4 سال پیش 4 اسلاید 56 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (4)
  • صبح شد یه هودی مشکی گشاد با دامن سفید پوشیدمو رفتم پایین خدمتکارا داشتن چیکار میکردن؟ /جعون :دارن واسه مهمونی آماده میشن/جین هو:مهمونی؟/جعون:اره مهمونی!/جین هو:چ مهمونی ؟/جعون :کاری و تو مسعول تدارکاتی و اینکه قراره نقش نامزدمو بازی کنی

  • خاموشی مطلق .
    بهوش که اومدم دیدم یکی جلو روم وایستاده دستام بسته بود جعون:به بهب خانم کوچولو /جین هو:من کوچولو نیستم تو کی باشی منو دزدیدی مامان بابام کجان؟؟؟/جعون:م رد ن!/جین هو :چ..چی؟
    /جعون :همین ک شنیدی از این ب بعد برای من کار میکنی/پایان فلش بک
    صبح شد یه هودی مشکی گشاد با دامن سفید پوشیدمو ر

  • خب دیگه داد نزننننن
    م.ج:باشه برو باباتو بگو بیاد ناهار بخوریم،
    یهویی ی گازی همه ی خونه رو گرف کم کم چشام سیاهی رفت و خاموشی مطلق .
    بهوش که اومدم دیدم یکی جلو روم وایستاده دستام
    خب دیگه داد نزننننن
    م.ج:باشه برو باباتو بگو بیاد ناهار بخوریم،
    یهویی ی گازی همه ی خونه رو گرف کم کم چشام سیاهی رفت و

  • پارت 1 دوصت دارم
    من کیم جین هو هستم ۲۰ سالمه ۱۶ سالم بود که پدر و مادرم توسط مافیایی ب اسم جعون کشته شدن از زمانی ک پدر و مادرم مردن من برای جعون کار میکنم ازش متنفرمممم چون پدر و مادرمو کشت:(
    فلش بک به زمانی که مامان بابای جین هو زنده بودن:مامان غذا چی داریم
    م.ج:کیمچییییی
    خب چرا داد میزنیییی.
    م.ج

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.