ناظررررررر منتشرررررر🙂🥺
ماریانا: با سرم علامت باشه رو دادم فهمیدی یا نه فهمیدی که یکدقعههههههههه ماریانا: ایییییی ایییییی😫😫😫 ادرین: با دیتم جلوی ده.ن خودش و خودم رو گرفتم🤦🏻♂️😨 مالیرا: ماریانا!؟🤔 رفتم سمت در حموم و گفتم: ماریانا؟!😨 ماریانا تو، تو حمومی؟🤔😨 قیافه ادرین و ماریانا:😨😨🤦🏻♂️🤦🏻♀️ ادرین: جواب بده🤦🏻♂️ *راستی بچه ها اینا که حرف میزنن اروم حرف میزننا* ماریانا: چی؟😨🤦🏻♀️ مالیرا: من همین الان صدای تو رو شنیدم! ماریانا: اره منم اینجا تو حمومم! اره اینجام🤦🏻♀️ و اروم پشت سرم رو خاروندم مالیرا: اما، تو، تو حموم ادرین چیکار میکنی؟ ادرین: *داره ادای اینکه بگو دیگه رو در میاره و بعد شکل شیر حموم و اینا رو نشون میده🚿🛁* ماریانا: *اروم میگه* اب نمیاد😄 ادرین: نشگو.نش گرفتم اونم بلند گفت: اب نمیاد😫 ____ تو حموم من اب نمیاد مالیرا: اها که اینطور!...اومده بودی از حموم ادرین استفاده کنی خیلی خب بگذریم تو میدونی ادرین کجاست؟ اخه لباساش همش اینجا رو تختن اما خودش نیست🤨 فکر کردم داره دوش میگیره تو میدونی کجاست؟ ماریانا: بلتد گفتم: اره اون همینجا تو حموم....😐😐😱😨🤦🏻♀️ ادرین: 😱😬🤦🏻♂️ ماریانا: 😱😫🤦🏻♀️ مالیرا: هاع؟🤨 داره دوش میگیره؟ اونجا.... با تو؟😨 ادرین: حواب بده دیگه ماریانا: چی بگم🥺، بگو دیگه ادرین: بگو ما داریم ب.ا. ه.م دو.ش میگیریم ابم خیلی سرده زود باش بگو😐 ماریانا: میخواستم بگم که حرفاش برام تجزیه شد و دستام رو جلوش گرفتم و گفتم: تروخدا بهم کمک کن لطفا من اصلا نمیدونم باید چی بگم🥺😢
ادرین: ساکت! بگو.....من نمیدونم ادرین کجاست! ماریانا: *اروم میگه*: من نمیدونم ادرین کجاست! ادرین: زدم تو سرش و گفتم: بلند بگو😐 ماریانا: من نمیدونم ادرین کجاست😬 مالیرا: خیلی خب باشه باشه ت..تو دوش بگیر من میرم پایین دنبالش بگردم ماریانا: باشه خیلی خوبه😄👍🏻 ادرین: تموم شد😁 ماریانا: اول اونو بده😅 ادرین: چی؟😐 ماریانا: ن..نه منظورم اونه! اون دستمالای کوچیک و به پشت سرم اشاره کردم ادرین: یه لحظه وایسا الان میارم امیلی: این گابریل کجا رفت پیداش نمیکنم مالیرا: عا! خاله شما نمیدونید ادرین کجاست؟ امیلی: ادرین؟ ادرین معلومه کجاست تو حمومه داره دوش میگیره! مالیرا: نه خاله ماریانا اونجاست! امیلی: ماریانا؟! ماریانا تو اتاق خواب ادرین هست؟ نچ نه تو اتاق ادرین نه تو حموم ادرینه! داره اونجا دوش میگیره! بگذریم من میرم پایین دنبال ادرین بگردم! شاید اونجا باشه! باشه؟ ماریانا: این .....این ماریانا به حموم ادرین هم رسید؟ 😬 برم ببینم______ ادرین: بیا برو! امیلی: ماریانا! ادرین و ماریانا:😱 امیلی: ماریاناا! ادرین: با دستم جلوی د.ه.ن ماریانا رو گرفتم و اودمش عقب! امیلی: ماریانا! ماریانا زود باش از اونجا بیا بیرون! ادرین: بله بله.... باشه باشه من ادرینم😅 ماریانا کیه؟ یعنی ماریانا چرا باید اینجا باشه؟ من دارم دوش میگیرم مامان حموم خیلی حال میده امیلی: خب پس...ماریانا کجا رفته!؟ ادرین: مامان من از کجا بدونم مار......مامان حرفای خنده دار میزنی
