5 سال پیش 15 اسلاید 2,203 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (13)
  • وای بچه ها من در همسایگی گوزیلا رو خوندم عاشقشم
    قسمتی از رمان
    اخمی کردم وبه چشماش زل زدم وگفتم:این دیگه مال منه!!!
    رادوین لبخند شیطونی زدوبشقاب کیک و زودتر از من برداشت.شیطون گفت:زیادم مطمئن نباش.
    به سمتش خیز برداشتم و گفتم:بدش به من.
    - نمیدم.
    - - گفتم بدش.
    - نمیدم.
    جیغی زدم وگفتم:بدش به من!

  • عالی بود

  • راستب من همونیم که گفتم ویلای وحشت و محله ممنوعه عالین خواستم لگم من رمان زیاد می خونم به خصوص ژانر طنز یه رمان هست که هر دو ثانیش میمیری از خنده اسمش اشرافی شیطون بلا هست و رمان کلاهداران هم طنز و کلکلی هست فوق العاااادس

  • محله ممنوعه و ویلای وحشت عاااالین

  • عالی بود.
    در همسایگی گودزیلا خیلی باحاله😁 من بهت رمان شیطنت راه عشق رو هم معرفی میکنم باحاله من نصفش خوندم نصفش مونده😅

    • آره داستانش باحاله.
      واو باشه حتما میرم میخونم😊♥

  • ممنون،عالی بود🙂

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.