یه نظرسنجی ایجاد کردم برین جواب بدین😉
لوسی:ادرین کارت دارم ادرین:ببین اگه درمورد ازدواجه.....لوسی:حرفشو قطع کردم و گفتم نه نیس در مورد خودمه ادرین:بگو میشنوم لوسی:تو الان نزدیکه یک ساله پیش ما هستی و من چند بار میخواستم بهت بگم ولی هیچ وقت نتونستم باهات تنها بشم ادرین:موضوع در مورد منه؟؟ لوسی:اره من عاشقتم ادرین ادرین:😳😳 لوسی:اینو همه میدونن یعنی از رفتارم فهمیدن ولی تو نفهمیدی یعنی هیچ وقت منو ندیدی ادرین:باورم نمیشه لوسی:عموم از احساسم خبر داره ولی قسم میخورم که من بهش نگفتم بگه ما با هم ازدواج کنیم ادرین:(با چشای متعجب نگاه کردن)لوسی: من خیلی دوست دارم قول میدم به خوشبخت ترین مرد دنیا تبدیلت کنم ادرین:میخوام تنها باشم لوسی:پس جوابم چی؟ ادرین:بعدا لوسی:باشه و از اتاق رفتم بیرون ادرین:باورم نمیشه لوسی عاشقم باشه تو این مدت کوتاهی که با مرینت بودم اونقدر مرینت جلو چشممو گرفته بود که هیچ دختر دیگه ای به چشمم نمیومد من نمیتونم از مرینت دست بکشم
مرینت: تو شرکت بودم که بابام گفت کارم داره رفتم تو اتاقش بله بابا ؟؟ تام:مرینت بیا بشین (نشست)تام:قراره یه قرارداد با شرکت تولید لباس استیون ببندیم ما قراره که با اونا یه گروه بشیم و لباسا و کفش های ورزشی تولید کنیم فردا باید بریم شرکت اونا برای قرارداد مرینت تو دلش: وقتی بابام گفت شرکت استیون فهمیدم همون شرکتیه که ادرین توش کار میکنه(شب اول دیدارشون بعد از دو ساله رفتن با هم شام بخورن ادرین به مرینت گفت اونجا کار میکنه)تام:مرینت میخوام اینو با کارمندا در میون بزاری(و یهو قلبش تیر میکشه و دستشو میذاره رو قلبش و مرینت میره طرفش)مرینت:بابا؟؟؟ خوبی؟؟ چی شد؟؟؟ تام:قلبم یهو درد گرفت مرینت: تلفنو برداشتم به منشی شرکت گفتم اب بیاره گفتم میخوای بگم دکترت بیاد؟؟ تام:نه نیازی نیس الان خوب میشم مرینت:ابو اوردن یکم دادم بابا بخوره حالش بهتر شد گفتم دیگه مشکلی نداری؟؟؟ تام:نه دخترم برو سر کارت
(شب)مرینت:تو خونه بودم داشتم درس میخوندم که صدای پیام گوشیم اومد برداشتم دیدم ادرینه نوشته بود: همون جای همیشگی منتظرتم❤ مرینت:بلند شدم تیپ زدم(عکس پارت تیپ مرینت)مرینت:رفتم بیرون از خونه و به سمت همون جا حرکت کردم....ادرین:با یه گل رز قرمز رفتم همون جای همیشگی و به مرینت پیام دادم که بیاد دیشب شمارشو گرفتم.....(مرینت اومد)ادرین:دیدم مرینت اومد رفتم جلوش گلو گرفتم رو به روش گفتم تقدیم به تو عشقم😘مرینت:مرسی😍خب چیکارم داشتی؟؟ ادرین:هیچی فقط دلم برات تنگ شده بود مرینت:😊😊میای بریم بالا اون پله؟؟(روی رود سن دیدن که پل هست به اونجا اشاره میکنه)ادرین: باشه بریم
