن خودت تنها بخورشون _ممنون و به سمت خونه رفت

ژاکلین یه جای عالی زیر درخت رو چمنا برای خودش پیدا کرد و شروع کرد به خوردن یکی دوتا سه تا ده تا دوازده تا تا همه ی توت هارو خورد واقعا خوشمزه بودن کم کم یه حسی شبیه به خواب آلودگی اومد سراغش و بعد چند ثانیه چشم هاشو گذاشت روهم. ***************************************** _نینا برو ببین کیه +باشه مامان _اوه سارا عزیزم خوبی؟ رینا مادر ژاکلین و نینا اینو گفت و به طرف سارا زن برادرش رفت و اونو بغل کرد _نینیت چطوره؟ چند ماهشه؟ +عالیه. پس فردا به دنیا میاد میخوایم اسمشو بزاریم میشل _چه اسم قشنگی! راستی دیوید کجاست؟ +شرکت کار داره ژاکلین کجاست؟ _تو حیاطه الان میاد مادرش به سمت حیاط رفت ولی با دیدن اون صحنه............. (سمت راستی نیناعه وسطی رینا سمت چپی سارا)
اضافه...
اضافه.....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی افرین
ممنون❤🫠
عالی بود:)
عالی بود
ممنون