خب اینم پارت بعد ناظر منتشر کن چیز بدی نداره
گایز میدونم خیلی طول کشید ولی تحمل کنین چن روز بود حالم خوب نبود و نتونستم بزارم
گوشیم زنگ خورد ای واایی دیرم شددد سولی بود جواب دادم +چاگیا الان میام - باشه منتظرم (از زبان سولی) بهش زنگ زدم چاگیا؟ چه باحال😆(از زبان تهیونگ) رسیدم سولی اونور خیابون بود یواشکی رفتم (از زبان سولی) همینجوری وایساده بودم که یهو یکی دستشو گذاشت رو چشم -من کیم؟ +تو خب تهیونگ؟ -افرین تو امتحانت قبول شدی حالا بیا بریم .
سوار ماشین شدیمو را افتادیم -خب چه خبرا خانم کیم +خانم کیم؟ ولی من که جانگ سولیم -ولی از این به بعد باید بهت بگن کیم سولی +نخیرم -بله +نه -اره (و این داستان ادامه دارد😂😂) (رسیدن) تهیونگ پیاده شدو درو برام باز کرد یخرده جا خوردم -چیشده چرا پیاده نمیشی؟ +امم هیچی هیچی
پیاده شدیمو رفتیم سمت کافه رفتم سمت میا(میا هم همونیه که گفتم با سولی دوست شده) {میا$} $سلام + سلام چ خبرا $هیچی یهو تهیونگ از پشتم اومد $شما +امم - دوست پ.سرشم $اووو خب چی میل دارین؟ + انقد رسمی نباش خب من که معلومه مث همیشه یه هات چاکلت +تهیونگ تو چی؟ -منم یه قهوه $باشه
رفتیم سر میز نشستیم و قهوه هات چاکلتو اوردن -خب تو این مدت چیکارا کردی؟ +خب یجورایی خیلی سخت بود میدونی -هیچوقت نخواستم فراموشت کنم یهو از تو جیبش یچیزی در اورد -خب اینو یادته اولین باری که همو دیدیم +تو هنوز داریش؟ -خب معلومه اره (همینجوری داشتن حرف میزدن)
خب تموم شد سعی میکنم پارت بعدو زودتر بزارم ناظر منتشر کن چیز بدی نداره لایک نمیکنی فالو کن بک میدم:)
عالییییی
فالویی بفالو
پارت بعد پیلیز
عالییییییییییییی
مرسی
😘