بچه لطفا حمایت کنید ببخشید دیر گزاشتم فردا هم پارت 3 و 4 میزارم
《♧Unexpected love¡¿》 《♧عشق غیر منتظره¡¿》pt2 نامجون:/ تو راه داشتم فکر میکردم برم پیش املی یا نه اگه نرم خالم ناراحت میشه زیادم ازش خوشم نمیاد که برم هوففف ا.ت:/ ¤خانم رسیدیم *بله خیلی ممنون پول تاکسی حساب کردم و رفتم نشستم تو رستوران هیچکس نبود بجز یه مردو و من نشستم و با گوشیم ور رفتم تا اقای مین امد وایسادم سلام ×سلام خانم جئون ببخشید بابت تاخیر *نه خودمم تازه رسیدم ×اهومم مادرم گفت که شما میخواین خونه بخرینو توی دانشگاه ثبت نام کنید *بله درسته ×خوب واسه خونه که میتونید رو من حساب کنید خودم که مهندسم پس خونه های منم هست و املاکی ها رو اگهی ها رو نگاه میکنیم و واسه دانشگاه میتونید بیاید دانشگاه من جای خیلی خوبیه شهریشم مناسبه *ممنون ولی برای دانشگاه باید ببینمش ×خواهش میکنم باشه یه رکز قرار میزاریم باهم بریم چی میخورید *هرچی واسه خودتون سفارش دادید ×اهوممم گااارسون €بفرمایید چی میل دارید ×دوتا بابل تی مخصوص بیارید €بله نامجون:/ داخل که شدم هیچکس نبود بجز منو یه دختر جوون که انگار منتظر کسی بود مثل من داشتم از در های شیشه ای رستوران بیرون رو نگاه میکردم که جین امد ÷عاااااا جین شی +بَه جناب کیم ÷هه چخبر +همه چی خوبه ÷گارسون دوتا سوجو 100 درصد بیار +نامجون 100 درصد حالت خوبه پسر ÷بزا یکم غم دنیا رو فراموش کنیم هاا +اوکی گارسون که سوجو رو اورد یه نفس سر کشیدم +نامجون یواش پسر خطرناکه ÷نه..چه..خطری +حالا که اینطوره منم جینم مثل من یهو همشو سرکشید +میخوام فراموش کنم همچیو اینو گفتو شروع کردیم
ا.ت:/ گارسون نوشیدنی هر دومنو اورد داشتیم میخوردیم که گوشی کانگ هو زنگ خورد ×الو هوسوک...بله الان م میام ...خدانگهدار{جاهای خالی حرف زدن اون شخصه که مهم نیست} *اتفاقی افتاده ×خانم جئون ببخشید ولی من باید برم یه مشکل مهم برام پیش اومده واقعا متاسفام که نمیتونم برسونمتون *نه مشکلی نیست خدانگهدار مراقب خودتون باشید ×ممنون خدافس نشستم رو میزم داشتم بال تی میخوردم چشمم افتاد مردایی میز جلویمون نشسته بودن ازشون میترسیدم چون مست بودن این وست یچزی درست نبود از وقتی که امدم احساس کردم کسی داره تعقیبم می کنه بابل تیمو خوردمو رفتم داشتم تو خیابون قدم میزدم که...
