سلام بچه ها ببخشید برای این همه تاخیر بچه ها این پارت براتون شرایط نمیزارم ناظر لطفا منتشر کن
از زبان مین سو : با خانم لی کلی حرف زدیم خیلی خانم خوبی بود اونم مثل من زندگی پر دردی داشته خیلی هم را درک میکردیم بین حرفامون احساس میکردم جلوی اینه ای هستم ولی با این تفاوت که خانم لی 30 ساله دیگم بود خانم لی دستام را باز کرد و سوهو صداش کرد و اون رفت و دوباره من موندم و این اتاق تاریک لباسی خانم لی اورده بود را پوشیدم و موهام را درست کردم
لباس مین سو وقتی از در اتاق اومدم بیرون نور زیاد خونه خیلی اذیتم کرد دقت که کردم دیدم چقدر خونه ی بزرگیه ادامه ی داستان از زبان سوهو : قبل از زمانی که ترکم کرد من عشق پاکم را نسارش میکردم و هروز عاشق تر از خواب بیدار میشدم اون زمانی که ترکم کرد قلبه اروم و مهربون و عاشقم را شکست االان هنوز این قلب حال بهم زنم عاشقشه بخاطر همین به خانم لی ملید دادم تا دستش را باز کنه ولی نمیخواهم بهش نشون بدم
عکس سوهون داشتم میرفتم طرف اتاقی مین سو توش زندانی بود یکی از زیردستام را لا خودم بردم تا به مین سو بگم کاری داره به تهیونگ بگه و اجازه نداره بره بیرون وقتی رسیدیم به اتاقش دم در بود شبیه فرشته ها شده بود دلم میخواست بپرم و بغلش کنم ولی نمیشه
عکس سوجین سوجین : روز بعد از ناپدید شدن مین سو مرخص شدم و شده بودم شبیه اف.سرده ها رفتم پیش اون سوجون بوققق درو باز کرد دیدم وضع اونم بهتر از من نیست زیر چشاش بنفش بود نوک دماغش قرمززززز بهم گفت بابت او روز خیلیییییییییییییی ازت عذر میخواهم نمیدونم چم شد یهو بهش گفتم اشکالی نداره فقط از مین سو خبر داری (با صدای لرزان) تا این را گفتم زد زیر گریه گفت نه دو روزه هیچ خبری ازش ندارم دارم میمیرم بدون اون نباید اون جوری میکردم با حرف سوجون متوجه شدم که فقط و فقط کار سوهو است بهش گفتم بیا بریم دنبالش که گفت اوکی برم بپوشم میام بیا تو او رفت منم خواستم برم کهههه
نظرات بازدیدکنندگان (3)