🎊Hi🎊 💐پارت 10 رو گذاشتم💐 😊لایک کردن حتی یه دقیقه هم وقتت رو نمیگیره😊
دکتر:بله فقط پنجم دقیقه میتونید ببینیدشون لطفا لباس های مخصوص رو بپوشید و بعد برید ولی زود برگردید چون تعدادتون زیاده😐🙌 تهیونگ:باشه خیلی ممنون💙 جنی:بدویید بریم اماده شیم رزی رو ببینیم🏃🏻 جیهوپ:اره سریع باشین🐾 رفتند داخل اتاقی که رزی اونجا خوابیده بود😭 جیسو:هق هق رزی پاشو چرا اونجا خوابیدیی رزییییی😭😭😭😭 جنی:هق هق جیسو اروم باش😢😭 جیسو:نه نه داره نبضش میاد پایینننن رزیییییی دووم بیار الان دکتر میاد😭😭 جیهوپ:دکتر دکتر بیااااااااااااا
دکتر:پرستار سریع وسیله ها رو بیار😯 جیسو:نه نه رزی تو نباید ما رو ول کنی ما بدون تو باید چیکار کنیم هق هق😭😭😭 جنی:رزییییی پاشوووو تو الان باید مثه همیشه بگی جنی واسم کیمچی درست میکنی هق هق هق😭😭 جیسو:رزیییی ترو خدا اون چشای خوشکلت و باز کن من نمیتونم طاقت بیارم بدون تو😭😭😭 جنی:تروخدا پاشو تروخدا ما نمیتونیم بدون تو تحمل کنیم😭😭😭 جیسو:اگه به فکر ما نیستی فکر اون رزی لاورا و بلینک های بدبخت باش به خاطر اونا چشاتو باز کن😭😭 جیسو:چرا اخه جیسو با داد:چرااااااا
دکتر:لطفا خانم های کیم رو ببرید بیرون تا بتونیم خانم پارک رو نجات بدیم😢 جیمین:هر طور شده باید ببریمشون بیرون😤 شوگا:تنها راهی که میتونیم ببریمشون بیرون اینه که ب غ ل ش و ن کنیم اوکی؟ تنها راهمون همینه با شمارش من یک . دو . سه جیسو رو جین بغل کرد جنی رو هم جیمین(من شیپ نمیکنم😐) جیسو همینطوری محکم میزد به در اتاق رزی جیسو:رزیییی رزییییییی تروخدا در و باز کنید رزییی 😭😭😭 جین:جیسو اروم باش رزی الان خوب میشه😢 تهیونگ:پرستار پرستارررررر بیااااا
😎تموم شد😎 🎀فقط به خاطر اونایی که حمایت میکنند شرط نمیزارم چون درک میکنم چقدر سخته🎀
عالی
اخ جون جنمین
ادامه بده داستانت عالیه
عالییییییی تو رمان نویسی حرف الو میزنی
عالیییی بود🌸