پارت اول پونی کوچولو
از زبان اسکوتالو : توآیلایت یک گوشی به تیم ما داد تا سرگرم بشیم من دوست داشتم تصویر زمینه ی گوشی عکس رینبودش باشه...... از زبان سویتی بل : اسکوتالو گوشی رو گرفت انگار گوشی خودشه اما توآیلایت اون رو به هممون داده بود.!!!
پس پریدم و گوشی از دست اسکوتالو جدا شد و در هوا معلق شد که من در هوا گرفتمش از زبان اپل بلوم : هممون توی هوا بودیم و اومدیم پایین حالم داشت به هم می خورد از زبان :سویتی بل : من
دوست داشتم تصویر زمینه رو ررتی بکنم از زبان اپل بلوم : عصبانی شدم چون دوست داشتم تصویر زمینه ی گوشی اپل جک باشه پس محکم پریدم و گوشی افتاد دست من از زبان اسکوتالو : نمی تونستم این اجازه رو بدم که کس دیگه ای به جز رینبودش عکسش توی تصویر زمینه ی گوشی باشه پس پریدم و گوشی رو گرفتم وگفتم هه هه بازنده ها
از زبان اپل بلوم : من و سوئیت بل عصبانی بودیم، هممون هی پریدیمو پریدیم که گوشی از پنجره ی خونه ی درختی افتاد بیرون هممون گفتیم نههههههه اسکوتالو گفت : ببینید چی کار کردید حالا چطور گوشی رو پیدا کنیم ولی سویتی بل گفت : نگران نباش تو خمیر کیک پینکی افتاده. هممون پنجره رو دیدیم گفتم بجنبین اگه کیک رو بپزه می ره توی شکم یکی و
از خونه درختی بدو بدو اومدیم بیرون از زبان اسکوتالو : با تمام توانمون داشتیم می دویدیم که دیدیم پینکی کیک رو گذاشته روی میز تا خمیر پف کنه هممون نفس راحتی کشیدیم
از زبان سویتی بل : اپل بلوم دستشو کرد توی توی خمیر و گوشی را آرو بیرون و با لباسش گوشی رو تمیز کرد که اسکوتالو بازم دعوا رو شروع کرد گوشی رو از دست اپل بلوم قاپید بازم همون دعوای قبلی شروع شد. از زبان اسکوتالو : یکهویی دست اپل بلوم خورد با دست من و گوش داشت می افتاد روی زمین گفتم نه الان میوفته می شکنه که یهو رینبودش اونو تو هوا گرفت و گفت : چند نفر باید جواب پس بدن بعد مارو برد خونه ی توآیلایت از زبان توآیلایت : من بهشون گفتم لازم نیست که یک نفر توی عکس زمینه باشه و یک عکس دسته جمعی پیدا کردم و گفتم بفرما از زبان اسکوتالو : حالا بهتر شد حالا راحت می تونیم بازی کنیم و به توآیلایت گفتم ممنون و هممون راهوی خونه ی درختی شدیم ( پایان)
نظرات بازدیدکنندگان (0)