
رمان بهترین رویا قسمت سوم
یه یهو دیدم کت نوار دستش رو گذاشت رو پیشونیم . لیدی باگ : چه عجب پیدات شد. کت نوار: ببخشید دیگه کار داشتم لیدی باگ : اوکی لیدی باگ و کت نوار شروع به جنگیدن کردن ( شرورکاگامی بود) بعد از شکست دادن اکوما ؛ لیدی باگ با تلسم خوش شانس اکوما را تبدیل به پروانه کرد . لیدی باگ : کت نوار تو کاگامی رو به خونشون برسون من کار دارم.
کت نوار : باش پس خدافظ بانوی من لیدی باگ : خدافظ کت نوار بعد لیدی باگ در یه جای خلوت به مرینت تبدیل شد. و زود رفت جایی که لوکا داشت اونجا گیتار میزد. اما وقتی که اونجا رسید لوکا رفته بود. مرینت در راه خانه بود که الیا رو دید.
الیا: سلام مرینت چطوری؟ مرینت: سلام من خوبم تو خوبی؟ الیا: مرسی . راستی من یه نقشه دارم مرینت: چه نقشه ای ؟ الیا: همین الان به آدرین زنگ بزن و آدرین رو دعوت کن بیاد خونتون باهم گیم بازی کنین . اونجا هم میتونی به آدرین بگی که عاشقشی مرینت: آخه من خجالت میکشم الیا: دختر تو دفعه قبل هم با آدرین بازی کردی خجالت نداره. مرینت: باشه الان زنگ بزنم؟ الیا:اره اول بریم اتاقت بعد زنگ بزن مرینت:عه راست میگی بیا بریم اتاقم . سابین: سلام مرینت، سلام الیا، الیا خوبی دخترم؟ الیا : ممنون سابین: مرینت بیا این کروسان هارو ببر بالا باهم بخورین مرینت: مرسی مامان الیا: ممنون وقتی مرینت و الیا رفتن داخل اتاق . و مرینت به آدرین زنگ. مرینت: سلام آدرین خوبی؟ آدرین: سلام مرینت ممنون تو خوبی؟ مرینت: میگم آدرین میتونی فردا بیای خونه ما باهم گیم بازی کنیم؟اگه وقت داری. آدرین: باش فردا میام فقط ساعت چند؟ مرینت: ساعت ۳ چطوره؟ آدرین : خوبه پس ساعت ۳ فردا میام خدافظ مرینت. مرینت: باش پس خدافظ آدرین.
ببخشید که دیر گذاشتم و بد جا کات کردم🙏 برای همتون آرزوی موفقیت دارم. در تمام درس هاتون موفق باشید🌸 برای اینکه مدارس شروع شده شاید جمعه ها فعالیت کنم 🌈
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام دوستان خوبین ؟ من کوثر ۱۲۳ هستم اکانتم پریده اگر منتظر قسمت بعدی هستین بدونین که در این اکانت میزارم فعلا
👋