اجداد من با قلمو های خودشون طبیعت رو نقاشی کردند ولی من طبیعت رو به روش مدرن میکشم
_ ازت خسته شدم + تو بخاطر من خانواده ات رو ک.ش.ت.ی حالا فقط من و تو موندیم !
تو آیینه همیشه خودم تو دنیای دیگه می دیدم که خدمتکار یک پرنسس هستم ولی حتی فکرش هم نمی کردم جاهامون عوض بشه
دنیای من کاملا از طایفه بنفش بود ولی فکرشم نمی کردم بنفش رنگ شرارت باشه و من ملکه اش
تو افسانه ها میگن یک دنیایی هست بالا سر ما انسان ها که هرکی قلب مهربونی داشته باشه میره اونجا و پری میشه اما این دروغ هست چون من اونجا زندگی میکنم و خدمتگذار ش.ی.ا.ط.ی.ن.م
من از ماه مراقبت می کردم ولی فکرشم نمی کردم ع.ر.و.س ماه بشم
ما الف های سال ها برده انسان ها بودیم ولی الان انسان ها برده ما خواهند بود
_تو چطور زنده ای جادوگر ؟ + شیری که قرار بود من دو بخوره قرار ج.ن.ا.ز.ه های شما رو برام بیاره
من وظیفه ام محافظت از خورشید و ماه بود ولی چه می دونستم با رفتن من خورشید و ماه نابود میشن
من با جادوی سیاه خودم رو ک.ش.ت.م و الان ارباب جادوی سیاه و بزرگترین تبهکار امپراطوری هستم
وانمود کردن ع.ا.ش.ق.ش هستم تا ب.ک.ش.م.ش ولی در آخرین لحظه خودم م.ر.د.م نمیخوام دوباره این م.ر.گ رو تجربه کنم
عجیب و غریب بودنم باعث شد 25 بار ب.م.ی.ر.م ایندفعه زشت تر از 25 بار قبل هستم ......
زمانی که شب بشه وقتش هست که تمام دختران این سرزمین نفرین بشوند
باید بجنگم و بجنگم و بجنگم تا بتونم همه ی آدمای این سرزمین رو ب.ک.ش.م
خیلی قشنگ بودند.
ممنون