اینم پارت سه:) لطفا لایک کنید و نظر بدید^^
(هاگوارتز، سالن عمومی گریفیندور) رجینا: نمیفهمین؟ یعنی واقعا متوجه این موضوع نمیشید؟ اشک هاش با عجله سراریز میشدن. جیمز به سختی: یعنی اگه همچین چیزی باشه...اون به ما نمیگفت؟ رجینا: همچین چیزی هست جیمز هســــتــ..... ریموس با یه زخم بالای چشمش وارد میشه ولی بقیه متوجه نمیشن اون برگشته و به بحثشون ادامه میدن. ریموس: هیسس...بچه ها چه خبره؟ همه یهویی ساکت میشن و برمیگردن به ریموس نگاه میکنن. ریموس با حالت خنده داری که بخواد جو رو عوض کنه میگه: من نبودم چی شده؟ پیتر با ترس عقب عقب میره تا به خوابگاهش پناه ببره اما سیریوس از پشت یقشو میگیره و نگهش میداره. رجینا اشکاشو پاک میکنه و به جیمز نگاه میکنه طوری که انگار دارن ذهن همو میخونن. جیمز هم بعد چند ثانیه کلافه دستی به موهاش میکشه. ریموس که متوجه اشک های رجینا میشه حالتش عوض میشه: بگید ببینم چی شده؟ رجینا سرشو بالا میاره و لبخند کوچیکی میزنه. رجینا میخواد از یه جایی شروع کنه و در این حین ریموس یه تیکه شکلات بهش میده. رجینا زیر لب تشکر میکنه و به صورتش نگاه میکنه : بالای چشمت چی شده؟ ریموس لحظه ای ساکت میمونه. توقع نداشت وسط بحث این موضوع رو وسط بیارن. ریموس: وقتی...نفس عمیقی میکشه. وقتی داشتم میومدم...جیمز : داشتیم درمورد همین حرف میزدیم. ترس سراسر وجود ریموس رو میگیره. سیریوس: این...واقعیت داره که...نمیتونه جملشو ادامه بده. پیتر از ترس به خودش میلرزه. رجینا: اینجا نمیشه سیریوس، دستاتونو بدید .
(هگوارتز، جنگل ممنوعه، دریاچه) سیریوس : چرا نگفتی؟ ریموس : شما تنها دوستام بودید. رجینا : و دقیقا به همین خاطر باید به ما میگفتی. ریموس: نمیخواستم از دستتون بدم. جیمز به شوخی: نگران نباش حالا حالا ها از دستمون خلاص نمیشی. همه میخندن و بعد همو بغل میکنن:)
(هاگوارتز، بعد کلاس معجون سازی، راهروی 54)سیریوس : دیگه تنها انجامش نمیدی، ما کمکت میکنیم. ریموس وایمیسته: چی؟ نه...همچین چیزی نمیشه. جیمز با امیدواری: چرا ریموس ما هم باهات میایم تو تبدیل شدن حواسمون بهت هست. ریموس با صدای اهسته: امکان داره بهتون آسیب برسونم. شونه های پیتر میلرزه. .رجینا با لبخند: یه کاریش میکنیم. ریموس: نمیشه، نمیشه هیچ کاری کرد. همه سکوت میکنن. الان دیگه به حیاط مدرسه رسیدن. رجینا: البتههه...جیمز: چی؟ رجینا: ما میتونیم جانورنما بشیم. اینجوری کنار ریموس هستیم . ریموس : ولی تبدیل جانورنما خیلی سخته. لی لی به سمت اونا میاد. جیمز لبخند کوچیکی میزنه. لی لی: سلام . بقیه : سلام. لیلی: رجینا میشه چند دقیقه بیای. رجینا: البته لی لی . لی لی و رجینا کمی اون طرف تر درباره ی کتابی با هم حرف میزنن. اسنیپ به سمت اونا میاد. سوروس: سلام لی لی. لی لی سلام میکنه و یه نگاهی به رجینا میندازه. سوروس با بی میلی: سلام جکسون. رجینا: سلام....بعد ادامه میده: لی لی، این گیاه احتمالا تو جنگل ممنوعه پیدا میشه. لی لی با نگرانی: تو که نمیخوای دوباره بری اونجا. رجینا : نه، البته مطمئنن نیستم. ساختن این معجون خیلی جالبه. سوروس زیر لب چیزی زمزمه میکنه. رجینا: ببخشید، چیزی گفتی؟ سوروس با پوزخند: نه...لی لی بریم؟ لی لی : باشه، رجینا تو خوابگاه دربارش حرف میزنیم. رجینا : باشه.
(هاگواتز، پل) ریموس : یعنی واقعا میخواید این کار رو بکنید؟ رجینا: معلومه. تبدیلت احتمالا یکی از سخت ترین مرحله هاست. ما باید پیشت باشیم. ریموس : ولی هم خطرناکه هم برناممون برای نقشه بهم میخوره. جیمز دستشو رو شونه ی ریموس میزاره : تو مهم تری. پیتر : این که خطری نداره.... سیریوس به بازوش میزنه. جیمز : ما از پسش بر میایم.
+یعنی شما، به خاطر یه گرگینه، جانورنما شدید؟_ فکر نکنم تا به حال کسی رو دوسته داشته باشید یا کسی شما رو دوست داشته باشه.+ زبونت آخر کار دستت میده جکسون. _ بد ترین چیز این بود که بشینم جلوی تو و اینا رو تعریف کنم. دیگه چی میخواد بشه. +کروشیو...خب...حالا ادامه بده
جیمز: پروفسور مک گونگال، لطفا به ما بگید ما...مک گونگال: پاتر باید بهتون بگم با توجه به سابقه ی قانون شکنیتون ازتون بعید نیست که بعد از فهمیدن حقیقت از مدرسه فرار کنید. سیریوس : نه ما...جیمز میپره وسط حرفش: ترم که تموم شده امتحانات هم که دادیم فقط مونده جوابش برای چی باید فرار کنیم. مک گونگال با تعجب نگاشون میکنه و بعد آهی میکشه: شما چهار تا...خوب گوش کنید. دوستتون رجینا امروز صبح به خاطر مادر و پدرش به خونه رفته. توی ماموریت مجروح شدن. الانم بهتون پیشنهاد میدم فکر ملحق شدن بهشون به سرتون نزنه. مک گونگال نگاه سریعی بهشون میکنه و میره. جیمز و سیریوس به هم نگاه میکنن. ریموس از ترس اینکه نکنه بخوان کاری کنن میگه: چطوره براش...نامه بنویسیم؟
در طول تابستون غارتگران ازطریق نامه از حال همدیگه با خبر میشن تا اینکه یه ماه آخر تابستون دیگه خبری از رجینا نمیشه!
خب امیدوارم خوشتون اومده باشه.-. لطفا لایک کنید و نظر بدید ^^ برید بعدی آنچه خواهید خواند
ترخدا بعدی رو بنویس🤩🤩🤩
چشم:)
پارت بعد منتشر شد^^