
سلام مجدد..... 😇 من اومدم با یه پارت دیگه😉.....امیدوارم خوشتون بیاد😘نظرات و انتقاد ها هم برام مهمه😆.....تروخدا نظر بدین😢😞
از زبان شما:وایییییییییی😅😇😍😍👌امروز یه روز فوق العاده هس ولی هنو شوگا جواب منو نداده😕.....دارم دیوونه میشم😡...نه به اون شبش که گفت گوگولیم😢ونه به الانش که حتی یه نگاه ریز هم نکرده ببینه چی میگم😣😤لابد الان هم که میریم کنسرت اصن یادش نیس من کیم😥....نگار:نورا پاشو اماده شو کم کم دیگه کنسرت شروع میشه😍....شما:باش الان میرم😞...و با بی حوصلی تمام میرین تا اماده شین تیپ و استایلی که دیروز انتخاب کردین رو میپوشین(تو پارت قبل گفتم.. نخوندی حتما بخونش😉)....خودتون تو اینه یه برانداز میکنین و با خودتون میگین...فوق العاده شده😘😘😅
از زبان تهیونگ: امروز کنسرت بود و من مثل همیشه خیلی ذوق داشتم😍..........همنجور که میکروفونو عزیزم رو تمیز میکردم😉 نامجون میاد و میگه: تهیونگ پاشو...تا دوساعت دیگه کنسرت شروع میشه😘.....پاشو باید زود بریم😇..........جین:من حوصله ندارم رانندگی کنم😅نمیشه بگین ماشین شخصی بیاد دنبالمون؟😅😊.....جیهوپ:نه عزیرم باید زود تر میگفتی😉.....حالا مشکلی نداره جونگ کوک: رانندگی کنه😄..جونگ کوک:چرا پای منو میکشی وسط!!!!!😤😕..خودت بشین پشت ماشین😆✌✌...جیمین: مجبورین دعوا کنین خودم میشینم پشت ماشین😇....شوگا:نه نمیخواد تو خیلی بد رانندگی میکنی، خودم میشینم😄😍😘✌
از زبان نگار: خیلی خوشگل شده بودیم😄قرار بود نورا پشت ماشین بشینه....😇......رسیدیم به کنسرت اومدیم از در بریم تو که یهو نگهبانی که اونجا وایساده بود بهمون گفت:ببخشید من باید شما شش تا رو با خودم ببرم😆.......شما:چرااااااا....کاری ردیم😱😱...نگهبان:شما همراه من بیاید رفتیم براتون توضیح میدم😄....نگار:خرگوشم من میترسم😭....غزل:چقد شما ها ترسویید...بیاین بریم فوق فوقش میبرنمون بازداشتگاه😁....سروناز: واااا😯....این چه حرفیه میزنی تو خواهررررر😣...نگهبان:تموم شد ؟😤....نسیم:نه....نه....صب کن اقا من میخوام وصیت ناممو بنویسم😅....ما:😂😂😂...نگهبان:😑😐😐
از زبان نگار: خیلی خوشگل شده بودیم😄قرار بود نورا پشت ماشین بشینه....😇......رسیدیم به کنسرت اومدیم از در بریم تو که یهو نگهبانی که اونجا وایساده بود بهمون گفت:ببخشید من باید شما شش تا رو با خودم ببرم😆.......شما:چرااااااا....کاری ردیم😱😱...نگهبان:شما همراه من بیاید رفتیم براتون توضیح میدم😄....نگار:خرگوشم من میترسم😭....غزل:چقد شما ها ترسویید...بیاین بریم فوق فوقش میبرنمون بازداشتگاه😁....سروناز: واااا😯....این چه حرفیه میزنی تو خواهررررر😣...نگهبان:تموم شد ؟😤....نسیم:نه....نه....صب کن اقا من میخوام وصیت ناممو بنویسم😅....ما:😂😂😂...نگهبان:😑😐😐
.......همه همراه نگهبان رفتیم😯....قلبم داست تند،تند میزد....😥❤دیدیم درو باز کرد و گفت....نگهبان:بفرمایید...شما بلیت وی ای پی داشتید😅😇 و ردیف جلو نزدیک ترین صندلی ها به استیج😁....همه هنگ کرده بودیم😄....تسنیم:من بلیط وی ای پی نگرفته بودم که😮....شما:وایییییییییی😍گفت نزدیک ترین صندلی به استیج😇😇.......نگار:راس میگهههههه😘😘😍✌✌.....بعد هممون عین یه گله گوسفند به سمت صندلیمون دوییدیم😂😂(پ.ن:ببخشید..اینجوری تشبیهتون کردم😅...خواستم قشنگ داستانو درک کنین😂)....
از زبان نامجون: کنسرت داشت کم کم شروع میشد😍.......پسرا برا جبران اون شب شش تا صندلی وی ای پی برا دخترا گرفته بودن😇😇...هممون حس خوبی داشتیم که تونستیم جبران کنیم😅😅....وایی😘... نمیدونید که اون دختره غزل اونشب چقد گوگولی بود😂😍😇...خیلی دوسش داشتممم😅😇...تهیونگ:نامجون بدووو باید بریم رو استیج✌✌😇❤....
خب بچه ها پارت ۵ هم تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه 😘😍😍...یه توضیح های کوچیکی میخوام بدم😇 با من همراه باشید...😅(پ.ن:دینگ..دینگ😂)
اول همه بگم که (پ.ن)که من مینویسم یعنی پی نوشت که همون از زبان نویسنده هست❤😇😇
و اینکه ببخشبد بچه ها پارت چهارم یدفعه غیب شد😭😭😧.....تو نظرا براتون پارت چهارم رو مینویسم😭😭😘😇✌
و اینکه نظرات و انتقادات برام مهمه😅پس یادتون نره(پ.ن:خدایی درک کنید ماه امتحانس و من انقد فعالیت میکنم و مینویسم تا شما الاف نمونید😥😢).....و اینکه یه چالش دیگه👇👇👇👇 شخصیت خودتون رو بیان کنید😇(پ.ن:حتی با ایموجی)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
😇 منم اینم کلا
معمولا همچین ادمایی فرشتن😇😇
و اینکه شخصیتم رو اینجوری توصیف میکنم👇👇👇
😇😉😂😂😴😴
ممنون که نظر دادی😘😘
عالی بوددددددد😘😇😇😇😇😇😇✌
ممنون گلم😆😆😋😇
عالی
بنویس منتظرم
شخصیت من 👇
🙂🤣🤥😡👸💃
مرسی....باشه😆
فقط چیزای مهمش یا بگم یه جور خلاصه مینویسم کیوتم😘😘😘
ممنون کیوتم