چون پدرو مادر من دزدن س* : چطور ممکنه لطفا بزار بیام تو و بقیشو بهم توضیح بده ی# : پدرمو هیچ جا راش نمیدادند برای کار بابامم شروع کرد به دزدی من الان همه شهر های آمریکا رفتیم بابام فرار میکرد حتی بعضی وقتا اعصابشون خورد میشد و منو تنبیح میکردن منم خسته شدم و پول هایی که داشتم رو برداشتمو اومدم کره جایی که به دنیا اومدم
س* : واقعا چطور ممکنه آخه ی# : ها 😔😔😔 بی بو بی بو بی بو 📢📢 ی# : صدای اوژانسه چه اتفاقی افتاده مادر سوجونگ : سوجونگ سوجونگگگگگگ مهمونات س* : چه اتفاقی افتاده مادر سوجونگ : رفتم براشون چیزی بیارم بخورن که دیددم زنه بی هوش افتاده به اوژانس زنگ زدم الان بردنش
س* :خوب کدوم بیمارستان مدتی بعد در بیمارستان ی# : خانمه ....... کجا هستن منشی بیمارستان : راهرو چپ اتاق ۵۶ ی # : ممنون مادر مادر مامان آقای دکتر چیشده دکتر : متاسفانه از دستشون دادی
ی# : نه مامان مامان خواهش میکنم این امکان نداره ✏😭😭😭 س* : یئون سئو حالت خوبه سئو سئو بیدار شو ( مدتی بعد در خانه یئون سئو ،) ی# : چه اتفاقی افتاد ایتجا کجاست س* : ایناج خونه ماست حالت خوبه ههه (چند وقت بعد از مرگ مادر یئون سئو )
س* : درییییییینگ ی# : بله س* : منم سوجونگ درو باز کن ی# اوه تویی بیا تو س* : سئو من میخواستم یه چیزی بهت بگم و برم بهتره ماجرا ازدواجت با جونگهو رو ادامه بدی من دیگه کمکت نمیکنم و دیگه سر راهت نیستم
اگه میخوای ادامه داستانو بدونی لایک و فالو و کامنت یادت نره 💗💗💗💗
بزار سریع بدو
حتما تا امشب میزارم