
بچه های این همون قصه Our strange world هست ولی این معنی ایش هست خب داستان داره تازه شروع میشه پس آماده باشید و لطفا حمایت کنید
محقق :نکنه حق با اون کشیش خرافاتی باشه😳نه! نه جان! این افکار مسخره است 😏هع خونآشام میامپر مسخرس فقط از تخیلات چنتا بچه ترسو به وجود اومده... ولی... ولی جریان جسد ها بی خون چیه؟؟؟) جیغغغ جان :صدای چی بود؟ بی اختیار به سمت صدا دویدم باورم نمی شود چی می بینم اون... اون یک.... وی.. آمپ.. ره یادم به حرف کشیش افتاد که می گفت می تونم باچوب بلوط سفید یک خونآشام رو بکشم سریع از کیفم یک چوب تیز بلوط سفید بیرون آوردم و سریع به سمت خون اشام رفتم از پشت توی قلبش فرو کردم اون خونآشام چرخید و خواست بهم حمله کنه ولی کل بدنش آتیش گرفت و خاکستر شد مات و مبهوت در حال آنالیز تمام این صحنه ها بودم ولی صدای خفه کشیش من به خودم آورد
کشیش من به خودم آورد کشیش :کمک ام کن (با صدای ضعیف بریده ) (علامت جان ¥ علامت کشیش $) ¥سریع کشیش رو برداشتم و بردم تو ماشین به لطف کشیش کل ماشین لایی از فلز نقره داشت و برای خونآشام غیر قابل نفوذه سریع جای دندون ها رو شستشو دادم و بعد با یه باند تمیز بستمش تا بیشتر از این خون از دست نده و منتظر موندم به هوش بیاد حالا ای کسانی که این دفترچه رو می خونید بدونید که خونآشام ها وجود دارن و من تمام تلاشم رو می کنم تا اونها رو از روی این کره خاکی پاک کنم چون اونها می خوهند در ماه ژون در سال 2022 کل انسان ها رو به بردگی بگیرن و هرکس که سر پیچی کنه با بدترین روش ممکن از بین می برن ) ¶چی نه نمیشه نه بیاد اینطوری بشه 5 ماه بیشتر وقت نداریم 🙁 ®برو صفحه بعد من نمی تونم صبرکنم ¶باشه برگه رو ورق زدم نوشته بود
(¥حالا که می دونید تصمیم بگیرید اگر دیدید هنوز خونآشام ها وجود دارن بدونید من شکست خوردم پس ای خواننده عزیز کتاب راز را پیدا کن و مامورئت من را به اتمام رسان اولین سرنخ به به آب نگاه کن ساعت 21 را نشان می دهد و زنگ به صدا در می آید و اشکال شما را به سرنخ بعد راهنمایی می کنند ) ®مات مبهوت به تینا نگاه می کردم و اون به من سکوت بین ما حکم فرما شده بود تا اینکه...
رز سوکوت شکست ®می خواهی چیکار کنی؟؟ ¶نمی دونم. می ترسم اگه پدرم بود چیکار می کرد؟ ®پدرت؟؟ 🤨 ¶با لحن بی جونی گفتم :آره اون همیشه باعث می شود من شجاع تر باشم و احساس تنهایی نکنم اون شجاع و بی باک بود ولی من فقط یه ترسو هستم ®متاسفم 🖤ولی تو یه ترسو نیستی تو از هرکسی که دیدم شجاع تر و باهوش تری ¶ممنون 😊 لازم نیست متاسف بشی اون یه روز رفت و دیگه هرگز بر نگشت 😤 ولی دیگه مهم نیست من بهش نیاز دارم 😢 ®رفتم تینا رو بغل کردم و موهاش نوازش کردم تینا مهم نیست که چه بشه من همیشه دوستت خواهم موند و دوستت دارم و خواهم داشت ¶ممنون رز من هم دوست دارم و خواهم داشت ( Hفیلم هندی شد 😴یه بلایی سرتون بیارم 😈 )
خواستاران ادامه مراجعه کنید به نتیجه، 😐☕
یکی دیگه 😐☕👈🏻
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود
خیلی خیلی خوب بود و به صورت عالی ماجرا تعریف شده بود.