خب اولین داستان من بلواقع درمورد موچی نوشته شده.....بخونید لذت ببرید لایکم بزنید نزنید...ینی که موچی دوست ندالیییییییی....کیلی بدیییییی(ناظر من گفتم ظرفاتو دوماه میشورم خب یه ماه دیگم بزار روش برات میشولم)
شروع میکنیم...............
سلام من دویونگم کیم دویونگ.آره آهنگساز گروه بی تی اسم.اینجا توی کمپانی بیگ هیت نمیتونم آیدل شم زیاد علاقه ای هم ندارم آیدل شم برای همین توی بخش اهنگسازی کار میکنم.مادر پدرم سالها پیش توی یه تصادف مردن و من با خانواده پدری و مادری یه ماه یه ماه زندگی کردم.یکی از تلخ ترین خاطرات من مال همون موقس.ینی موقع تصادف.که....ولش کنین.راستی من یه آشپز خوبم.ساز میزنم و رقصم هم بدک نیست.من همیشه لباس های اسپرت میپوشم.آدم عجیبی هستم.حداقل بقیه همچین فکری میکنن.پولدار هستم.خانوادگی پولداریم.ولی من زیاد با این پولداری سازگار نیستم.سعی میکنم بیشتر بین مردم باشم.اشتباه نشه با خانوادم دعوا نکردم ک بعدش عین فیلما بزنم بیرون هوا بارونی باشه.ن ن ن اصلا نه.اتفاقا روابط من با خانوادم عالیه.فقط یه مشکلی هست.اونا رفتن خارج از کره.عموم رفته کانادا.پدربزرگم با مادربزرگم رفتن آمریکا.داییم انگلیس زندگی میکنه.تقریبا دوسالی میشه کره تنهام.آره همونطور که حدس میزنین خیلی اصرار کردن بیام پیششون ولی نرفتم شاید بخاطر دوستام شایدم بخاطر اینکه اینجارو دوست دارم.نمیدونم.ولی زندگیم تو کره رو خیلی دوست دارم.صبح ساعت 6:30 بیدار میشم ورزش میکنم و شب تا دیر وقت روی تنظیم اهنگ و کارهای دیگه موزیک ویدیو گروه بی تی اس کار میکنم
شاید تقریبا 5 ساعت و سی دقیقه خواب دارم ولی راضیم خیلی خوبه.خب اگه موافق باشین بریم سر داستان.اوکی؟!بریم.طبق معمول ساعت 6 و 30 صبونه خوردم و بعد رفتم برای نیم ساعت پیاده روی.ساعت هفت باید کمپانی باشم.مثل اینکه یه موزیک ویدیو هست باید کلی بشینم روش.آه از اخرین موزیک ویدیو چقدر میگذره؟!شاید ....نمیدونم بیخیال مهم نیست.بزار فعلا هوای تمیز صب بخوره به کلم حال کنم از هوای خوب.به به آفتاب از اون گوشه ها دارد نمایان میشود.منم حسابی دارم کیف میکنم.معمولا موقع پیاده روی آهنگای جاستین بیبر گوش میکنم آیم د وان. اصن این آهنگ برای انیمیشن ها عالی میشه.شخصیت اصلی کلی رنج و بدبختی کشیده ولی وقتی از خونه در میاد این آهنگو میخونه همه حال میکنن.چه فیلمی بشه.دم در کمپانی و ایندفعه ده دیقه زودتر رسیدم.ایول خوبه زودتر برسم به کارا و آماده شم برای موزیک ویدیو جدید.طبق معمول کسی نیست و من اولین نفریم که میرم تو.آخ کاش سر راه یه لیوان قهوه میگرفتم بخورم حداقل.صبونه امروز کم خوردم.بیخیال بابا بریم سر کارمون.از پله رفتم بالا طبقه پنجم.اتاق کارم.لبتاب باز کردم چهارتا پیام اومده بود./:ینی چه؟!/:اولش از مین یونگ بود:سلام دو یونگ چ طوری؟!بعدش یا خدا پشمام جیمین بود
تعجب نداشت نمیدونم چرا تعجب کردم.ای ای ای.ینی خب آره همینطور که بقیه طرفدار بی تی اسن من کار تنظیم آهنگشونو دارم هم طرفدارشونم.نه خیلی چیز ولی آره.آرزوی هر آرمی بود یکی از اعضا بهش پیام بده.خب حالا بیخیال چی گفته؟!سلام خانم کیم امروز برای کار قراره بریم پارک.... (این پارکه اسم نمیبرم)لطفا ساعت هفت و ده دقیقه اونجا باشین.وایو عجب عجیب مودب آقا بیخیال ساعت چنده.7و 46 دیقه ددمیز یانده آقا بجنب لبتابم لبتابم.نگو پس چرا کسی نبود.بجنب بریم.لبتابو گذاشتم تو کیف.کلامو گذاشتم سرم بدو بدو مثل یوزپلنگ پله هارو شیش تا هفتا پریدم دویدم خزیدم رسیدم همکف.آقا لیوان که افتاد بیخیال فقط برو....دوان دوان برو پارک.اگه بهموقع نرسم...اخراجم....و چی....باید برم خارج و خوشم نمیاد.حالا همچنان دوان دوان رفتم.این وسط چطور ماشین لایی میکشه وضعیتم همون بود فقط نه موتور داشتم نه ماشین انسانی لایی میکشیدم.چراغ داشت قرمز میشد ساعت چند بود.7:4 دیقه و تا پارک ده دیقه دیگه مونده بود اگه توی هر دیقه دو متر طی کنم چی میشه....باوا الان وقت حل مسائل ریاضیه بیخیال خل شدم چرت میگم چراغ داشت قرمز میشد من سریع با تمام توانم دویدم رسیدم اونور بعد دیگه صبر نکردم ببینم چی شد کی شد رفتم رفتم باز لایی کشان.نفسم در نمیومد.داشتم سیاه میشدم که از دور اون پارک لامصبو دیدم.نزدیکای سیاه بود که رسیدم دم پارک......
