داستان تقریباً ترسناکه ناظر گرامی عیدت مبارک 🥺✨
6 اسلاید
نتیجه
مجموع امتیاز شما
امتیاز
تعداد پاسخ صحیح
تعداد پاسخ غلط
درصد صحیح
شما به درصد سوالات پاسخ درست دادید
داستان تقریباً ترسناکه ناظر گرامی عیدت مبارک 🥺✨
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
پارت بعدم بزار
تو که میترسی چرا بزارمش
تف بهت شه من شبو نخوابیدم انگل من
حقته 😂
پارت های بعدی رو من خوندم یکم ترسیدم
ساعت ۸ و ۴۵ دقیقه صبحه و خداروشکر هوا تاریک نی کمتر گرخیدم 😔🤝
شکر خدا
نتیجه اخلاقی:اگه پیرزنی بهتون بیش از حد محل گذاشت و خواست درون کیف، سبد و... رو ببینه، پا بذارید به فرار😹🤌🏻
پارت بعد رو سریع ندی میشم اون پیرزنه هااااا
من که اصلا دیگه سمت افراد مسن نمیرم
بله بله
ووییییییییی عحححرررر جیغغغغ
پارت بعددد پلیززززز
یکم خماری بکشید 😂😂
ترسناک شد😐
😂😂👍🏻من خودم استرس گرفتم واسه خواب
واقعی؟
مثل اینکه
اسمتتتتتتتتتت
ایم منم مهرسا هست وایییییییییی
البته اسم واقعیم
ابنجا میکو هستم
وای عزیزم خوشبختم ♥️
عالیییی میشه بقیه ی پارت هارم بزاری!؟
و اگر دوست داری میشه به تست های من هم سر بزنید😍😅
چشم عزیزم
متشکرم