پارت بعد قسمت اخره😉
یکی از مامورا: هر چی به اون شماره زنگ میزدم میگفت در شبکه موجود نیست سریع رفتم این فیلمو نشون رییسمون دادم........لوسی: رسیدم کلانتری اشکامو پاک کردم پیاده شدم رفتم تو از یکی از مامورا پرسیدم ادوارد دوپن چنگ کجاست؟؟ مامور: تو اتاق بازجویی.........ادوارد: تو بازداشتگاه بودم که یکی اومد بهم گفت باید برای بازجویی برم گفتم بازجویی برای چی منکه کار خلافی نکردم مامور: یه چیزی به پروندت اضافه شده برای اون میبریمت ادوارد تو دلش: یعنی قضیه بابای مرینته؟؟؟ بلند شدم رفتم تو یه اتاق دوتا صندلی با یه میز وسطش بود رو یکی از صندلیا نشستم یه مامور اومد مامور: انگار یکی خیلی باهات دشمنه ادوارد: منظورت چیه؟؟ مامور: دقیقا همین شبی که بازداشت شدی یه فیلم قتل که تو توش شریکی رو برامون فرستاده ادوارد: کی فرستاده؟؟؟ مامور: نمیدونم بچه ها نتونستن منبعشو پیدا کنن خب حالا ازت میخوام سریع برام توضیح بدی که اون شب تو شرکت دوپن چنگ چیکار میکردی
ادرین: جانی؟؟؟ جانی: بله ادرین: میخوام برام یه چیزیو منتشر کنی اینکی هم منبعش ناشناس باشه جانی: چی؟؟ ادرین: اینکه لوسی خواهر ادوارده مرینت: ادرین یکم زیاده روی نمیکنی؟؟؟ ادرین: باید چهره واقعی لوسیو برای پدرو مادرم نشون بدم این تنها راهشه جانی: باشه ادرین: الان نصفه شبه فردا صبح تیتر اول اخباره.........لوسی: نیم ساعت بود منتظر بودم که دیدم ادوارد اومد بیرون رفتم گفتم میخوام با ادوارد حرف بزنم گفتن باشه بردنمون تو یه اتاق گفتم برای چی ازت بازجویی کردن؟؟؟ ادوارد: برای بابای مرینت یه فیلم براشون رسیده لوسی: از کجا؟؟؟ ادوارد: گفتن نمیدونم ولی من حدس میزنم کار ادرین باشه لوسی: چطور ممکنه؟؟ اون از کجا میدونه؟؟ ادوارد: از اون پسر باهوشی که من دیدم همه کاری بر میاد اصلا امشب کپ کرده بودم هیچ کاری نمیتونستم بکنم لوسی: صبر کن یعنی میدونه که من خواهرتم؟؟؟؟ ادوارد: امکانش هست....... ادرین: با مرینت رفتیم سوار ماشین شدیم و به سمت خونه حرکت کردیم مرینت: ادرین لطفا این کارو نکن ادرین: کدوم کار؟؟؟ مرینت: هویت لوسیو فاش نکن ادرین: خب پس چه جوری به پدرو مادرم ثابت کنم اون کیه؟؟؟ مرینت: نمیدونم از یه راهه دیگه ولی این راه نه
لوسی: وای نه نه نهههه اگه هویت منو فاش کنه چیییی ادوارد: چرا انقدر میترسی همه بفهمن تو خواهر منی؟؟؟ لوسی: چون مامانم بهم گفته بود بهم گفت اگه هویتم فاش بشه تو خطرم ادوارد: حالا میخوای چیکار کنی؟؟ لوسی: باید برم خونه ادرین خدافظ سریع از کلانتری زدم بیرون و با ماشینم به سمت خونه ادرین حرکت کردم باورم نمیشه تو یه شب همه چیزمو از دست دادم😭😭 دلم میخواد بمیرم😭😭......... ادرین: نه مرینت راهه دیگه ای نیست لطفا تمومش کن مرینت: ولی...... ادرین: ولی بی ولی😠 مرینت: سرمو انداختم پایین و دیگه حرفی نزدم آدرین: یکم زیاده روی کردم نباید سرش داد میزدم رسیدیم خونه پیاده شدیم رفتیم بالا در خونه رو باز کردم میخواستم برم تو که دیدم یه نفر اومد جلو لوسی بود گفتم چی میخوای؟؟؟(مرینت داخل خونه هست) مرینت: دیدم ادرین داره با یکی حرف میزنه رفتم نزدیک دیدم لوسیه لوسی: مرینتم اومد یه نگاه بهش انداختم و با بغض بهش گفتم چرا اینکارو کردی؟؟ چرا بهم گفتی دوست دارم ولی درصورتیکه که با مرینت ازدواج کرده بودی؟؟ ادرین: تو هم به من گفتی دوست دارم ولی دشمن اصلیم بودی من فقط همون بازیو که تو سر من اوردی سر خودت اوردم