نامجون:/ سوجو که تموم شد جین رفت یکم تو رستوران نشستم حالم که سرجاش اومد حرکت کنم بعد چند دیقه رفتم سوار ماشین شم که صدای جیغ بنفشی شنیدم دنبال صدا رفتم که یه دختر رو دیدم که داشت از چند نفر کتک میخورد کتمو دراوردمو انداختم رو زمینو حمله کردم بهشون ا.ت:/ چند نفر جلوم وایسادن یکیشون که انگار سر دستشون بود امد جلومو گفت $به به خانم ا.ت *ت..تو ک..کی هستی.. م..منو از ک..کجا میشناسی $عوضی.. کانگ هو کدوم گوریه بگو انقد فرار نکنه اون بلایی که سر جانگ هوسوک اوردم بس نبود صورتشو اورد نزدیک گوشمو گفت تو که میدونی کجاس بگو دوس نداری که بلایی سرت بیاد *م..من نم..نمی دونم ک..کانگ هو ک..کجاست $د اخه مگه میشه ندونی اون دوس پسرته چجوری نمدونی {با داد} دستاشو بگیرین *سعی کردم قوی خودمو نشون بدم که بدون ترسو لرزش صدام گفتم ولم کنننن عوضی من نمی دونم کجاست با مشتی که تو صورتم فرود امد مایع گرمی بغل لبم احساس کردم نیش خندی زدمو گفتم : نهایت قدرتت همین بود بزننن بزننن اصن میخوای منو بکش چطوره¿¡ بعد با قدرت بیشتر مشتی تو شکمم فرود اورد که باعث شد جیغ بزنم از شدت درد به خودم پیچیدم عوضی هنوز داشت میزد ولی بدنم دیگه حس نداشت نامجون:/ انقد زدمشون که نفسشون بالا نمیومد کتمو برداشتمو انداختم رو دختره و براید استایل بغلش کردم با سرعت بردمش تو ماشین و حرکت کردم به سمت بیمارستان بغلش کردمو وارد بیمارستان شدم ÷پرستار دکتر #بله اقا لطفا داد نزنید ÷ببخشید حالش خوب نیست لطفا کمکم کنید #بزارش رو تخت چه اتفاقی افتاده ÷من نمی دونم چند نفر داشتن کتکش میزدن {بردنش داخل اتاق} $لطفا بریدبیرون ÷باشه فقط من پول بیمارستان رو حساب میکنم ولی خودم دیگه میرم $باشه بفرمایید ... ا.ت:/ چشمامو اروم باز کردم که متوجه شدم تو بیمارستانم دلم درد میکرد و تو دستم سروم بود دلمو گرفتم خیلی درد میکرد دلم میخواست جیغ بکشم که باصدای پرستار به خودم اومدم $خانم جئون بهوش اومدین *برگشتم به سمت پرستار گفتم بله $خوب جایتون درد نمی کنه *دلم دلم درد میکنه $میشه بگی وقتی با اون شخص ها دعوا کردی کجا هات رو آسیب زدن *دلم فقط دلمو متوجه شدم چون بیهوش شدم #اهوممم بزار دکتر و صدا کنم تا بیاد ماینت کنه *اهومم
نامجون:/ تا قبل اینکه بهوش بیاد از بیمارستان زدم بیرون و سوار ماشینم شدمو حرکت کردم سمت خونه ساعت 10 شب بود رسیدم خونه رفتم تو اتاقمو لباسامو عوض کردم فیلم جدیدی که گرفته بودمو گزاشتم تا ببینم{اسم فیلمشم دوندگان شبه من خودم این فیلمو دیدم خیلی خنده دارو جالبه حتما ببینید}پوفیلا رو باز کردمو شروع کردم فیلم نگاه کردن گشنم بود برای همین زنگ زدم برام جاپجا {اگه اشتباه نکنم اسمش این بود} بیارن غذامو خوردمو خوابیدم از زبان شخص سوم:/ دکتر وارد اتاق ا.ت شد و ماینش کرد ٪چیزی نیست اتفاقی نیوفتاده *ممنون میتونم برم خونه ٪اره فقط وقتی سرومت تموم شد *بله چشم ا.ت:/ سرومم تموم شد و پرستار اومدو درش اورد بلند شدمو کفشمو پوشیدم خواستم برم که رو به پرستار گفتم : ببخشید چه کسی منو اورد $عاامم...چ...چیز یه یکی از همکاری پلیس *اهومم ممنونم خدانگهدار رفتم بیرون از بیمارستان پیاده رفتم سمت هتلو رفتم داخل اتاقم بصورت غش رو تختم پریدم داشتم به امروز فکر میکردم که گوشی مخصوص اتاق زنگ خورد *الو £ الو خانم جئون براتون شامتون رو بیاریم *ممنون میشم اگه بیارید پاشدم لباسامو عوص کردمو غذامو اوردن درو باز کردم غذارو اوردم داخل شروع کردم مثل گشنه ها غذا خوردن غذا رو که خوردم روتخت افتادمو تا سه نشده خوابم برد
اگه خوشتون اومد لایک کنید
ممنون حمایت کنید لایک کنید فالو
مشکل داستانم چیه که دوسش ندارین