
خب این یک انیمه از شیپ آنیا و دامیان هست تو فضای انیمه است فقط با یکم تفاوت که تو صفحه بعد گفتم
مثل انیمه است فقط با چند تا تغییر : ۱. آنیا اینجا ۱۷ سالشه. ۲.سازمان همه چیز رو به یور توضیح داده یور هم برای حفظ موقعیتش و کارش قبول کرده که به نقشش ادامه بده۳.آنیا و لوید چند سال پیش با هم دعوا کردند در نتیجه فقط یور به آنیا اهمیت میده و لوید باهاش رفتار سردی داره. ۴. برادر دامیان اینجا نقش مهمی داره...
خلاصه اش---------تو زیباترین باغ ها هم فقط یک رز صورتی وجود داره که مال منه ، تو زیباترین فرشته ای! ولی من فرزند پدریم که نمی تونم کنار تو قدم بزنم،نمیذارم کسی تو رو بچینه ،مطمئن باش!
لوید با صدای سردی گفت:(عجله کن!) (پ...پدر) (چند بار بهت بگم تو خونه من آقای فورجر هستم ) (ببخشید آقای فورجر) یونیفرمم را پوشیدم. با بوند خداحافظی کردم و راه افتادم.سوار اتوبوس شدم و سرم را به شیشه تکیه دادم. دعوا ۴ سال پیش رشته های خانواده امون رو نابود کرد. از اتوبوس پیاده شدم و بکی به سمتم دوید. (هوی آنیا خانم دیر کردیاااا!) (ولی من با اتوبوس اومدم و کلاس ۳۰ دقیقه دیگه شروع میشه) (منظورم کلاس نیست که...تا ۲ دقیقه دیگه دامیان میاد) (خب؟ دامیان میاد که میاد) (اسکل خانم دامیان داره میاد فراموش کردی قبل از تعطیلات بهاری بهمون چی گفت؟) *فلش بک به آخرین جلسه زمستان* دامیان با اون لبخند خاصش داشت با لونا صحبت می کرد. با بکی از کنارش گذشتیم. بکی آهی کشیدو گفت:(خدای من! به نظرت بین دامیان و لونا خبریه؟) از این ماجرا خوشم نمیومد.ناگهان با صدایی ایستادیم.(شما دوتا ، اولین جلسه بهار رو رو میان پشت کلاس کنفرانس، میخوام یه رازی رو بهتون بگم) *پایان* (وای راست میگی! بدو بکی )حالا که دامیان و من هردو محقق امپراطوری شده بودیم متوجه یک چیزی شده بودم،پسر دوم همون چیزی نیست که نشون میده...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییییییییییییییییئیییییییی
💕💗
مرسیییییی
ادامه بده؛-؛
گذاشتم تو بررسی
حتما ادامه بده
عین نبض احمقانت محشر بود
مرسی
چشم ادامه میدم
خوب بود ولی خب کم بود دیگع
مرسی
از پارت ۲ چهار اسلایدی هست این فقط در حد مقدمه و معرفی بود