
فالو کن فالو میشی
گفتم تو کی هستی؟ گفت به زودی میفهمی بعد یک چیزی محکم خورد تو سرم و نفهمیدم چیشد (بیهوش شد) از زبان گابریل (این گابریل چقدر ور میزنه):رفتم تو اتاق آلیس تا ببینم حالش بهتره دیدم نیست اون بادیگارد دست و پا چلفتی هم بیهوشی زنگ زدم پلیس اونا اومدن گفتن پیگیری میکنیم (من تا آلیس رو در حد مرگ شکنجه ندم ول نمیکنم گابریل: من اجازه نمیدم من: کی از تو اجازه خواست) از زبان آلیس: بهوش اومدم دیدم توی یک اتاق تاریک و کوچیک هستم و به یک صندلی هم بسته بودم سعی کردن طناب رو باز کنم اما جون نداشتم پس تلاش بیهوده نکردم و تسلیم شدم چند نفر با ماسک اومدن داخل اتاق
یکی شون که فک کنم رئیس شون بود گفت: پس میخوای بدونی که من کی هستم من کسی هستم که میخواد انتقام بگیره (ماسک رو برداشت) آلیس: ت..تو...تویی؟ از زبان راوی:رئیس شون ماسک رو برداشت و اون کسی نبود جز آدرین😱(😂) از زبان آدرین: حالا میفهمی چرا بقیه از من میترسن چون من به هرچی که بخوام میرسم الانم میخوام تو رو نابود کنم😈 از زبان گابریل: خیلی نگرانه آلیس بودم یعنی الان کجاست؟ حالش خوبه؟ آههه (داد میزنه) من اون پسره رو پیدا میکنم و اون رو میکشم😡 از زبان ناتالی: دیدم صدای داد نیاد رفتم اتاق آقای آگراست و گفتم قربان لطفا آروم باشید همه چیز درست میشه گابریل:امیدوارم از زبان کارگاه:(کارگاه همونیه که داره دنبال آلیس میگرده) سرنخ ها و پرونده هایی با این مورد رو بررسی کردم دوربین های امنیتی خونه و مدرسه ای که میرفت تو دوربین های مدرسه فقط یک نفر بود که قصد نابودی آلیس رو داشت سرنخ ها من رو به فاضلاب رسوندن دیدم داره صدا هایی میاد درخواست نیروی پشتیبانی کردم (در آینده ای نزدیک میفهمید چطوری پیدا شون کرد) از زبان ناشناس: خواستم ردی به جا بزارم برای همین ربانی که کمی از موهاش رو گرفته بود باز کردم جوری که متوجه هیچی نشد
از زبان آلیس: خیلی ترسیده و متعجب بودم خشکم زده بود نمیدونستم چکار کنم گفتم از من چی میخوای گفت: دیدن زجر کشیدنت رو میخوام منم بیشتر از قبل ترسیده بودم که یک دفعه چند نفر ریختن تو اونا رو دستگیر کردن اما چند تا از اونا فرار کردن (ناشناسه با رئیس شون و دونفر دیگه فرار کردن) اما یکی شون به جای فرار کردن با یک چیزی زد تو سر من و چیزی نفهمیدم (بیهوش شد) از زبان ناشناس: رئیس اعصابش خورد بود چون اونا فرار کردن و خونه شوت رو عوض کنن منم یادم به رسانه افتاد پس واسه اینکه وفاداری رو ثابت کنم گفتم این مال دخترس میتونیم بدیم سگ ها بو بکنن و اون رو پیدا کنن رئیس ربان رو گرفت و گفت نقشه خوبیه تو وفاداری رو ثابت کردی
