4 سال پیش 6 اسلاید 296 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (29)
  • البته الیزابت از اول با دایانای محبوب و خشگل مشکل داشته و من مراسمشم دیدم الیزابت اصلا ناراحت نبود

  • و اینکه میگن پرنسس دایانا قبل از همین تصادف یه نامه مینویسه میده به خدمت کارش بعدش میگه اگر بلایی سرم اومد اینو نمیدونم چیکار کن(یادم نیست😐💔😹) توی اون نامه هم نوشته بود : من جونم در خطره و قراره توی یک تصادف بم.یرم و دقیقا همین اتفاق هم افتاد...

    • شاید

  • ولی پرنسس دایانابعد م.ر.گ هم محبوبیتش روازدست ندادومراسم تشیح ج ن.از.ه اش جمعیت خیلی زیادی اومده بودن(بعضیایه جوری گریه میکردن مراسم پدرشون اینطوری زارنزده بودن😐)به هرحال ملکه مر.ده الان پشت سرش حرف بزنیم چی به مامیرسه؟فقط میشه درس عبرت گرفت که خاندان سلطنتی به هیچ چیزرحم نمیکنه حتی اگرخانواده باشه

    • ارع والا

  • ملکه الیزابت پرنسس دایانا رو ک!£)شته چون دایانا با اونا نبود و با مردم بود شایدم دایانا از راز ملکه الیزابت ینی همون خ@&ون بچه خبر داشته و ک﷼+شتنش

    • بیشتر میگن بخاطر اعتبار سلطنتی بوده

    • هوم...

  • مغزمممم پاشید

    • آه تو نیست... آه همه مون دامنش رو گرفت ... ولی عجیبهااا یهو زرتی افتاد مرد 😐

    • من خودم وقتی فهمیدم مغزم نابود شد

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.