کامنو بزارین دیه😪.پارت قبل ۱۶ بازدید داشت و یه کامنت
《آیو》 از آسانسور پیاده شدم . اونم از اونطرف رفت . منم عین اسکلا😂 وایسادم نیگا کردن . نویسنده بیییب ، بخدا اگ مارو بهم نرسونی بد میبینی😌(نویسنده بییییب هستم : 😐فضولی نکن بزار بنویسم تو الان باید عین اسکلا به در آسانسور خیره شی نه اینکه به من بگی چی کار کنم چی کار نکنم😐) 《آیو》 همینجوری تو در آسانسور محو بودم که یکی بشکن زد اون دختره : بزار بیاد خاستگاریت بعد اینجوری نیگاش کن😂😐
تازه به خودم اومدم ، به دختره نگاه کردم گفتم : ها؟ چی؟😮 دختره : هیچی باو ، من جنی ام😜(عکس اسلاید). منم آیو ام🙃🙂 جنی : دوسش داری؟ آیو : چی؟؟ نهههه تازه امروز دیدمش☺ جنی : پس عشق تو نگاه اوله . بیا بریم تو اتاق🤓
رفتم تو خوابگاه و با ۳ تا دختر دیه روبه رو شدم . سلام کردم و گفتم : خوابگاها ۵ نفرس؟ جیسو : اره ، کدوم تختو میخوای؟ جنی: اون بالاییه مال منهههههه هااا🤪 رزی : بیخیال جن🙃 خودت کجا میخوابی ایو؟ من : همینجا (به یه تخت اشاره کردم) درضمن من ایو نیستم ، آیوهستم☺💖 رزی : چ فرقی داره ، اینا جِس(جیسو🙄) ، جِن(جنی🙄) و لِس(لیسا🙄) هستن منم رزان پارک هستم لیسا : اگه اسمای ماهم انقدر کامل میگفت نصف غمای دنیا از رو دوشم برداشته میشد🙄😂
هممون خندیدیم . فردا رفتم سمت دانشگاه که چنتا پیر دنبالم کردن و پشت ساختمون گیرم انداختن ، خیلی ترسیده بودم 🥺😬 که یهو یکی گفت : اصلا کارتون درست نیست😏 نگاه کردم ، همون بود😀 ریلکس وایساده بودو به من چشمک زد
《نامجون》 روز اول بود ، باید حسابی هواسمو جمع میکردم . حسابی و فکر نقشه بی نقصم بودم ک جشمم افتاد بهش،بازم خمارش شدم🤤 چچنتا پسر پشت سرش راه میرفتن🤨مشکوک شدم و تعقیبشون کردم ، رسیدن پشت ساختمون، گفتم : اصلا کارتون درست نیس😏 بعد بهش چشمک زدم که از اینجا بره ، یقه یکیشونو گرفتم و با مشت پرتش کردن تو دیوار(اخ جوونم صحنه اکشن. پفیلای من کووو😂 نامجون: پفیلام کجا بود تو این وضعیت؟ بشین بنویس تا دیه عشقم مزاحم نداشته باشه😡👿 من : مگه مافیایی ها هم عاشق میشن؟؟😛نامی :😐برو سر کارت🔫)
فقط بگو توهم عاشقی
نتیجه 1
کامنت بزارین دیگه ، لایکم بکنین ، به دوستاتونم معرفیش کنین . 💖💖💖🙏 من ک هفته دیه میان ترممه و فردا ۴ امتحان ارم وقات میزارم ینوبیم ، دوجمله کامنت بزارین🥺بخاطر نامییی
نتیجه 2
کامنت بزارین دیگه ، لایکم بکنین ، به دوستاتونم معرفیش کنین . 💖💖💖🙏 من ک هفته دیه میان ترممه و فردا ۴ امتحان ارم وقات میزارم ینوبیم ، دوجمله کامنت بزارین🥺بخاطر نامییی
نتیجه 3
کامنت بزارین دیگه ، لایکم بکنین ، به دوستاتونم معرفیش کنین . 💖💖💖🙏 من ک هفته دیه میان ترممه و فردا ۴ امتحان ارم وقات میزارم ینوبیم ، دوجمله کامنت بزارین🥺بخاطر نامییی
نتیجه 4
کامنت بزارین دیگه ، لایکم بکنین ، به دوستاتونم معرفیش کنین . 💖💖💖🙏 من ک هفته دیه میان ترممه و فردا ۴ امتحان ارم وقات میزارم ینوبیم ، دوجمله کامنت بزارین🥺بخاطر نامییی
واای عالی بود😍♥
منتظر پارت بعدم
میسسسیییی
این اسلاید چهاره ، ویرایش نشد🙏 تو دو دیقه منتشر شد وقت نکردم ویراسشش کنم
یکیشونو. کوبیدم تو دیوار ، اون یکیشون بهم حمله کرد ، تفنگمو در اوردم ، دستشو گرفتم و عقب عقب در حالی ک تفنگم رو به اونا بود دوتایی رفتیم سمت محوطه، بعدش تفنگمو گزاشتم تو شلوارم ، جلوم وایساد ، چشاش یه شب پرستاره ود🥺💖 گفت : دوبار نجاتم دادی ، چجوری تشکر کنم؟☺🙂 . اصلا اختیارم دست خودم نبود ، بی اختیار گفتم : فقط بگو توهم دوسم داری🥺🥺🥺