ادرین: اومدم زنمو ببرم خونه خودم ادوارد: زنت کیه؟؟؟ ادرین: مرینت رومو کردم سمت مرینت و گفتم خانوم اگراست بریم؟؟؟؟ ادوارد: چییییی😨😨😨 منظورت چیه؟؟؟؟😡😡😡 و حمله کردم به سمتش ادرین: دیدم حمله ور شد سمتم سند ازدواجمونو در اوردم و صفحه ای که نشون میداد منو مرینت زنو شوهر هستیمو نشونش دادم سر جاش وایساد گفتم حرف دیگه ای میمونه؟؟؟؟ ادوارد: ........ (ماتش برده) ادرین: خوبه مرینت بیا بریم مرینت: رفتم سمت ادرین میخواستیم بریم که ادوارد گفت ادوارد: مرینت تو هیجا نمیری ادرین: من شوهرشم و من میگم چیکار باید چیکار نکنه مرینت: دیگه نمیتونی به من امر و نهی کنی ادوارد: مرینت اگه یه قدم دیگه بر داری امشب من قاتل میشم مرینت:چیییییی 😨😨😨 ادوارد: هیمنکه شنیدی حالا اگه میخوای برو ادرین:مرینت بیا اون نمیتونه هیچ کاری کنه مرینت: از کجا انقدر مطمئنی؟؟؟؟ از زبان نویسنده: یهو صدای اژیر پلیس میاد
فلش بک به قبل از اینکه ادرین وارد خونه ادوارد بشه از زبان آدرین: رسیدم دم در خونه ادوارد ماشینو خاموش کردم مطمئن بودم که ادوارد وقتی بفهمه قضیه چیه نمیذاره مرینت بیاد ببرون ولی امشب تنها فرصتیه که میتونم مرینتو از اون خونه بکشم بیرون علاوه بر این یه نقشه دیگم داشتم( در ادامه میفهمید) به خاطر همین به پلیس زنگ زدم پلیس؟؟؟ پلیس: بله بفرمایید ادرین: میخواستم یه چیزی بگم یه نفر همسر منو دزدیده و الان من دم در خونش هستم پلیس: ادرس؟؟؟ ادرین:........(ادرس داد) پلیس:الان میایم ادرین: ممنون و قطع کردم یه نفس عمیق کشیدم و پیاده شدم رفتم در زدم...........(پایان فلش بک) ادرین: پلیس تو راهه و به جرم اینکه همسر منو دزدیدی داره میاد بگیرت ادوارد: خودتم خوب میدونی که من کاری نکردم😡😡😡 ادرین: اره تو اینکی تقصیر نداشتی ولی تو کشتن بابای مرینت چی؟؟؟(نقشه دومش بود که گفتم در ادامه میفهمید) ادوارد:😨😨😨
ادرین: هه😏😏 هیچ کاری نمیتونی بکنی چون با توپ پر اومدم برات فکر کردی تمام این مدت نمیدونستم داری چیکار میکنی؟؟؟؟ ادوارد: اصلا فکر اینجا هاشو نمیکردم که اون از همه چیز خبر داشته باشه واقعا کاری از دستم بر نمیومد هیچ کاری نمیتونستم بکنم ادرین: مرینت بیا بریم مرینت: بدون اینکه حرفی بزنم دنبال ادرین راه افتادم ادرین: دم در بودیم که دیدم پلیسا رسیدن رفتم سمتشون گفتم من همسرمو نجات دادم اون مرد داخل خونه هست و به سمت ماشینم رفتم مرینت: سوار ماشین آدرین شدم و ادرین حرکت کرد نگاش کردم اونم نگام کرد گفتم خوب فکر همه جاشو کردیااا مال بابامم گفتی ادرین: بهت که گفتم صبر کن همچیو درست میکنم😊 مرینت: یعنی الان همچی تموم شد؟؟؟ ادرین: نه هنوز مرینت: چرا؟؟ ادرین: پنجاه درصد قضیه تموم شده پنجاه درصد بقیش لوسی هست که برای اونم یه فکرایی دارم
مرینت: میری خونت؟؟؟ ادرین: خونت نه خونمون از الان به بعد خونه تو هم هست مرینت: میری خونمون؟😂 ادرین: نوچ مرینت: پس کجا میخوای بری؟؟؟؟ ادرین: برای اینکه جرم اون اقا سنگین تر بشه و حالا حالا ها بیرون نیاد باید فیلمای اون شبی که رفته شرکت بابات رو بفرسیم برای پلیسا ولی نباید بفهمن کی این فیلما رو فرستاده مرینت: چه جوری میخوای اینکارو کنی؟ ادرین: میخوایم بریم پیش جانی برای همین کار 😉............(رسیدن خونه جانی) ادرین : با مرینت رفتیم خونه جانی جانی: سلام ادرین یه نگاهی به مرینت کردم گفتم میبینم پارت اول نقشتم انجام دادی ادرین: اره (جانی از نقشه ادرین خبر داره) مرینت: سلام آدرین: خب جانی فیلما رو براشون بفرس مرینت: خب این جوری که میفهمن از طرف شما فرستاده شده جانی: نه نمیفهمن فیلما با یه شماره ناشناس براشون فرستاده میشه که بعدش که به اون شماره زنگ بزنن میزنه در شبکه موجود نیس در حقیقت یه خط یه بار مصرفه که منبعش معلوم نیس مرینت: خوبه