لوسی: اشکام داشت میومد واقعا من همچین بلایی سر ادرین آوردم؟؟؟؟ گفتم تویی که تا این جا پیش اومدی حتما میدونی من خواهر ادواردم درسته؟؟؟ ادرین: اره لوسی: لطفا جایی فاشش نکن😭😭 ادرین: چرا باید اینکارو بکنم؟؟ لوسی: چون مامانم بهم گفته بود ادرین: اونوقت چهره واقعی تورو چه جوری به مامانو بابام نشون بدم؟؟ لوسی: خودم بهشون میگم فقط لطفا به کسی چیزی نگو😭 مرینت: دلم برای لوسی میسوخت یه نگاه به ادرین کردم بهش اشاره کردم قبول کنه ادرین: مرینت بهم اشاره کرد گفت قبول کن منم گفتم باشه لوسی: ممنونم و رفتم مرینت: داشت میرفت که یهو برگشت بهمون گفت منو ببخشین بابت همه کارایی که باهاتون کردم من معنی عشقو درست درک نکردم ادرین: من بخشیدمت لوسی: به مرینت نگاه کردم مرینت: منم بخشیدمت لوسی لوسی: بدون اینکه حرفی بزنم رفتم بیرون
ادرین: درو بستم یکم دلم برای لوسی میسوخت مرینت: کار درستیو کردی ادرین: چی؟؟ مرینت: اینکه هم بخشیدیش و هم گفتی که هویتشو فاش نمیکنی ادرین: اره دلمم براش میسوزه مثه اینکه واقعا پشیمونه مرینت: منم همین جور ادرین: راستی من یه معذرت خواهی بهت بدهکارم مرینت: بابت چی؟؟؟ ادرین: تو ماشین تند باهات برخورد کردم نباید سرت داد میزدم تو راست میگفتی مرینت: اشکال نداره 😊😊😊 بیا بگیریم بخوابیم که من خیلی خوابم میاد...........لوسی:از خونه ادرین که اومدم بیرون رفتم سمت ماشینم اشکام بند نمیومدن باید به قولی که به ادرین دادم عمل کنم ماشینمو روشن کردم و به سمت خونه خودم حرکت کردم میخواستم شناسناممو بردارم بعدش برم سمت خونه ادرین اینا چون مطمئن بودم مامان و بابای ادرین حرفمو قبول نمیکنن
لوسی: رسیدم خونمون پیاده شدم رفتم طبقه بالا رفتم سمت کمدم شناسنامه اصلیم که نشون میده من خواهر ادواردمو برداشتم به ساعت نگاه کردم سه نصف شب بود رفتم پایین و به سمت خونه ادرین اینا حرکت کردم.........(رسید) لوسی: پیاده شدم رفتم در زدم..... گابریل: خواب بودم چشمامو باز کردم صدای در زدن میومد دیدم امیلیم بیدار شد امیلی: کیه نصفه شبی؟؟ گابریل: نمیدونم من میرم درو باز میکنم رفتم سمت ایفون دیدم لوسیه که با یه سرو وضع داغونی دم در خونمونه در باز کردم لوسی؟؟؟ تو حالت خوبه؟؟؟ امیلی: شنیدم گابریل داره میگه لوسی رفتم بیرون دیدم خودشه گفتم چی شده؟؟ لوسی: من اومدم اینجا یه چیزی بهتون بگم گابریل: چی؟؟ لوسی: اون دشمنی که ادرین ازش حرف میزد اسمش ادوارده و منم خواهر اونم امیلی: چییییییییی؟؟؟؟؟ گابریل: شوخی میکنی دیگه؟؟ لوسی: نه اینم شناسنامم گابریل: شناسنامشو گرفتم دیدم راست میگه............
نیکا بزار دیگه مگه داری عملیات بیتالمقدس انجام میدی خب بزار تا خ. و. ن. ت. و. نریختم
پارت بعد پلیز🌠⭐
ببین میدونم درگیر درس هستیا ولی خوب ما هم منتظریم☹️
عاجی پارت بعدو نمیزاری آخه 6 روز پیش این پارتو گذاشتی😊
عاااااالللیییییی
سلام نیکا جون من تازه وارد تستچی شدم خیلی خوب مینویسی🤏👏👏
اجو جون خداییش ادوارد انتقام نگیره بد می شه و اینکه فرق تیز هاشان با مدارس معمولی چیه کتابهاشان فرق داره
ببخشید من جواب میدم
۳ تا کتاب اضافه داریم و اینکه مطالب بیشتر کتاب میگن خیلی جشنواره و ... دارن هم داخل درس هم داخل مسابقات باید فعال باشی
منم میرم تیز خوشان قبول دارم خیلی فرق داره ولی وقت میکنم هر دوروز یه پارت از داستان هام بزارم
چقدر خوب من عاشق این مدارس فعال هستم خدا رو شکر سال دیگه میتونم تیزهوشان برم
تنک یو از همه
عالی بود
میدونم درس ها هست ولی خیلی کنجکاو پارت بعدم لطفا زود تر بزار که دارم ذوق مرگ میشم
عالی بود مرسی که وقت میزاری♥️♥️♥️♥️
کسایی که به نظرشون من کپی کردم تست دلیل پاک کردن داستان عشق سیاه در میراکلسمو بخونن