برو بخون☺☺☺
ادرین: من اینکارو نمیکنم گابریل:این به صلاحته ادرین: نه نیست اون تصوری که از مرینت تو ذهنش شما هست اشتباهه من هیچ وقت اینکارو نمیکنم و بلند شدم رفتم تو حیاط نفس عمیق کشیدم تا یکم حالم بهتر بشه گوشیمو در اوردم زنگ زدم به جانی بهش گفتم یه دختر به عنوان خدمت کار برام پیدا کنه جانی: باشه یه دو ساعت دیگه بیا خونه من..........مرینت:تو شرکت بودم بعد از مرگ پدرم من دیگه مدیر عامل بودم تو اتاق بودم که ادوارد اومد تو وقتی دیدمش تمام غمام یادم اومد ادوارد: سلام خانم مدیر عامل مرینت:سلام من خیلی کار دارم ادوارد:امممم باشه منم خیلی نمیخواستم وقتتو بگیرم فقط اومده بودم تبریک بگم و برم مرینت:ممنون (ادوارد رفت) مرینت:تمرکزمو از دست دادم حالم بد شد نمیتونستم درست کار کنم بلند شدم وسایلمو جمع کردم رفتم تو ماشینم و رفتم سمت خونمون تو راه اشکام میومد دلم میخواست برم پیش ادرین ولی نمیشد اون الان کار داشت
(دو ساعت بعد) ادرین: ناهار خوردیم و از خونمون اومدیم بیرون لوسیو رسوندم خونشون خودمم رفتم سمت خونه جانی........(رسید)ادرین: رفتم تو سلام جانی جانی:سلام ادرین ادرین:چی شد پیدا کردی؟؟؟ جانی: اره داره میاد خونه.......(اومد)دختر:سلام ادرین:خودشه ؟؟؟ جانی: اره ادرین: اسمت چیه؟؟ دختر: کلارا ادرین: چند سالته؟ کلارا: بیستو دو ادرین: خب ببین من خدمت کار میخواستم ولی نه برای خودم برای یکی دیگه کلارا: یعنی من قرار نیس برای شما کار کنم؟؟؟ ادرین: نه میخوام برای خانواده دوپن چنگ کار کنی الکساندر دوپن چنگ ولی اونا نباید بفهمن از که طرف من اومدی تو خونشون کار میکنی و هر شب به من میگی که تو خونه اونا چی میگذره حقوقتم خیلی بالاست کلارا: ولی این برای من خیلی خطرناکه ادرین: نگران نباش من مراقبتم کلارا: من دقیقا باید چیکار کنم؟؟ ادرین: الکساندر یه پسر داره به اسم ادوارد هر خبری که بین این دو تا ردو بدل میشه بهم میگی کلارا: قبوله
عکس کلارا
از زبان نویسنده: کلارا رفت سمت خونه ادوارد اینا در زد و رفت تو و با الکساندر ملاقات کرد کلارا:سلام اقا من کار میخواستم الکساندر: اسم و سن کلارا: کلارا هستم بیستو دو سالمه الکساندر: خب باید خدمت کار شخصی پسرم باشی از همین امروزم کارتو شروع کن اوکیه؟ کلارا:بله فقط پسرتون کیه و کجاست؟؟ الکساندر: اسمش ادوارده و تو اتاقش میتونی پیداش کنی اینم کلید یه اتاق برای خودت کلارا:ممنون........ (خونه ادرین عکس پارت لباس ادرین) ادرین:میخواستم زنگ بزنم به مرینت نقشمو بگم بهش گفتم بیا خونم.......(مرینت رسید) مرینت:سلام ادرین ادرین:سلام بیا تو مرینت:چیکارم داشتی؟؟ ادرین:ببین من فهمیدم که الکساندر خدمت کار میخواد مرینت: خب ادرین: خب یه نفرو فرستادم خونشون از طرف من البته به طور نامحسوس مرینت:چیییی یعنی اون الان از اونجا برای تو جاسوسی میکنه؟؟؟ ادرین: اره مرینت:میدونی اگه بفهمه چی میشه؟؟ ادرین:نگران نباش نمیفهمه
