اصلا کامنت نزاریا😐لایکم نکن😐
ملودی:اسنفانی همینجوری داشت میگفت:«هوی،چته ملودی؟چرا حواست انقدر پرته؟»+ااا...هیچی..._مطمئنی حالت خوبه؟چرا لبخندت انقدر ملیحه؟😐+هیچی هیچی بیا فقط بریم...داشتیم با هم حرف میزدیم که گفتم:«میدونی اون پسره کیه؟»_کدوم پسره؟+همونی که موهاش مثل توعه و چشاش آبیه..._آها اون داداش دوقلومه!چرا پرسیدی؟+همینجوری😁.+خب این اتاقته.فکر کنم خیلی خسته ای.😐بهتره بگیری بخوابی.😐+آره آره،بدجوری خستم شب بخیر...😁_وا این دختره چشه😐
من چم شده بود آخه!رفتم به می یونگ زنگ زدم شاید اون بدونه چمه.+هوی،می یونگ،وقت داری؟_آره،چیزی شده؟+می یونگ من وقتی یه نفر و میبینم حس عجیبی بهم میده.انگار میخوام پیشش باشم ولی وقتی پیششم نمیخوام پیشش باشم._اممم...بیشتر توضیح میدی؟😐+همه ی رفتاراش برام خاصه حس میکنم بی نقصترین آدم دنیاست..._طرف دختره یا پسر؟!😐😮+امممم...پسر..._عاشق شدی رفت ملودی😐😁...+چی نه اصلا!من اهل این کارا نیستم!_واقعیت رو بپذیر😐...الان کار دارم ملودی بعدا باهم حرف میزنیم😁
لایک کن برو بعدی❤
یعنی چی؟منی که از عشق متنفر بودم عاشق شده بودم!😐شاید این یه حس موقته و فردا از بین بره...اما همش داشتم بهش فکر میکردم!شاید بخوابم دیگه بهش فکر نکنم...حتی تو خوابم بهش فکر میکردم!من نفرین شده بودم!نمیتونستم دست از فکر کردن بهش بردارم!الان داره چیکار میکنه؟کجاست؟خوابه؟(خب دیگه حوصلتون رو سر نمیبرم😐خلاصه:ملودی عاشق اون پسره شد😐)
خب بچها من امروز آمیکرونم بهتره شاید فردا کامل خوب شم☺
نظرت رو راجب داستانم بگو لطفا😐💜
پارت بعد کی میاد
یه بار درت کردم هر سه بار رد شد
عالی بود اگه د پارت بعد رو نزاری یعنی یک آدم رو کشتی🥲
پارت بعد ازدیروز توی برسیه😐
باشه😂بی رحمت به داستان منم سر بزن😚
اوکی😐💜
عالییییییییییییی
مرسی ریونی💙
بالاخره عشق را تجربه کرد 😂
بنظرم باید باهم دور بیوفتن داستان طولانی تر شه😂😂
اسپویل میکنم برات😐
اون دو تا بهم نمیرسن😐
به هیون کی میرسه😁
حالا با یسری لتفاقات😐
😐😐از اسپویل خوشم میاد.
البته بگما من بعضی وقتا غلط اسپویل میکنم با روح و روان شماها بازی کنم😂😐
عالی بود ادامه بده 😘
مرسییی💜