حمایت گایز:))
همون موقع میخاستم بپرم جلو و اون دختره رو تیکه تیکه کنم اما واسه اینکه مامانم غصه نخوره جلو خودمو گرفتم و به سرم زدم مامانمو بپیچونم تا برم پیش اونا فک کردم تا مامانم گف
من میخام برم اون یکی مغازه واسه خودم خرید کنم تو هم برو مغازه ی جوون پسند منم گفتم باشه مامان جون برو بهترین فرصت بود واسه اینکه برم پیش اونا وقتی مامانم رف یکجوری ک مامانم نمیبینه از مغازه گذشتم و رفتم پیششون.
همونجا بلند داد زدم یونگییییییییی یونگی از صدام فهمیدم منم و برگشت وقتی دختره برگشت از درون شکستم اخه دوست فابم بود دختره یونگی منو کشوند سمت خودش و گف
چته چرا داد میزنی دیوونه کل مردم بهمون نگا کردن من گفتم به درک عوضی حیف سال هایی ک بات گذاشتم میخاستم برم تا دختره دستمو گرف گفتم تو دیگ ولم کن با تو کاری ندارم اشغال و یکدونه محکم زدم تو گوشش.
یونگی همونجا موی منو کشید نشوند منو رو صندلی گف این خبرو ک مامانم نمیفهمه؟ اخه مامانش بفهمه میکشتش گفتم نمد گف اگه بفهمم مامانم فهمیده بلایی سرت میارم ک مرغای اسمون به حالت گریه کنن این تحدید منو جدی بگیر ات و الانم باهات کاری ندارم میتونی بری و بامنم کاری نداشته باشی ولی اینو بدون هیچ وقت هیچ وقت بابت شرایطی ک مامان و بابام برام گذاشتن طلاقت نمیدم.
من گفتم طلاق میخام برو با این دختره به منم ربطی نداره بخاطر هول بازیات مامان و بابات جرت میدن مامان و باباش گفتن اگ بفهمیم به دخترمون ات خیانت میکنی از ارس محرومت میکنیم و واسه همین یونگی ترس داره ک ارسو از دست بده. حمایت کیوتم تا پارت بعدی بیاد❤️
نظرات بازدیدکنندگان (0)