سلام شما خوبید من این اولین تست من امید وارم خوشتون بیاد
معرفی( شما دختری بسیار زیبا هستید و برای کمپانی وای دی کار میکنید ( اسم دیگه ای به ذهنم نرسید ) شما موهای بلند و چشم های دورنگ به رنگ های طوسی و آبی هست که خیلی خوشگلتون میکنه و چشم های عروسکی دارید و بایه گروه دختر ۷ نفر که توهم یکی از عضاش هستیند کار میکنید اسم شما لوسی هست و کلا خیلی خوشگل هستیند ) اسم گروه شما کت بلک هست به معنی گربه سیاه ( گفتم شاید بعضی ها ندانند ) این داستان درمورد گروه شما و گروه بی تی اس هست
شروع داستان : لوسی(شما) : وایی چه روزی بود خیلی تمرین کردیم من که پاهام خیلی درد گرفت 😩 رالیتی ( یکی از دوستات) = وایی ۳ تا ۳ روز دیگه باید موزیک ویوی جدیدمون درست کنیم 😑😑
رینبودش (یکی از دوستان ) : ولی هنوز رقصش هم آماده نکردیم و کلی کار مونده تازشم لوسی خانم هنوز به جلسه عکاسیش نرفته 😏😌لوسی(شما): واییییییییییی راست میگه باید برم آمده بشم 😑😑😑😯😯 ( لباس های شما یه هودی بالا نافی به رنگ بنفش و یه شروال جین کشاد مشکی 💜💜💗💗) من رفتم .
راننده (راننده کپانی آمده دنبالتون چون شما یه و دوستانتان ایدل های معروفی بودین ) : خانم لوسی رطفا سریع تر سوار شید .لوسی ( شما): باشه باشه ببخشید دیر شد 😖😖 وقتی رسید جلوی در کپانی هانی ( رئیس کپانی ) : کجا موندی دختر ۲ ساعت منتظرتم😶😶 لوسی (شما):ببخشید الان میرم 🤕🤕 وقتی جلسه عکاسی تمام شد از کمپانی آمدی بیرون و منتظر راننده بودی ولی نیامد مجبور شدی پیاده بری ( چون آدم معروفی بود سوار تاکسی میشد آدم کلی ازش عکس میگرفت ) یه ماسک سیاه رد و راه افتاد 😪
از خانه تا کمپانی با ماشین نیم ساعت راه بود بعد لوسی یا شما خسته شدیت و ربنبودش زنگ زدی بیاد دنبالت ولی طول میکشید بیاد رفتی توی یکی از نمیکت های توی پارک نشستی تا ریمبودش بیاید ( برای کسایی که یادشون رفته رینبودش یکی از هم گروهی ها و دوست های شما هست ) ولی نیامد
بعد یه هو وقتی که داشت خوابت میبرد که یکی امد بیشت نشست اولش ترسیدی ولی بعدش بخودت امدی بعد یه هو دیدی اون یه نفر داره به تو نگاه میکنه لوسی ( شما): وایی این کیه چرا اینجوری نگاه میکنه شاید دیونست شاید هم فهمیده من کی هستم 😨🤐
که یه دفه رینبودش امد و سریع رفتی سوار ماشین شدی شما : کجا بودی خیلی دیر کردی 😑😑 رینبودش : ببخشید ترافیک بود کلی هم چراغ قرمز داشت 😶😶😶 وقتی رسیدین فلاترشای( یکی از دوست ها و هم گروهی ها ) برید بقلت و بوست کرد و توهم اون بقل کردی بعد پینک پای ( یکی از دوستات و هم گروهی هات ) : نمیآید شام بخورید برید دستاتون بشورید 🤤 شما : باشه رفتیم و بعد شما رفتین خابیدین😴😴🤤 فردا صبح : لوسی : صدای پچ پچ های کیه اومدی از اتاقت بیرون دیدین بی تی اس اومده خونتون ( الان میگید این ها اینجا چیکار میکنن وایسید ) بعد لوسی : وای سلام شما اینجا چیکار میکنید 😐😐🤨🤨
بعد تیهونگ : ببخشید مزاحم شدیم ولی ما توی اون مسابقه که شرکت کردیم ( مسابقه بیاید گروه شیم راستی شما اهل کره جنوبی نیستین شما پدرتون روسی بوده و مادرتون امریکایی بوده ) ادامه حرف تیهونگ : یه چالش راه انداخته اممممم
وقرار دیدین دارن رفتش میدن اپل جک ( دوست و هم گروهی شما بود ) گفت: ماقرار کاری کاری کنیم بعد جیمین گفت : اره فکر کنم
ببخشید جای حساس کات کردم امید وارم خوشتون بیاد این اولین داستان من اگه بد بود ببخشید اخه اولین بارم بود یه کم بهم ریخته بود واقعات ببخشد لطفان نزر بدین 🥺🥺🥺🙏🙏
سلام آجی جونم ... عالیییی بود ... پارت بعدی لطفا 🥺🙏🏻❤️🍫🍩
سلام بچه ها 😭😭😭