
جملات طلایی : اون منو وقتی دید که قلبم درد میکرد، همه اشتباه میکنن ، صورتم و چشمام کاملا خیس بود .

بچه ها این پارت یعضی از دیالوگ هاش رو از یه آهنگ ایده گرفتم که لینک دانلودش رو براتون این پایین میذارم حتما دانلود کنین و گوش بدین ، راستی بچه ها توی نظر سنجی هم حتما شرکت کنین ، اگر آرا بالا بود حتما انجام میدم ، مهلتش تا یک هفته ی دیگست . https://kjmusic.ir/melanie-martinez-soap/
دوماه قبل
- نه ... - این چه حرفیه ... - باورم نمیشه دیشب وقتی کت نوار رو دیدی مرینت بودی ! - من بارها اونو دیدم ، با اون شوخی های رو مخیش ، تازه فکر میکنه خیلی جذاب و شگفت انگیزه . - مرینت ... - چیه ؟ خب دارم راست میگم . - کی بود که به من میگفت به شوخی هاش بخند ؟ کلم رو چرخوندم و آدرین رو دیدم که مایوسانه داشت به سمت در خروجی میرفت .
کاش هیچوقت از اون در خارج نمی شد ، کاش به خدانگهدارم جواب می داد . وقتی چهره ی آدرین رو اینقدر مایوس دیدم منم ناخوداگاه نگاهم ناراحت شد و توجه آلیا رو به خودش جلب کرد . - چی شدی یهو ؟ - هیچی . - باشه ، یادته که امشب قرار بود بیایی خونمون دیگه ! - نه ، شرمنده نمی تونم امشب ... اممم امشب .... خب قراره که بریم خونه ی پدر بزرگم - مطمعنی ؟ آخه گفتی حال مهمونی نداری ... - چی من گفتم ؟ حتما اشتباه شنیدی . بیخیال من باید برم بعدا میبینمت .
- مرینت ... نباید اون حرفو می زدم . نباید اینو می گفتم . من ... یه دروغ گوعم ، کی گفته اون منو وقتی دید که مرینت بودم ؟ اون منو وقتی دید که قلبم درد میکرد ، و لبخندش روی قلبم مرهم گذاشت ، بیخیال ... من اشتباه کرده بودم و نمی تونستم هیج جوره درستش کنم . چشمام پر از اشک بود و برای اینکه کسی گریم رو نبینه بدون سلام به مامان بابا وارد اتاقم شدم و متوجه نگاه عجیب اونا و البته تیکی شدم .
- چی شده مرینت ؟ - من خوبم ... - شوخی می کنی ؟ داری گریه می کنی . - تو درکم نمی کنی تیکی . - درسته مرینت ، من درکت نمی کنم . درکت نمی کنم که چرا به آلیا دروغ گفتی ! - به خاطر اینکه ... و ناگهان بغض توی گلم ترکید . - دوستش دارم ...
چهره ی تیکی یه جور عجیبی شد ... - واقعا ؟ - به نظرت میتونم با کسی شوخی کنم ؟ - نه ، معلومه که نه .... تو ... ایندفعه گرفتار یه احساس واقعی شدی ! - تو نمی دونی ، ولی این مدت هاست که با منه ... - فک کردی چرا بوسیدمش ؟ فقط چون میخواستم پاریسو نجات بدم ؟ معلومه که نه ! - اوه مرینت ...
اومد روی صورتم و و خودش رو به صورتم چسبوند ، من واقعا عذاب می دیدم . از اینکه رازم رو هیچکس نمی دونست و همش باید به یه جایگزین براش پیدا میکردم تا حس نکنم نیست . صدای تق تق از بیرون شنیدم . اشک های روی صورتم رو خیلی خوب پاک کردم و یه نگاه عمیقی به پنجره کردم ، شب شده بود مثل قلب من که همیشه شب بود . منتظر شدم تا دوباره صدای تق تق پنجره رو بشنوم و ایندفعه صدای بلند تری شنیدم . رفتم جلو و پنجره رو باز کردم و رفتم روی شیرونی ، خوشبختانه کسی بود که دلم میخواست باشه
- هی ، سلام کت نوار . - سلام . - اینجا چی کار میکنی ؟ - یکم حوصله سر رفتگی ، بیکار بودی ؟ - میشه گفت تا حدی . ابر قهرمان ها هم بیکار میشن ؟ - معمولا خیلی . - ناراحتی ؟؟ - تا حدی
- میتونم بپرسم چیشده ؟ - کسی که دوستش داشتم بهم گفت به درد نمیخورم . - ها .... اون دختر کی بود ؟ لیدی باگ ؟ لیدی باگ که من بودم ! پس اون رو کی دوست داشت ؟ نکنه قبلا هم اینو گفتم . همه ی سوالات باعث شدن تا صداش رو نشنوم که داره منو با نگرانی صدا میزنه !
- مرینت ... مرینت ... - ها ؟...منظورم اینه که بله ؟ - کجا رفتی ؟ و سرش رو دوباره برگردوند و به رو به رو زل زد . - میدونم حتما لیدی باگ خیلی ناراحت کرده . - نه ، اون لیدی باگ نیست . - تو بهم گفتی عاشق لیدی باگی ! - نه من دروغ گفتم . عاشقش نیستم فقط دوستش دارم . اونی که این حرفو بهم زد بی نهایت بهتر از لیدی باگ بود .
- پس چرا بهت اینو گفت ! - هر آدمی اشتباه میکنه . خودت تاحالا پشت سر من چیزی نگفتی ؟ قلبم داشت از شدت درد ترک بر میداشت و چشمام پر از اشک بود نمی خواستم بیشتر از این به همه دروغ بگم ، خسته شده بودم از بس توی هر حالتی بهش دروغ گفتم ، وقتی لیدی باگ بودم دروغ گویی رو در حدش تموم کردم دیگه نمی کشیدم ، دیگه باید تمومش میکردم .
- فکر کنم یکبار .... - میبینی ؟ همه اشتباه میکنن ... صورتم و چشمام کاملا خیس بود . - خب من دهنم رو با صابون میشورم . - ها ....؟ و یکهو زد زیر خنده ....

خب بچه ها امیدوارم که خوشتون اومده باشه ، لایک و کامنت فراموش نشه . ممنون

صدام کن
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالی بود
پارت بعدی رو زود بزار
چشم ؛ دو روز دیگه پارت بعدی عم آپلود میشه . 😄😄
😊
خوبه ادامه بده همین راهههههه رو تا جایی که میتونی بری ادامه بده🙂
خیلی ممنوننننمممم