دقیقا راس 7:9 آها 7:10 دیقه.خدایا منو با چیتا مسابقه بدم چی میشه؟!عجیب بود.کسی تو پارک نبود.اینهمه جون کندم همش الکی بود:/؟!نمیفهمم.پیرهن طوسیتواون لباس عروسیتو اون کامپیوتر پی سی تو صدای زنگ موبایلم بود.الو؟!.....جان؟!....آقای کوک....من تو پارکیم که......)یهو میبینم یکی ....صبرکن اون پارک جیمینه؟!و اون کیه؟!شیطونه:برو یه آتو بگیر بعدا به کارت میاد؟!دلم:خ.ف.ه شو من چرا باید همچین غلطی بکنم؟!فرشته:ای درود بر شرفت تو هم ساکت شو همش تاثیرات زهرماریه ها.شیطونه:دویونگ برو برو اون کمرا باز کن.خودم:یه لحظه خ.ف.ه خون بگیر ببینم چ وضعیه.در دل جیمین:نمیدونم کارلی میاد سرقرار یا نه؟!امیدوارم که بیاد.ولی اگر نیاد؟!آه خدای من جون مین یو(هیونگه دویونگ داداش بزرگ) دست منه... پیش دویونگ:صبر کن من اصن چرا اینجام شاید یه فامیله دیگه..دل:خو فامیل تو پارک اینشکلی قرار میذاره؟!.فرشته:عجیب است.شیطونه:مقداری بسی زیاد عجیب...دویونگ:اقا بیخیال چ ربطی به ما داره؟!فضولی کار شیطونه..شیطونه:؟!.فرشته:صحیح بریم.دل:من گشنمه.دویونگ:می تو...فرشته:عجیبه منم گشنمه.شیطونه:همینطور من.دویونگ:بریم بریم.عقبکی میاد میخوره به یه عزیزی.اون عزیز کیه؟!
پشمامممم کیم نامجونه.دویونگ:ااا آقای نامجون.نامجون:تو اینجا چیکار میکنی؟!دویونگ:من کع......یهو یکی از پشت میزنه رو شونه نامجون.هیونگ من نیم ساعت دارم جیمینو میگیرم جواب نمیده...نامجون:هوسوک؟!خب جیمین اینجاست...جیهوپ:ااااا دویونگ سلام چطوری؟!دویونگ:خوبم ممنون.نامجون:نگفتی تو اینجا چیکار میکنی؟!دویونگ:خب.....اااااا....داشتم همینطوری رد میشدم برم سمت کمپانی.جیهوپ:ولی کمپانی اونوره که!؟..و به طرف مخالف حرکت دویونگ اشاره میکنه....نامجون:دویونگ؟!شیطونه:ای حاجی زنده باشی ولکن دیگه آقا.فرشته:خودم میبرمت زیارت مکه فقط ولکن.دل:تروجان من...جیهوپ:نامجون اونجارو...اون دختره دست جیمینو گرفته...دویونگ:چی؟!نامجون:پس تو جیمینو دوست داری نع؟!جیهوپ:الکی گفتم....دویونگ:م.....مم...ن هه هه نه معلومه که نه ...نامجون:پس چرا وقتی جیهوپ گفت دختره برگشتی...دویونگ:همینطوری....و یه لبخند خفن که برعکس بقیه چال لپ نداره ولی بخاطر دندون های خرگوشی و سفید با لپ های هلویی بانمک و خفن میشه...جیهوپ:اااااا یاد کوک افتادم ااا راستی نامجون کوک گفت که ....
عالی ای کاش زود تر پارت بعد منتشر شه
من هنوزم سر نیوردم😂
خواهرم با دقت بخون دیگه...سردر میاری...
وای عاای پارت بعدو نزاری برای تمیشه نامجون رو برمیدارم برای خودم
عه دست به نامجون........عاقا من دل نازکم....باش برا خودت پارت بعدیم زدم منتشر بشه میادد
داستانت خیلی قشنگ بود واقعا جذبش شدم حتما ادامه بده ❤✌
منتظر پارت بعدم💜💜
هق میسی( ꈍᴗꈍ)
خیلی قشنگ بود من منتشرش کردم چون خیلی خوشم اومد❤🌝
ناظلی؟!هق ممنون نظل لطفته(ㆁωㆁ)
اره•_•💕✨
من فاطمه زهرام 14
لفیق میشی؟!
اره حتما خیلی خوشحال شدم ^^
پارمیس هستم 12
خوجبختم پارمیس....