🤍🤍⭐️🤍🤍
چشمام سیاهی رفتن.دیگه چیزی نمیشنیدم! چشمامو باز کردم.پروفسور دامبلدور،مک گونکال و اسنیپ بالای سرم بودن.با صدایی خیلی ضعیف گفتم«چطور ممکنه؟اونا که خیلی حالشون خوب بود.»پروفسور اسنیپ گفت«ما هم دقیق نمیدونیم!پدر و مادرت عضو با نفوذی در دنیای جادوگری بودند،و همچنین خیلی ثروتمند!الان همه ثروت اون ها به تو رسیده!»دامبلدور گفت«وقتی چند ماهی شد که خبری ازشون نداشتیم پروفسور مک گونکال رفت تا ببینه کجان.همین یه هفته پیش بود.»پروفسور مک گونکال گفت«پدر و مادرت تو خونشون یه اتاق مخفی داشتن که کار های مهم جادوگریشون رو اونجا انجام میدادن!من از جاش خبر داشتم بخاطر همین رفتم ببینم اونجان یا نه؟وقتی رفتم توش با جنازه های والدینت مواجه شدم!…
گفتم«چیییی؟چطور ممکنه؟!من همین چند روز پیش رفتم به خونمون تا وسایلمو بردارم!»گفت«برای ما هم عجیبه!به نظر میرسه والدینت خیلی وقته مردن!»گفتم«اما آخه چطوری؟کشته شدن؟یا فوت کردن؟»پروفسور دامبلدور گفت«هنوز مشخص نیست آلیس!»ادامه داد«به محض مشخص شدن بهت میگیم.»سرم داشت میترکید.یه چیز دیگر یادم اومد گفتم«پروفسور چرا من و دراکو تو یه اتاقیم؟!»پروفسور اسنیپ گفت«درواقع جناب لوسیوس از ما خواستن که شما و دراکو هم اتاقی باشید!»…
گفتم«لوسیوس؟لوسیوس کیه؟!»پروفسور اسنیپ گفت«پدر دراکو،لوسیوس مالفوی!»…
⚫️⚫️⚫️🖤⚫️⚫️⚫️
ژالبشد))
💫
تستت عالی بود
بک میدم
بک میدم
بک میدم
اگر ناراحت شدی بپاک🙂
عالییییییی 😍
🖤
عالی بود 💜
🤍