5 سال پیش 6 اسلاید 14 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (10)
  • واییی عوررررر چه باحال بود 😹💙💙
    با اینکه داداشت منو آورده تو داستان ولی بیا بریم بازم داداشامون و به قتل برسونیم😹. فقط دوس دخ.تر داداشم منو به قتل می رسونه😹

    • وای کارینا نمیدونم چحوری نگرانش کنم . آخه وقتی بفهمه من چیزیم شده بچم رد میده . به معنای واقعی خل میشه . حالا من چیکار کنم نگران شه ؟ کمککککککککککک کن

    • امممم بوگو بهش😹:سردردی ، دل دردی ، مغزت درد می کنه و .... (من اینارو به داداشم گفتم فکر کرد سرطان مغز دارم و کلیییی گریه کرد😹)

    • اتفاقا با بابام تصمیم گرفتیم که بابام یه آزمایش بزاره و تو نتیجش بگه که من سرطان دارم . مامانم جراح مغزه و قراره بگم که سرطان مغز دارم و در کنارش هم چون بابام متخصص قلبه بگه که ناراحتی قلبی دارم . فکر کنم دق کنه

    • ولی دلم برای داداشامون میسوزه😹🤣

  • خیلی خوب بود عررر فقط زود تر بنویس دیگه

    • ؛یناز 5 بار گداشتم این تستچی منتشر نمیکنه . الان هم بعد 3 روز اومده

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.