سلام این رمانه درمورد پنجتا دختر که میرن کره و اونجا میخان با بی تی اس همکاری کنن ولی ...
پارت اول 🍦💕 از زبون ریما ملینا : من چکار کنم ، مامانم میگه نگرانم میشه و از این حرفا آناسی :اره والا انگار بچه ایم انگار نه انگار بزرگ شدیم قراره بریم دانشگاه ، چنین جایی تو کره بورسیه شدیم و نمیزارن
یوا : اه چقد قر میزنین شماها اونو بسپرین به یوآ کار بلد 😎من میدونم چکار کنم من: چ کار میخوای بکنی ملینا : باز چی تو اون کله ته دوباره گند نزنیاا یوا :نه بابا نمیزنم، من که قبلا هم گفتم که تو کره اشنا دارم دیگه نگرانیشون واسه چیه؟؟ حلش میکنم
آناسی:مطمئنی راضی میشن؟ ملینا : ارع بابا اینقد که یوا کنار خونواده هامون مظلومه و چاپلوس قبول میکنن خندیدم و گفتم : ولی از شیطان درونش خبر ندارن یوا : اینا رو ول کنین لیسا کجاست چرا نمیاد ؟؟دوباره ما رو کاشت و رفت
من : اوناهاش داره میاد یوا : کوش؟؟ ملینا :خره اونور رو نگا کن اونجاس کجا رو نگا میکنی یوآ: کجا بودی چرا اینقدر دیر اومدی ؟؟ هان؟ لیسا:وای بچه ها رسیددد یوآ: چی رسید
لیسا: نامه ی بی تی اس توی نامه نوشتن ازمون میخوان برای آلبوم جدیدشون باشون بخونیم. و آهنگشو درس کنیم من : من باهاتون همکاری نمیکنم آناسی: چرا؟؟ من : چون من از بی تی اس متنفرم ، گروهشون خیلی مزخرفه
لیسا :ترو خدا این به آینده مون بستگی داره ما قراره ستاره بشیم ملینا : اگه تو نباشی ما هم نیستیم من: خیل خب ، باشه ولی من نمیخونم چون ساز بلدم ترانشو درست میکنم. لیسا:وای عاشقتم ❤ یوآ: خب ، الان بیاین بریم باید مامان و بابامونو راضی کنیم
ملینا : ببینیم چه میکنی یوآ قول دادی راضیشون کنی . یوآ: آره بابا نگران نباش آناسی: میگم نمیشه اول بریم بستنی بخریم بعد بریم خونه ؟ هوس کردم
ملینا:منم میخوام لیسا: همه گی بطرف بستنی 😂😜 من: باز دوباره مغز متفکرمون جو گرفتش 😂😂 بعد رفتیم بستنی خریدیم و پیاده رفتیم خونه
خب اینم از پارت اول
نظرتونو بنویسین و ممنون ک خوندین 😘❤❤❤💖
عالییییییییییییی بووووووووووددددددددددددد🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
عالی بود میشه اسم دختر ها رو بگی
عاره پنجتان : ملینا یوآ لیسا ریما آناسی
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییی😍😍😍
🥰