5 سال پیش 6 اسلاید 901 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (49)
  • خلاصه اینکه خیلی گریه کردم

  • قبلا دیدمش
    منم تا یه مدت تحت رژیم بودم بلاخره پنج کیلو کم کردم💔
    خیلی دلم به حال شوگا سوخت 💔
    به نامجون افتخار میکنم که فقط به فکر موفقیت گروه بوده تا دانشگاه💔
    هوسوکی😭منم بابام مخالف رقصیدنمه و فقط مامانم علاقشو نشون میده😭
    من قبلا عین جونگکوک بودم😭
    سوکجینی😭
    تهیونگ😢فکرشم منو میترسونه😢
    خلاصه‌ای

  • من اینو وقتی چند دو سه هفته بود آرمی شده بودم دیدم
    و حتی اون موقع هم گریم گرفت چه برسه به الان🤧
    به خاطر همین نگاش نکردم 😐😁😂

  • هقققق من قبلا اینو دیده بودم سرشم کلی گریه کردم🥺🥺🥺💔

    • منم آبجی ولی باید الان خوشحال باشیم ما پسرا رو دارین

    • باید بخاطر فرشته هامون همیشه امیدوار باشیم و خودمونو دوست داشته باشیم🥺✨💓
      درسته ما آرمیای ایرانی نمیتونم ب کنسرتشون یا فنساینشون بریم یا حتی نت کافی برای استریم زدن نداشته باشیم ولی از دور ازشون حمایت میکنیم و بهشون نشون میدیم چقدر واسمون با ارزشن و دوسشون داریم🥺🧡🪔

    • موافقم

  • آخهههههه

  • عه من اینو قبلا دیدم و عین شیر حموم گریه کردم دیگه نگاه نکردم که گریه کنم
    ولی خیلی غمگینه

  • واقعا ممنونم این حسو احتیاج داشتم منم عین جانگ کوکم میتونم خوب گوش بدم ولی بخوام حرف بزنم بغضم میگیره

  • دیدم و دارم با گریه مینویسم😭

  • هرکاری کردم نتونستم جلو گریمو بگیرم هقققق

  • سر نامجون و تهیونگ و کوک خیلی گریه کردم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.