خب این داستان تو نظر سنجی بیشترین رای رو آورد ببینیم برای اولین دلستان چا خواهد کرد.
صبح از خواب بیدار شدم یه تصویر سیاه اومد توی ذهنم و رد شد نگران شدم و بعد یک دفعه بیهوش شدم.😶
در اون طرف ساندیس و گیمری داشتن ps5بازی میکردن یک باد شدید ازپنجره اوند و یک برگرو مهکم خوابوند تو صورت ساندیس جوری که پرت شد توی وان حمام کنار گندم(سانسور)
ساندیس رفت تو اتاق و شروع به خواندن نامه کرد هیچ ردی از فرستنده نبود اما با خطی اجق وجق نوشته بود ب.ت ساندیس به کسی ۰یزی نگفت.
راگا به همراه میبل ۲ و باران به طرف خانه ی سیلی رفتند.دیدن سیلی لنگ های درازش روی زمین بود و کلشم رو تخت.
راگا به همراه میبل ۲ و باران به طرف خانه ی سیلی رفتند.دیدن سیلی لنگ های درازش روی زمین بود و کلشم رو تخت.بلندش کردم بعد ۵ دقیقه بلند شد.راگا:چی شده چرا اینجوری نزدیک بود فکر کنیم به رستگاری برسی.سیلی:گستر کو؟....باران:هان گسترو میخوای چیکار نمیدونی گیمر اونو محروم کرده که با کسی نحرفه:/سیلی:ب.ت..راگا:چی....سیلی:من احساس میکنم دیگه توی فاز عدالت نیستم مثل خود تو نیستم
آنور جای آرها و آرنی ...آرها:نمیدونی کارول کجاست...آرنی:نه نمیدونم فقط میدونم کلر رفته فروشگاه واسه سنس سس کچاب بخره
مورگانا:میدونین سیلی مریضه؟آرنی:آره حتما بخاطر نقش منفیایی که به بدبخت دادیه:/موری:خ.ف.ه.ش.و.....آنور جای گیمری و ساندیس:پشت دستشویی وایستادن و جیغ میکشن:بیااااا بیروووووووون گندمکککککک ساندیس:از کی تا حالا به سلامتیه خودش میرسیده که الان هزار ساله تو دستشوییه
آنور جای سیلی کارول اومد:بچه ها من مشکلو فهمیدم.......سیلی ن.ف.ر.ی.ن شده... راگا:ینی چی؟ کارول:ینی ب.ت.ی نفرینش کرده ن.ف.ه.م.....باران:ای کاش اون موزو از کلاه لوکی ور نمی داشتم😭راگا:وای دی فایز باران
کارول:ممکنه روزی برسه که روحش سیاه خالص بشه.....حتی ممکنه منم به کارولین تبدیل شم و هر کدوم از ما به یک چیز ی که قابل پیشبینی نیست تبدیل بشیم
این داستان ادامه دارد.....
سلام سیلوِر(عادت دارم بهت میگم سیلور اگه ناراحت میشی ببخشید)یادته مسابقه ادیت گذاشته بودی من تو آرت نفر اول شدم برای جاره خیلی فکر کردم میشه فرند شیپ من و رینبو رو بسازی؟
حتما عجقم
چیزی زیبا تر از زیبا😐👍🏻😂
کارول:ممکنه روزی برسه که روحش سیاه خالص بشه.....حتی ممکنه منم به کارولین تبدیل شم و هر کدوم از ما به یک چیز ی که قابل پیشبینی نیست تبدیل بشیم
ه. و. ل. ی. ش. ت:|
الان کله بچه ها باید با ش. ی. ط. ا. ن. درون من ز. ج. ر بکشن درسته؟:/
نگران نباش خیر😐😂
حمام کنار گندم(سانسور)
من من.حرف نشدم من منح.رف نشدم من اصلا من.حرف نشدم
ب هر حال. محشـــــــــــر بود!♡
🤣🤣🤣🤣
جالبه😐
ممنان
قشنگ بود
#دیالوگ_بیشتر
اوکی
کارول:ممکنه روزی برسه که روحش سیاه خالص بشه.....حتی ممکنه منم به کارولین تبدیل شم و هر کدوم از ما به یک چیز ی که قابل پیشبینی نیست تبدیل بشیم
راستی عرضم به حضورت من اسم نیمه تاریکم سانرایس هست که خیلی هم معروفه توی اکیپlol😐😹
اوکی سانرایس
برگرو مهکم خوابوند تو صورت ساندیس جوری که پرت شد توی وان حمام کنار گندم(سانسور)
ببین الان کل اکیپ میدونن توهم باید بدونی...من ۲ بار نزدیک بود از اکیپ برم بخاطر چیزای زش_ت دیگران داخل داستان هاشون! سعی کن برای من چیز زشتی نداری! وگرنه این دفعه دیگه هرکاری کنم عمرا بشه از اکیپ نرفت...کل اعضای اکیپ وقتی توی داستان هاشون یه ف_شی یا یه حرکت سوءتفاهمی زش_تی اتفاق میوفته، برای من نمیذارنش چون میدونم من خیلیییی محدودم...توهم چیز بد.ی برای من نذار داخل داستان هات😐☝🏻
نه اینو واسه طنز نوشتم حالا باشه دیگه تکرار نمیشه لازم به بزرگیتون ببخش
اینقدر مجلسی نباش😐💔
راحت باش باو
کارول:ممکنه روزی برسه که روحش سیاه خالص بشه.....حتی ممکنه منم به کارولین تبدیل شم و هر کدوم از ما به یک چیز ی که قابل پیشبینی نیست تبدیل بشیم
عه چیز
روح تاریک من اسمش ماریاعه😐
آها میسی که گفتی ولی یک سلسله ای قرار اتفاق بیوفته که نگو
سیلورام ببین
کارول نمیتونه تو تستا کامنت بده چون وقتی کامنت میده یه صفحه ای براش میاد خطای نمیدونمچند😐🤝
و فقط میتونه تو نظرسنجیا نظر بده دیگه هم این سوالو نپرس😐🤝💕
باشه میسی که گفتی
بچه داشت خودشو م ی ک ش ت که چرا کارول نمیتونه فلان کنه بهمان کنه😐
هر وقت وقت کردم مینویسم احتمالا فردا بنویسم😐.
به جان ساحره ی بزرگ وقت ندارم