بهترین رویا قسمت اول
مرینت : آخرین روز مدرسه بود و وقتی کلاس تموم شد داشتم به آدرین فکر میکردم که الیا صدام زد . الیا : دختر چیزی شده؟ مرینت: نه هیچی نشده. الیا : پس به چی فکر میکنی ؟ مرینت با لپ هم گل انداخته جواب داد: به آدرین. الیا : مرینت باید امروز به آدرین بگی که عاشقشی. مرینت : چجوری؟ الیا : مثلاً آدرین رو به بستنی دعوت کن .
مرینت : باش ( کارگردان : بچه ها آدرین تو ماشین و تو راهه خونشونه) مرینت به آدرین زنگ زد . آدرین : سلام مرینت خوبی؟ مرینت با لکنت جواب میده و میگه:
جواب میده و میگه : من خوبم تو چطور.ی ؟ میگم وقت آزاد داری ساعت ۴ بریم بستنی بخوریم با نینو و الیا ؟ ( الان ساعت ۲ ظهره) آدرین : باش پس ساعت چهار میبینمت . ( هردو خدافظی کردن و رفتن خونه هاشون) ( کارگردان بچه ها آدرین تو ماشین با مرینت حرف میزده) بریم سراغ ساعت چهار
الیاو نینو و مرینت و آدرین رفتن بستنی آدره . و بستنی گرفتن رفتن جای همیشگی نشستن الیا و نینو داشتن میخوردن و وقتی مرینت و آدرین میخواست بخوره آدرین گوشیش زنگ زد. گابریل : آدرین بیا خونه کلاس پیانو داری آدرین : باش پدر اما ! گابریل : اما نداریم بیا خونه آدرین : باشه . ادرین : مرینت من باید برم کلاس پیانو دارم . مرینت : باش خدافظ آدرین : خدافظ مرینت با الیا خدافظی کرد الیا : میخای منم بیام ؟ مرینت : نه تو با نینو بستنیتونو بخورین الیا : باش بهت پیام میدم . خدافظ وقتی مرینت میخواست بره خونه. که ناگهان
عالیییییی