5 سال پیش 6 اسلاید 83 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (4)
  • واای عالی بود😍♥
    منتظر پارت بعدم

  • این اسلاید چهاره ، ویرایش نشد🙏 تو دو دیقه منتشر شد وقت نکردم ویراسشش کنم

  • یکیشونو. کوبیدم تو دیوار ، اون یکیشون بهم حمله کرد ، تفنگمو در اوردم ، دستشو گرفتم و عقب عقب در حالی ک تفنگم رو به اونا بود دوتایی رفتیم سمت محوطه، بعدش تفنگمو گزاشتم تو شلوارم ، جلوم وایساد ، چشاش یه شب پرستاره ود🥺💖 گفت : دوبار نجاتم دادی ، چجوری تشکر کنم؟☺🙂 . اصلا اختیارم دست خودم نبود ، بی اختیار گفتم : فقط بگو توهم دوسم داری🥺🥺🥺

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان