ناظر محترم و عزیز لطفا تایید کن
پلیسا اومدن یکی شون گفت ایست سر جاتون وایسید ادوارد گفت ولی ما ک دزد نیستیم دزد اونه !!! پسره اونجا نبود فرار کرده بود طلا ها رو ول کرده بود و پلیسا ما رو دزد میدونستن همه صدای اعتراضشون بلند شد یکی شون یه تیر هوایی زد گفت همه ساک باشید به هم کارش گفت بیاد و دست بند بزنه ادرین توی دلش: نمی تونم تحمل کنم ک خواطر جرم نکرده بریم زندان . ادرین با دو رفت طرف اون یارو ک میخواست دست بند بزنه با یه مشت سنگین ازش پذیرایی کرد داد زد بدو اید همه اولش شک شدن بعدش رفتن دنبالش و پشت بقیه پلیسا با فریاد کلمه ی ایست همه رفتیم سمت اون جایی ک ادرین رفت یه وَاَن اونجا بود(منظورم این🚌بود ولی مشکیش) سوار شدیم ادرین گازشو گرفت
پلیسا با آژیر دنبالمون بودن الیا گفت: کجا میری _گفت بیرون شهر یه مدت اونجا میمونیم تا ابا از آسیاب بیفته همه تایید کردن ولی مرینت گفت ولی خانوادمون چی _ادرین: تو فکر بهتری داری😒_این یعنی الان ما تحت تعقیبیم_لوکا:تقریبا پلیسا از پشت زد به ماشین یهو تعادل ماشین بهم خورد و از مسیر منحرف شد خواست بخوره ب یه درخت ولی ادرین جمش کرد و سرعت کم کرد با اینکه توی جاده خاکی بودیم ولی ادرین خوب جم کرد ماشین رو پلیسا چون زده بودیم تو خاکی دیگه دنبالمون نیومدن احتمالا فک کردن مردیم
(عکس اسلاید جایی ک بودن)هوا خیلی سرد بود چون وسط زمستون بود ادرین داد زد:بیچاره شدیم ادوارد و الیا گفتن چراا؟ _ ماشین روشن نمیشه بدبخت شدیم وسط این ناکجا آباد
و..... کات.ناظر محترم و عزیز لطفا تایید کن واسه این پارتا خیلی زحمت کشیدم
عالییییی بود👍✨
عالییییییییی اولین کامنت
دمت گرم فعلا پر و پا قرص ترین ترفدارم خودتی عشقی ب مولا
ممنونم