ادوارد: بعد از اینکه ادرین اینا رفت اومدن تو و به من دستبند زدن منو بردن گفتم خیلی نمیتونین منو اون تو نگه دارین😡😡😡.........( بردنش کلانتری)ادوارد: تو کلانتری بودیم گفتم من باید زنگ بزنم مامور: خیله خب ادوارد: بردنم پای تلفن شماره لوسیو گرفتم جواب داد لوسی: بله؟؟؟ ادوارد: منم ادوارد لوسی: شمارتو عوض کردی؟؟ ادوارد: نه تو کلانتری هستم لوسی: چی؟؟ برای چی گرفتنت؟؟؟ ادوارد:( قضیه رو کامل براش گفت) لوسی: یعنی چی؟؟؟؟؟؟ یعنی اون دو تا الان رسما زنو شوهرن؟؟؟؟ ادوارد: اره لوسی: ولی ادرین که یه چیز دیگه به من میگفت ادوارد:الان میخوای بیای منو نجات بدی یا نه؟؟؟😡😡😡 لوسی: خیله خب آدرس بده ادوارد:.......(ادرس داد) لوسی: الان میام
لوسی: حالم خراب بود باورم نمیشه واقعا من ادرینو از دست دادم😭😭😭 ولی اون که امشب که بهم گفت عاشقم شده اصلا این دوتا کی ازدواج کردن نکنه همین امشبم که به من گفت دوسم داره شوهر مرینت بوده؟؟؟؟ کلی سوالای بی جواب تو سرم بود که داشتن دیوونم میکردن با حال بد و چشمای گریون اماده شدم که برم برای ادوارد کاری بکنم اشکام بند نیمومدن تو این چند سال هیچی نتونسته اشکمو در بیاره وای این خیلی برام سنگینه 😭😭😭 بعد از این همه زندگی سختی که داشتم (گذشتشو میگه) بعد از همه بی محبتی که بهم شده بود یه نفر پیدا شد که بهم محبت کرد باعث شد که بخندم از همه مهمتر کسی که تونست وارد قلبم بشه ولی الان دیگه نمیتونم بهش برسم......... یکی از مامورای کلانتری: تو اتاق پای کامپیوتر بودم که دیدم از یه شماره ناشناس یه پیام اومده بازش که کردم دیدم یه فیلمه فیلمو باز کردم که نگاه کنم دیدم تام دوپن چنگ هست که یه پسر میره سمتش به چهره پسره که دقت کردم فهمیدم همین پسره هست که امشب اوردنش ادوارد دوپن چنگ بود یه حرفایی به تام میزنه که تام حالش بد میشه و میوفته زمین ادواردم نگاش میکنه و وقتی نبضشو میگیره میترسه و با ترس از اونجا میزنه بیرون یعنی ادوارد تام دوپن چنگ رو کشته؟؟؟...........
بنظرم جانی نقشش از ادرین تو فیلم بیشتر، بود بنده خدا خیلی زحمت کشید😂😂😂😂
نیکا جون نگران نباش از پارت ۱۳ به بعد رو دیگه تو پروفایلش نیست یعنی یا خودش حذف کرده یا به خاطر گزارش های ما هست ما حمایتت میکنیم
عالیییییییییییییی حتما کمکت میکنم من داستانشو گزارش کردم
من از اولین تستت میخونم داستاناتو تازه پروفایل ساختم. به تست های منم سر بزنید😊💜
کاملا مشخصه که از رو اون کپی کرده. تصلا انگار همونو فتو کپی توی ی پروفایل دیگه گزاشتن😐
بچه ها کمکم کنید حقمو بگیرم😔 خیلی ناراحتم که از داستانم کپی شده😭
من چند تا از تست هاش رو گزارش کردم مطمئن باش کسی که کپی میکنه به هیچ جایی نمیرسه
ناراحت هم نباش بالاخره یه جایی تقاص پس میده
من داستان هاشو گزارش کردم، حتی بهش کامنت دادم ولی گفت عکس داستان من فرق داره😑مگه به عکسه 😒
عاجی نیکا من چندتا از تستاشو گزارش کردم کمک خواستی میتونی رو من حساب کنی ❤
بچه ها من از ایشون کپی نمی کنم لطفا از پارت ۱۵ به بعدم و بخونید بعد با پارت ۱۵ نیکا جون مقایسه کنید اون موقع متوجه میشید در حال حاضر تستم در صف بررسی هست
حالا اگه از وسطای داستانت فرق میکنه بازم حق نداشتی اوایلشو از من کپی کنی
ازم پرسیدی گفتم نه ولی باز کپی کردی😡😡
من گزارش کردم
ادامه نده وگرنه شدید تر برخورد میکنم
اولا من اولاشم ازت کپی نکردم دوما من ازت اجازه کپی کردن نگرفتم سوما من ادامه میدم مگر اینکه اتفاقی برام بیوفته
خیلی کار بدی کردی
ما گزارش میکنیم
ممنونم از همه طرفدارام که بهم گفتید😍
من گزارشش کردم تو پارت ۱۳ داستانش هم نظر دادم
همین الان بهتون بگم که تا پارت اخر دلباخته رو نوشتم و یه تک پارتی لیدی نواری غم انگیز هم براتون دارم
مرسی 😍😍
مرسی عاجی فدات ❣️
عالی اجی به تستام سر بزن
عالی بود نیکا جون
میدونم گرفتاری ولی آگه میشه پارت ها رو زود تر بزار💖💖