قضیه اینه یعنی اگه منو ماریانا با هم ر.ا.ب*ط€ه داشتیم اگه بین ما چیزی بود ما پیش هم بودیم دیگه ماریانا تو حموم خودشه منم تو حموم خودم🤦🏻♂️ امیلی: همین دیگه! این مالیرا هم انگار عقلش رو از دست داده! اما پسرم تو نگران نباش باشه؟ پیش میاد پیش میاد وقتی داری ا.ز.د.و.ا.ج میکنی از استرس این چیزا پیش میاد ☺ ادرین: اره اره مامان حرف شما کاملا درسته! امیلی: اما پسرم ببین! تو خوب باش...تو استرس نداشته باش این ماریانا رو میبینی اون از عمد هی دور و بر تو میپلکه ببین پسرم باید حواست رو جمع کنی ادرین متوجه میشی من چی میگم ها!؟ ببین پسرم هر چی باشه اون بلاخره از خون اما هست اون رنگشو نشون میده اونم یه روزی کار مادر و مادربزرگش رو میکنه! پسرم تو نمیدونی اما من دیدم همیشه داره بهت نگاه میکنه تو هر جا میری اون پشت سر تو راه میوفته *ادرین داره به ماریانا نگا.ه میکنه ماریانا هم تو چشماش اشک جمع شده* پسرم تو یکم حواست بهش باشه اون دختر درستی نیست من دارم بهت میگم پسرم من دارم به خاطر این بهت میگم چون من میدونم تا فرصت پیدا کنه بهت میگه که من تو رو د.و.س.ت د.ا.رم ببین پسرم شاید این حرفو نزنه اما صورتشو بهت نشون میده و تو رل ته.د.ی.د میکنه اما ریشی تو یادت باشه پسرم اون صورت مال ماریاناعه مرینت نیست باشه ادرین؟ *ماریانا داره گریه میکنه ادرین ا.ش.ک.ا.ش رو پ.ا.ک میکنه🥺*
فهمیدی پسرم اره؟ ادرین: مامان من همه چی رو متوجه شدم شما برید من هم میام 😕 امیلی: نه من نمیرم بیرون تو بیا الان بیا بیرون میخوام باهات حرف بزنم ادرین: م...مامان م...من بدون حوله اومدم اینجا دوش بگیرم خب اگه شما بخواین من اینجوری میام من حوله ندارم مامان میفهمید که چی دارم میگم😐 امیلی: باشه باشه! زود بیا بیرون میخوام باهات حرف بزنم باشه!؟ دختره افتاده دنبالش😒 و رفتم بیرون! ادرین: ببین! لطفا از حرف مامانم ناراحت نشو دلش پاکه فقط......بنذریم تو دیگه برو وگرنه مالیرا و مامان معلوم نیست چی فکر میکنن منم یه آب.رویی دارم دیگه ماریانا: داری😢 ادرین: چی؟ ماریانا: آبر.و 🥺😢 ادرین: اها😅 ماریانا: خواستم پاشم که سرم محکم خورد به سرش....اخخخ ادرین: اییی ......امممم *ماریانا رفت* &فردا& ماریا: اردین بیا اینجا ببینم! بیا این لباسو بپوش! بیا اینجا بپوش ببینم باید یه سایز دیگه بگیرم یا نه! 😫 اریان: عااااااا بیا اینجا و فوری اردین رو گرفتم ..... بیا پسرتو گرفتم پسر عزی.ز دردونتو بگیرش پانیا: وای ز.ن عمد میدونی چی شده ارایشگر نیومده حالا ع.ر.و.سی چی میشه؟ لیران :پانیا! با نیومدن ارایشگر که ع.ر.و.س.ی کنسل نمیشه چرا اینقدر نگرانی ز.ن عموت که هست نگران نباش پانیا: شما؟ لیران: من خیلی خوب ارایش میکنم پانیا: واقعا؟ و پریدم ب.غ.ل.ش * بچه ها ع.ر.و.س.ی جلو افتاده امیلی به عا.قد پول داد که امروز ع.ر.و.س.ی باشه😫😒 یعنی امروز عر.و.س.ی هست😢* امیلی: آرین این آرین کجا موند پس ؟
اریان: داداش آرین؟ که دیدم با کلی کیسه خرید اومد داخل 😂😂 امیلی: همه کار هایی که گفتمو انجام دادی؟ انجام دادی؟ آرین: اینو بگیر ... من همه کار ها رو انجام دادم اما بازم میرم بالا چک کنم بیا بالا.... بیا دیگه اریان: باشه ادرین: از بالا داشتم همه چیز رو میدیدم ... توی خونه همه به خاطر کارای ع.ر.و.س.ی دیوونه شدن انگار قراره چند تا عر.وس.ی با هم دیگه برگذار بشه...من تو اتاق بمونم بهتره برم پایین ممکنه اینا گیرم بندازن داشتم میرفتم که یه حس عجیبی بهم دست داد ماریانا: داشتم پرده ها رو وصل میکردم که یه سر گیجه عجیب اومد سراغم .... اون خواب دوباره اون خواب اومد جلوی چشمم *خوابی که دیده بود که مرینت ت.ی.ر میخوره* خیلی سرم درد گرفت نمیتونستم درست جلوم رو ببینم &روی چهارپایه هست& که داشتم میوفتادم کههههه ادرین: فوری گرفتمش ماریانا: چشمام رو باز کردم...ادرین رو دیدم چند لحظه خ.ی.ره موندم _______ ادرین: اممم تو داشتی میوفتادی م..من دیدم که....م..من تو رو گرفتم ام و بلندش کردم ام خ...