یکی شون که فک کنم رئیس شون بود گفت: پس میخوای بدونی که من کی هستم من کسی هستم که میخواد انتقام بگیره (ماسک رو برداشت) آلیس: ت..تو...تویی؟ از زبان راوی:رئیس شون ماسک رو برداشت و اون کسی نبود جز آدرین😱(😂) از زبان آدرین: حالا میفهمی چرا بقیه از من میترسن چون من به هرچی که بخوام میرسم الانم میخوام تو رو نابود کنم😈 از زبان گابریل: خیلی نگرانه آلیس بودم یعنی الان کجاست؟ حالش خوبه؟ آههه (داد میزنه) من اون پسره رو پیدا میکنم و اون رو میکشم😡 از زبان ناتالی: دیدم صدای داد نیاد رفتم اتاق آقای آگراست و گفتم قربان لطفا آروم باشید همه چیز درست میشه گابریل:امیدوارم از زبان کارگاه:(کارگاه همونیه که داره دنبال آلیس میگرده) سرنخ ها و پرونده هایی با این مورد رو بررسی کردم دوربین های امنیتی خونه و مدرسه ای که میرفت تو دوربین های مدرسه فقط یک نفر بود که قصد نابودی آلیس رو داشت سرنخ ها من رو به فاضلاب رسوندن دیدم داره صدا هایی میاد درخواست نیروی پشتیبانی کردم (در آینده ای نزدیک میفهمید چطوری پیدا شون کرد) از زبان ناشناس: خواستم ردی به جا بزارم برای همین ربانی که کمی از موهاش رو گرفته بود باز کردم جوری که متوجه هیچی نشد
یکی شون که فک کنم رئیس شون بود گفت: پس میخوای بدونی که من کی هستم من کسی هستم که میخواد انتقام بگیره (ماسک رو برداشت) آلیس: ت..تو...تویی؟ از زبان راوی:رئیس شون ماسک رو برداشت و اون کسی نبود جز آدرین😱(😂) از زبان آدرین: حالا میفهمی چرا بقیه از من میترسن چون من به هرچی که بخوام میرسم الانم میخوام تو رو نابود کنم😈 از زبان گابریل: خیلی نگرانه آلیس بودم یعنی الان کجاست؟ حالش خوبه؟ آههه (داد میزنه) من اون پسره رو پیدا میکنم و اون رو میکشم😡 از زبان ناتالی: دیدم صدای داد نیاد رفتم اتاق آقای آگراست و گفتم قربان لطفا آروم باشید همه چیز درست میشه گابریل:امیدوارم از زبان کارگاه:(کارگاه همونیه که داره دنبال آلیس میگرده) سرنخ ها و پرونده هایی با این مورد رو بررسی کردم دوربین های امنیتی خونه و مدرسه ای که میرفت تو دوربین های مدرسه فقط یک نفر بود که قصد نابودی آلیس رو داشت سرنخ ها من رو به فاضلاب رسوندن دیدم داره صدا هایی میاد درخواست نیروی پشتیبانی کردم (در آینده ای نزدیک میفهمید چطوری پیدا شون کرد) از زبان ناشناس: خواستم ردی به جا بزارم برای همین ربانی که کمی از موهاش رو گرفته بود باز کردم جوری که متوجه هیچی نشد
بچه ها ببخشید این پارت تستچی مشکل پیدا کرده بود اگه اسلایدی تکراری بود ببخشید ولی من دوباره بررسی میکنم تا پارت بعد مشکلی پیش نیاد❤لطفا لایک کن و برای اینکه قسمت های بعدی رو ببینی فالو کن💙
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
فوق محشر بود
تنکس
پارت بعد کجاس؟
نمیاد
یعنی منتشر نمیشه
بچه ها هرکاری میکنم پارت بعدی منتشر نمیشه
عالیییییییی
😚☺
خیلی عالی بود
ممنون
بچه ها چهارشنبه آخرین امتحانم رو میدم و ۲ تا پارت داستان پشت سر هم میزارم گفتم محض اطلاع
عالی بود
ممنون
پارت بعد
باشه الان مینویسم😅
عالی بود
ممنون😊😚
فوقالعاده بود ♥
🥰😍