(رسیدن بالای پل)(موقعیت:کنار هم وایسادن و نزدیک به نرده هستن)مرینت:ادرین داشت منظره رو نگاه میکرد گفتم به من نگاه کن ادرین:به مرینت نگاه کردم چیه؟ مرینت:هیچی فقط به من نگاه کن😌😌ادرین:میخوام منظره رو نگاه کنم دیوونه😂😂 مرینت:صورتمو نزدیک صورتش کردم نفسامون به هم میخورد گفتم اون چشا باید برای من باشن فقط به من باید نگا کنن ادرین:این چشا برای بقیه کورن جز تو کسیو نمیبینه مرینت:یه نگاه به لباش انداختم دستمو دور گردنش حلقه کردم و بوسیدمش ادرین: مرینت یه نگاه به لبام انداخت حدس زدم میخواد چیکار کنه خودمم دلم میخواست اخه تا حالا نبوسیده بودمش دستمو انداختم دور کمرش و بوسیدمش(ناظر جونی عدم تایید نزنیااا پلیزززز)
ادرین: بعد از یه دیقه از هم جدا شدیم گفتم شیطون😂مرینت:چیه خب یهو دلم خواست😓 ادرین:😂😂 راستی فهمیدی قراره شرکت ما با شما قرارداد ببنده فردا هم قراره بیاین مرینت:اره بابام بهم گفت ادرین:کارمون سخت تر میشه مرینت:چرا؟ ادرین:چون کسی نباید بفهمه ما همو دوست داریم و دو تا عاشقم تا به هم برمیخورن از چشاشون میشه فهمید که همو دوست دارن مرینت:اهان به این فکر نکرده بودم ادرین:تو مگه فکرم میکنی؟😂😂 مرینت:کوفت😠 ادرین:😛😛 مرینت:وایسا ببینم(مرینت شروع کرد به دوییدن و ادرین فهمیدو فرار کرد)
ادرین:مرینت دنبالم بود منم رفتم سمت خونشون و دم در وایسادم مرینت:چرا وایسادی؟ ادرین: رسیدیم خونتون مرینت:جان😳 ادرین:همین جوری که فرار میکردم اومدم سمت خونتون چون یه جنتلمن خانومشو تنها نمیذاره😌😌 (دیشب که با هم رفتن رستوران مرینت ادرس خونشو به ادرین داد)مرینت:😂😂مرسی خدافظ ادرین:خدافظ فردا میبینمت و مرینت رفت منم رفتم سمت خونه خودم(ادرین خونه مجردی داره)(فردا صبح)مرینت:با بابام رفتیم شرکت استیون رفتیم تو اتاق مدیریت ادرین با یه دختر دیگه و یه مرده بودن سلام کردیم اندرو:خیلی خوش اومدین ایشون ادرین اگراست مدیر تولیدات هستن ایشونم برادر زادم لوسی استیون هستن (به هر کدومشون اشاره میکرد)تام:خوشبختم ایشون دخترم هستن مرینت مرینت:خوشبختم(من دیگه نمیرم تو جلسشون خلاصه میگم قراردادو با هم بستن)ادرین:مرینت اینا اومدن قراردادو بستیم و همگی زیرشو امضا کردیم و اونا از شرکت رفتن من رفتم تو اتاقم لوسی هم پشت سرم اومد لوسی: جوابم چی شد؟؟ ادرین:ببین لوسی من درکت میکنم ولی ما برای هم نیستیم چون من یکی دیگرو دوست دارم لوسی: متوجه شدم دوسم نداری😢اینم میدونم که اون دختره کیه که دوسش داری اون مرینت دوپن چنگه ادرین:تو از کجا میدونی ؟😳.......
عالی بود کیوتم 🍨
عالی بود 👏🌹
پرفکت مثل همیه
عالی بود
عالیییی بود پارت رو سری بزار نمیتونم صبر کنم
❤💜❤💜❤
بزار حدس بزنم حتما بعدا ادوارد و لوسی باهم هم دست میشن بعد اینا رو از هم جدا می کنن امید وارم اشتباه باشه ولی اینا رو از هم جدا نکن ولی عالی بود
عالی بودش تو این شکی نیست ولی چرا توی تازه ها نمیادش تست هایی که میزاری؟
اگه منو دنبال کنی میاد
🙏🙏🙏🙏🙏Next part please. God
داستانت عالیه و کلا هر چی داستان می نویسی خوبه
عالی بود اجی سری بزار که نمی تونم منتظر بمونم😆😆😆😆😆