(فردا صبح تو شرکت ادرین) ادرین:به کلارا پیام دادم که به بهونه ملاقات با خانوادش از اونجا بیاد بیرون و بیاد به شرکت میخواستم بدونم تو این یه روز چیکارا کرده.....(کلارا اومد) کلارا:سلام اقای اگراست ادرین:سلام چی شد؟؟(همین زمان الان )لوسی:دیدم یه دختره رفت تو اتاق ادرین رفتم دم در اتاق و گوش کردم ببینن چی میگن....ادرین:چی شد؟؟ کلارا:فعلا هیچی خدمت کار شخصی یه پسر به اسم ادوارد شدم ادرین:عالیه دقیقا همون جوری که میخواستم شد این همون پسریه که باید ازش اطلاعات بگیری میتونی بری کلارا:چشم ....لوسی:چییییی ادرین یکیو به عنوان جاسوس فرستاده پیش ادوارد؟؟؟؟ حس کردم صدای پا میاد سریع رفتم سمت اتاق عموم باید این قضیه رو بهش میگفتم ممکنه برای منم خطرناک باشه
لوسی: عمو؟؟؟؟؟ اندرو: چی شده لوسی؟؟؟ لوسی: ادرین کیو به عنوان جاسوس فرستاده پیش ادوارد اندرو: تو از کجا فهمیدی؟؟ لوسی: دیدم یه نفر رفت تو اتاق ادرین وقتی گوش کردم شنیدم اندرو: این ممکنه برای تو هم خطرناک باشه لوسی: اره برای همین انقدر نگرانم اگه ادرین بفهمه من واقعا کی هستم دیگه نگامم نمیکنه به علاوه نمیذاره ادوارد مرینتو ازش جدا کنه اندرو: فک کنم وقتشه ادوارد بفهمه تو کی هستی لوسی: اینکه بدتره اندرو: ما الان باید بین بد و بدتر بد رو انتخاب کنیم بدتر اینه که ادرین بفهمه تو کی هستی لوسی: باشه اندرو: من شماره ادواردو دارم بیا بهش زنگ بزن (زنگ زد) مکالمه ادوارد و لوسی از زبان لوسی: سلام ادوارد ادوارد: تو کی هستی اسم منو از کجا میدونی لوسی: زنگ زدم بهت بگم بیشتر مراقب ادرین و ادماش باش مراقب باش ازش شکست نخوری ادوارد: از کجا میدونی من باهاش دشمنم؟؟ اصلا کی هستی که داری این حرفارو به من میزنی؟؟ لوسی:خواهرت.........
چرا همه ی شخصیت های داستان یا خوشگلن یا خوشتیپ ولی در کل خیلی داستانت رمانتیکه خوشم اومد❤❤❤❤
پارت بعدی رو بزار
لایک و دنبال شدی. لطفا دنبالم کن.🙏
راستی تست بعدی کی میاد؟
اوه شتتتتتت😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐 فیلم هندی شد😐😐
خوبه که😍😍😍😍😍😍
پارت بعدی لطفاً
پارت بعد نیومد 2 روز شد
سلام نیکا جونم خوبی
همه ی داستان هاتو خوندم همشون عالیه مخصوصا Black Love ولی چون وارد تستچی نشدم نمیتونستم نظر بدم
تو بی نظیری
راستی آجی میشی من هستی هستم 15 سالمه
لطفا تو هم خودتو معرفی کن
اره اجیم باش😘
(。♡‿♡。)
فوق العاده می نویسی 😍من همه ی داستان هات رو خوندم خیلی عالی می نویسی ولی اون موقع چون عضو تستچی نبودم نمی تونستم لایکت کنم و کامنت بذارم ولی از الان همه ی تست هات رو لایک می کنم و دنبالت میکنم خیلی خوب می نویسی به نظرم اگه همین جور ادامه بدی نویسنده ی عالی میشی 💜💛💚👍
راستی آجی میشی !؟
زهرا هستم 15 ساله رشتم هم تجربیه😊
تو هم اجیم باش😘
😄💞💙
شتتتتتتتتتتتتت😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
❤🌟مثل همیشه عالییییییی🌟❤
❤🧡💛💚💙💜🤍