خب ت..تو یه چیزی رو به من بگو...ت..تو چرا بالای چهارپایه بودی ها!؟ تو خونه جان هست اریان هست آرین هست تو چرا رفتی اونجا؟ تقصیر توعه دیگه ماریانا: من نمیدونم چی شد! داشتم پرده رو درست میکردم بعد یهو یه چیزی دیدم یه خواب عجیب دیدم نمیدونم ادرین: خواب؟🤨😐 همه شب میخوابن خواب میبینن ت..تو، تو بیداری خواب میبینی؟ ی..یعنی تو چه جور ادمی هستی تو با چه نقشه ای اومدی؟ ماریانا: 😬😐 خواب نبود ادرین! تو نمیفهمی......ببخشید ادرین: اشکال نداره! ماریانا: بعدشم ممنون....اگه تو اون لحظه نمیومدی من میوفتادم رو زمین معلوم نبود چقدر ز.خم.ی میشدم ادرین: ببخشید تو نیفتادی تو داشتی میوفتادی من اومدم اگه نمیومدم تو میوفتادی زمین و خدا میدونست چت میشد! تو باید ازم تشکر کنی باید بهم بگی ممنون! ماریانا: برای همین گفتم ممنون دیگه ادرین: اها حالا خوب شد! مالیرا: ادرین! تو کجایی؟ من از دیشب دارم دنبالت میگردم! حمومو گشتم اتاقو گشتم از حال گرفته تا باغ! تو هیچ جایی نبودی! کجا بودی؟ ادرین: اممم من..... خب ببینم تو چرا.....اشکالی نداری تو چرا داشتی دنبال من میگشتی ! نه جواب سوال منو بده تو چرا داشتی دنبال من میگشتی مالیرا: راستش بیخیال! ادرین: نه نه تو بگو چرا..ب..باشه باشه مالیرا: راستش من اینو یادم رفت اینو یادمه که داشتم دنبالت میگشتم من اومدم اینا بهت بگم که من دارم میرم ارایشگا.ه ادرین: اها باشه خداحافظ ...من با تو نمیام مالیرا: اره میدونم نمیای من میرم یکم دیگه بر میگردم ادرین: اها باشه مالیرا: ببین منو! تو هم برو اماده شو! ماریانا: من الان میام مالیرا: به به! چه بهونه خوبی! منظورم اینه که تو اگه همش اینجا بمونی پس کی میخوای اماده شی و بری ارایشگ.اه ؟ ماریانا: نه نه من میمونم هنه کار ها رو انجام میدم همینجا اماده میشم مالیرا: زیبایی تو توی سادگی توعه مگه نه ادرین؟ ادرین: 😍 اره کاملا درسته! ه...ها ها یعنی حرفی که میزنی درسته!😅 بگذریم! م...من میرم که اماده شم ( اینم از ابن پارت اگر خوشتون اومد لایک و کامنت فراموش نشه تروخدا لایک کنید و کامنت بزارید🥺 ناظر عزیزم تروخدا منتشرش کنید ممنون میشم 🥺 بعدی شرایطه)
اهم اهم
مرگ بر امیلیییی
مرگ بر مالیراااا
مرگ بر ضد شیپ آدریانا
مرگ بر همشون اصن😐
اهم😂🍜
من گفتم یکم تنوع ایجاد کنم امیلی رو بد کردم گابریل رو خوب😂🍜
عالی بود اجی جون😍
مرسی عزیزم😊
عالییییییییییی مثل همیشه💖💖💖💖
نگران نباش این امتحان ها کمر همه رو شکسته این یک ماه به سلامتی بگذره تعطیلات تابستونی شروع میشه اونجا میتونی زودتر پارت بزاری و از اینکه 5 اسلاید گذاشتی سپاس بی نهایت😊💓💞
مرسی قشنگم😊😘
دقیقا پشت سر هم دارن امتحان میگیرن و واقعا همه رو کلاقه کرده و واقعا ممنونم که درک میکنی عزیزم 😊😚
عالی مثل همیشه
مرسی🙂
بعد امتحانات باید تستچی رو پارو کنیا
عالی😍
ممنونم😍
عالی بود
پارت بعد شرایط کامله
مرسی
نمیتونم بزارم امتحان دارم انشالا اگر شنبه امتحان مهمی نداشتم پنجشنبه یا جمعه میزارم
عالیییییییی
مرسی عزیزم😚
عالی بود😍😍😍
آبجی جونم میشه ی کمکی کنی بهم؟؟؟؟؟
مرسی گلم🙂
البته عزیزم...
آبجی میخوام صدرا رو اذیت کنم
چرا😐
اون باعث شد مرضی قلبی گرفتم
😐😐
آبجی حالا کمکم میکنی؟؟؟
بگو اگر دیدم مناسبه کمک میکنم😹
آبجی جدی میگم
خب بگو
Mahta111111
بیا شاد بگم👆
عزیزم درست مهمتره
میتونی پارت بعد رو بعد امتحانات بزاری
اینجوری خییییلی بهترهه
مرسی عزیزم ممنون که درک میکنی😚🙂👍🏻
مرسی که 5 اسلاید کردیییی
خواهش میکنم☺