درد جیمین(2)
چند تا چیز بگم که قاطی نکنین ا/ت دیگه با اقا و خانم لی راحته و بهشون میگه اما(مامان)و اپا(بابا) بزن بریم عشغولی از اما اجازه گرفتم و یکی از لباس ها رو گرفتم رفتم و توی دستشویی لباسم رو عوض کردم(لباس بالا هست)بعد یک مرد بلند و عضلانی اومد و وسایل ما رو برد گذاشت توی یک ون ما که داشتیم میرفتیم سمت ماشین یک عالمه خبر نگار ریختن دورمون میدونستم که اما مدل بوده و الان بزرگترین شرکت مد رو داره و اپا بزرگ ترین شرکت تجارت رو داره ولی نمیدئنستم دیگه انقدر معروفن بعد یک دفعه 3 مرد قد بلند و عضلان اومدن و ما رو به سمت ماشین بردن واو ییعنی بادیگارد هم دارن سوار ماشین شدیم و راه افتادیم وقتی رسیدیم داخل پرام ریخت
تو دلم گفتم الله و اکبر این همه جلال الله اکبر این همه شکوه یا اکثر اما زاده ها بعد رو به اما گفتم فکر کنم اشتباه اومدیم بهد اما خندید و گفت نه همین جاستبعد گفتن امشب قرار یک مهمونی بگیریم چند خبر نگار هم میان بعد من گفتم اخه من لباس ندارم بعد اما گفت من برای اومدنت گفتم اتاقت رو درست کردن لوازم ارایشی لاک سشوار حوله لباس کفش تل تاج لباس خونه ای لش مجلسی اسپرت و .....بعد من پریدم بغلش و اپا گفت بفرما دیگه منو ادمم حساب نمیکنن بعد من گفتم اپااا این مودلی نگو و هر دو رو بغل کردم بعد من گفتم پس من میرم دوش بگیرم و اماده شم (نکته خانواده ی ا/ت مسلمون بودن و تا قل از این ا/ت مجبور بود حجاب بگیر و لاک نزنه و اجازه ارایش کردن هم نداشت )بعد اپا گفت بعد از حموم اول یک لباس معمولی بپوش تا بریم شناسنامت رو عوض کنیم تا دیگه کاملا دختر خودمون بشی تازه میتونی هر اسمی دلت می خواد انتخاب کنی بعد من گفتم شما چی دوست دارین
اما گفت الینا بعد اپا گفت منم الیزابت دوست دارم بعد منم خندیدم و گفتم منم عاشق اسم لنا هستم دوتایی با هم گفتن وایییییییی چه اسم باحال و قشنگی همین خیلی خوبه خانم لی لنابعد من رفتم داخل خونه (عکس بالا )مجددا همون حرف ها رو زدم الله و اکبر این همه جلال الله و اکبر این همه شکوه کف کردم
(اتاق لنا از این به بعد اسم ا/ت لنا)بعد با خودم گفتم یااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا حاجی حجمام
اتاق پرو و کمد لباس و کفش و کیف لنا شما دو برابرش رو فرز کنید با لباس های خیلی خیلی خوشگا و کیوت و جذاب
یاااااااااااااااااااااااا این چه حمومیه ادم دلش نمیاد دوش بگیره
لباسی که لنا می خواد الان برای بیرون بپوشه با یک کتونی مشکی
پیراهن لنا برای مهمونی شم با یک ارایش ملیح
کفش لنا برای شب مهمونی
عالیهههه💝😊
عالی
تمام تلاشم رو میکنم
مرسی عشقولی ها حتما پارت بعد در انتظار من به ادامه داستان فکر نمی کنم لحظه ای به مغزم میاد برای همبن رو نویسی نمیکنم و سریع تره
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود ادامه بده💖💖💖
چشم مرسی
عالی بود👌🏻خدایا یه همچین بخت اقبالی هم نصیب ما کن😭
ایشالا راستی ممنون لطف کردی
خواهش🤭💜