پارت ۴ 😁 ببخشید اگر دیر شد...
-چی...عاها اینا موچین برای تشکر آوردم😁 همینطوری که داشت میگفت متوجه لکه قرمزی روی لباس ته شد و دقیقا هم رنگ رژ اون دختر بود یورا دیگه نزدیک بود آتیش بگیره که ته گفت +دیدی دختر با لباسم چیکار کرد؟؟ -لکشو که دیدم اما چیکار کرد؟؟ +خم شدم تا بهش بگم اینجارو اشتباه داره میزنه سرشو برگردوند و لبش به لباس نو اونم سفیدم خورد بیچاره کلی عذر خواهی کرد😐من میرم لباسمو عوض کنم -لابد هواسش نبوده.....باشه +خب دیروز چیا بهت گفتم برام توضیح بده
یورا کلمه به کلمشو درست مثل حرفای تهیونگ توضیح داد و حتی یدونشم جا ننداخت +راستش خیلی شگفت زده شدم افرین حالا بشین پشت پیانو -باشه😁 تهیونگ بغل دست یورا نشست و دستاشو گرفت و گفت +مدل زدنت باید اینطوری باشه بعد دست یورا رو روی کلید ها حرکت داد
-ما که دیروز باهم کار کردیم نحو زدن رو +یکم که دقت کردم دیدم دستاتو اشتباه میگیری برای همین خواستم ی یاداوری کوچیک کنم -اوکی ((بعد از کلاس)) روی مبل نشسته بود و منتظر تهیونگی بود که رفته بود قهوه بیاره +بفرمایید -تنکس -تهیونگ شی +عه از اوپا تغییر یافتم به شی😐 -😂 میشه ی اهنگ برام بزنی
+آره البته که میشه درخواستی میگی یا همینجوری بزنم؟؟ - آهنگ Lauv +باشه تهیونگ شروع به نواختن اهنگ کرد و یورا هم همراهش خوند ((بعد از نواختن اهنگ😐)) تهیونگ قدماشو به سمت یورا برد و یورا رو بغل کرد و ل.ب.ا.شو روی ل.ب.ا.ی یورا گذاشت و یورا هم همراهی کرد +میشه امشبو کنارم بمونی -البته
منتظر پارت ۵ باششششش☺💋💋💋
چه فحشی الان بدم عاخه ب تو😐
داخل فاز ماجراجویی و کنجکاوی بودم گفتم الان میاد راجع به اون گلع باش صحبت میکنه وختی اخرشو خوندم ر.ی.د.ه. شد بهم خو😐
بزنمت
میزنم
آب شدم من
آببببببب