برو بخون 😊😊😊
لوسی: این داستان گذشته ما بود که بابا بهت نگفته بود ادوارد: چرا ازم مخفی کرد؟؟؟؟ لوسی: چون فک میکرد من بچه معشقه سابقش هستم ولی نمیدونست من واقعا بچه خودشم ادوارد: خب خواهرم برای چی بعد از این همه سال خودتو بهم معرفی کردی؟؟؟ لوسی: برای اینکه بهت هشدار بدم ادرین خیلی نزدیکته خیلی زیاد ادوارد: چطور؟؟؟ لوسی: یه خدمت کار جدید گرفتین اره؟؟؟ ادوارد: اره لوسی: خب اون ادم ادرینه ادوارد: خب نمیترسی ادرین از زبون من بفهمه واقعا کی هستی؟؟ لوسی: تو این کارو نمیکنی ادوارد: چرا نکنم؟؟؟
لوسی: چون من تنها وسیله ای برای تو هستم که بتونی مرینتو از ادرین دور کنی ادوارد: من میتونم به یه شیوه دیگه هم ادرینو از مرینت دور کنم لوسی: تو اون کارو نمیکنی😡😡ببین اگه یه تار مو از سر ادرین کم شه من میدونم با تو ادوارد: اوه اوه خشونت و تهدید کردنای خانوادگی مون درون تو هم هست لوسی: مسخره بازی در نیار جدی گفتم😡😡 ادوارد: باشه باشه کاری با جون ادرین ندارم لوسی: خوبه............(فردا صبح) ادوارد: یه نقشه داشتم که بتونم به ادرین حمله کنم طبق تحقیقات من پدرش یه مغازه داره که از اونجا پول در میاره ولی الان که من فهمیدم دیگه قراره نداشته باشه فقط کافیه تا شب صبر کنم که کسی تو خیابون نباشه که بفهمه ادمای من چیکار کردن
مرینت: تو شرکت بودم که ادرین بهم زنگ زد جواب دادم ادرین؟ ادرین: مرینت امشب باید بیای خونه ما برای اینکه به پدرو مادرم توضیح بدی اون چیزی که اونا فک میکنن نیستی مرینت: من الان امادگیشو ندارم ادرین: چرا؟؟ مرینت: استرس دارم بعدشم نمیدونم باید چی بگم ادرین: نگران نباش من بهت میگم چی بگی من اول میرم خونه و بهشون میگم تو میخوای بیای بعدش تو بیا مرینت: خیله خب چی باید بگم ادرین: هر اتفاقی که از اول راببطمون پیش اومد اینکه ادوارد چه جور ادمیه و اینا اینکه هوسبازه مرینت: باشه ادرین: خدافظ
( شب) ادرین: زودتر کارمو تموم کردم و از شرکت زدم بیرون و به سمت خونمون حرکت کردم( مسیر خونه مامان ادرین یه جوریه که اول باید از در مغازه رد بشه) ادرین: تو راه بودم که از دور دیدم مردم دور یه چیزی جمع شدن از بالا هم دود سیاه داشت میومد رفتم جلو تر از ماشین پیاده شدم از لا به لای مردم رد شدم دیدم که چییی😨😨😨 مغازه بابام اتیش گرفته بابا و مامانمم حالشون بده رفتم نزدیکشون گفتم چی شده اینجا چه خبره؟؟؟ امیلی: مغازمون نابود شد😭😭 ادرین: رومو کردم سمت مغازه کامل اتیش گرفته بود داشتن با اب خاموشش میکردن شَکم رفت رو ادوارد یعنی ممکنه کار اون باشه؟؟ امیلی: گوشیم زنگ خورد لوسی بود جواب دادم لوسی😭 لوسی: مامان؟؟ چی شده؟؟ امیلی: مغازمون اتیش گرفته 😭 لوسی: چی؟؟؟ گوشیو اوردم پایین با خودم گفتم ادوارد چیکار کردی گوشیو گذاشتم در گوشم و گفتم مامان من الان میام اونجا پیشتون
ادرین: ربع ساعت بود که داشتن اتیشو خاموش میکردن همه مردم رفتن مامانو بابام حالشون خیلی بد بود لوسی مامانمو اروم میکرد رفتم سمت بابام گفتم بابا جون نگران خودم درستش میکنم میشه مثل روز اولش گابریل: ممنونم پسرم......مرینت: (مرینت از آتیش سوزی خبر نداره) رفتم سمت خونه ادرین اینا تو راه بودم که دیدم ادرینو پدر و مادرش و لوسی دم در یه مغازن که انگار بگی اتیش گرفته پیاده شدم رفتم سمتشون میخواستم برم بپرسم چی شده که دیدم مامان ادرین اومد سمتم انگار خیلی عصبی بود امیلی: همون دختره مرینتو دیدم رفتم سمتش زدم به شونش هلش دادم عقب داد زدم گفتم چی از زندگی ما میخوای یه بار نابودمون کردی بس نبودددد😡😡😡
ادرین: دیدم مامانم زد به شونه مرینت هلش داد عقب رفتم سمتشون بین مرینتو مامانم وایسادم رو کردم سمت مامانم گفتم چیکار میکنی مامان اخه چه ربطی به مرینت داره؟؟؟ امیلی: ربط داره از وقتی اون وارد زندگی مون شد این اتفاقا برای ما افتاد ادرین: مامان لطفا اروم باش برو بشین رومو کردم سمت مرینت بازو هاشو گرفتم گفتم مرینت از اینجا برو مرینت: با صدای بغض الود گفتم من نمیخواستم ناراحتشون کنم ادرین: میدونم عزیزم برو خونه من منم میام برو مرینت: باشه لوسی: وقتی دیدم ادرین به مرینت دست زد خشمم خیلی زیاد شد خیلی حسودی میکردم ای کاش ادرین انقدر که به مرینت اهمیت میداد یه ذره به منم اهمیت میداد😥😥ادرین: مرینتو فرستادم بره لوسی و مامانو بابامو فرستادم خونه مامانم اینا خودمم زنگ زدم چند تا کارگر گرفتم تا بتونیم اینجارو تعمیر کنیم.....
فوق العاده مثل همیشه آجی 👌
عالییییی بووود
اجیییی باید ادرواد و لوسی روانی رو بکشی گرفتی لطفا این آرزو منه باید ارزومو برآورده کنی چون من نویسنده این داستان نیستم
عالی بود ولی میشه دوباره پارت ۱۸ رو بنویسی😍
داستانت عالیه ولی میشه یزره بیشتر بنوسی یا صفحه رو زیاد کنی آخه توی یک دقیقه تموم شد 😞😞
سلام داستانت عاليه، اجى ميشى؟
النا هستم ١١ سالمه
اره اجیم باش 😘
عالی بود
عالییی بود
معرکه بود سریع بعدی بیاد
سلام خیلی دیر گذاشتی لطفا بعدی رو فردا یا پسفردا بزار ممنون
و اینکه خیلییییییی عالی بود من این ادوارد و لوسی رو خودم خفشون میکنم
پارت 20 رو همین الان گذاشتم