
سلاممممممم بلاخره بعد چند قرن اومدمممم خب حالم بهتره لطفا تست دیگم رو ببینین که خیلییی مهمه لطفا🥺 خب بریم سراغ داستان
سلام سلام 👋🏻🔮 اوللل بالا🥺💜 خوندی؟ بریممممم 🙃💜 داستان از زبون میا : واوووو یروز خفن دیگه شروع شد. امروز فنساین بتصه هورااااا 🙃💜(چرا من نمیتونم برم؟ 🥲 ) خب من توی کشور آرمی هستم امروز و راحتتتت میتونم برم اول باید برم پیش سولار ( ساز فروش) تا گیتارم اوکی بشه 🙃🥺 دارم به این فکر میکنم میتونم امروز با پسرا بریم پیش دخترا یا نه(نکته : پسرا _بتص ، دخترا : ب. پ بیلی هم بیلی مینویسم و اینکه بیلی پیش دختراس) به هر حال ما باهم دوستیم 🥺💜 همینطوری فکر میکردم که صدای اما بلند شد و تمام افکاراتم به فنا رفت😑🙂 (چه غلطی کردی؟ _نویسنده جان بخدا هیچی اصلا اگه من کرده باشم تو که خبر داریی😑_ 🔪🙂 _مبشه اما رو معرفی کنی؟ - آره بریم بریم)
اما : دوست میاست و همینطور همخونش خیلی صمیمین و اما هم با بقیه دوسته (منظورم بتص، ب. پ و بیلیه) تصور قیافه با خودتون و... همسن میا عاشق گربه هاست مهربونه مولتی فنه و از بی صدا ها متنفره رنگ مورد علاقش : 💜🟣🟪💙🔵🟦🖤⚫ بریم بعدی ادامه داستان👈🏻
( اول علامتا، من «»(نویسنده) ،اما 😍 ، میا🥰) 😍میاااااااااااااااا با توعممممممممم کجاییییی 🥰 یااااا من اینجام گوشم کر شد چتههههه 😍پسرا اومدن اینجااا نامجون کارت داره حنجرم داغون شد بیا برووو 🥰 ااااا پسرا اومدن؟ اوکی بزار یک لباس بپوشم ببینم چه خبره 😃 پایان مکالمه میا و اما تو اتاق من اومدمممم«» «میا رفت حاضر شد تا بره پایین و قبل از اون پیش پسرا » «فلش بک پیش پسرا » نامجون: بچه هاااا پاشینننن کوک وی بس کنین اون پی اس فورو جیهوپپپ جان هرکی دوست داریییی جمع کن وسایل دست بندتو جیمینننن شوگا رو بیدار کنننن جین غذا حاضره؟ ای خدا انگار دارم با دیوار حرف میزنم🥲😑 همون لحظه جین : بچه هااااا صبونه حاضرهههه همه : هر چی نامجون گفتو انجام دادن و مثل بچه آدم رفتن نشستن که صبونه بخورن نامجون : الان بخندم یا گریه کنم 😃 نامجون میره بشینه که پاش میره رو دسته ی پی اس فور 😂😔 هون لحظه وی و جی کی با هم : نهههههههههههه نامجون هیونگگگگگگگگگگگ و جفتشون به سمت نامجون میدوند جیمین و شوگا : باز دوباره شروع شد جین با دمپایی اش به سمت نامجون میدود و نامجون میدود و جیغ میکشد(چه کتابی😂😔 نویسندهههه تروخدا نجاتم بدههههه😢🔪) بالاخره جین نامجونو ول میکنه و میرن مثل بچه ی آدم صبونه میخورن 😂 اینم به خاطر تو نامجوناااا 😍💜
«پایان فلش بک » از زبون میا : اومدم پایین به پسرا سلام دادم که با قیافه ناراحت و نگاه خشمگین وی و جی کی به نامجون مواجه کنم 😂😔 جو سنگین بود تا اینکه پرسیدم : نامجون چیزی میخواستی بهم بگی؟ نامجون سرشو تکون داد و گفت ( چی گفت؟ در گوش من گفت چی گفت؟ 😂 اگه تو تونستی بفهمی اگه گذاشتمممممم)
تموم شد... تموم شد یا میگممممم نیاااااا اوکی باشه ادامه میدم 😂😔 بریم ادامه ههههه😔😂 نامجون گفت : ببینم بعد فنساین برنامه سرجاشه؟ بی صدا ها... گفتم : آره من بعد نوبت فنساین میرم شما هم بیاین باشه؟ جیمین گفت : مراقب خودت باش🙂 گفتم : باشه اما گفت : منم قراره بیاممم فنساین🌸🌸🌸 گفتم : بعدش و با دخترا و بیلی کلیییییی خوش میگذرونیممممم همه با هم : هوراااااااااااا💜🌸

شرطا نتیجه اس قول میدم پارت بعدیو زود تر بزارم فعلااااا🥰👋🏻
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نامجون بیچاره😂😂
😂😶
خوش حالم که بهتری🥺🥑
ممنونمممم
عالی بود خصوصا بخشی که جین با دمپایی دنبال نامجون بود😹🥑
😂😔
موافقم