اینم از پارت ۶
انچه گذشت : من میدونم کت نواره کیه ! کت نوار ادرینه باید اینو به مرینت بگم . بیا بین خودمون باشه . خانم دوپن چنگ درو باز کنید منم ادرین با مرینت کار دارم 😨
تام(پدر مرینت) : وا ادرینه یعنی چیکار داره با مرینت ؟!😐 سابین (مادر مریینت) : خب برو در باز کن تام 🙂 تام(پدر مرینت): باشه عزیزم 🤗
تام(پدر مرینت) : وا ادرینه یعنی چیکار داره با مرینت ؟!😐 سابین (مادر مریینت) : خب برو در باز کن تام 🙂 تام(پدر مرینت): باشه عزیزم 🤗
تام: سلام ادرین ادرین : سلام اقای دوپن چنگ مرینت توی اتاقش یه کار خیلی مهم باهاش دارم 😖 تام : اره توی اتاقش ادرین☺ ادرین : ممنون 😁 ادرین با عجله از پله ها رفت بالا تا اینکه رسید به اتاق مرینت 😘
الیا جلویش رو گرفت گفت: سلام ادرین متاسفم ولی نمیتونی مرینت رو ببین نمیخواد کسی رو ببین مخصوصا تو 😔 ادرین : اما الیا باید حتما ببینم خیلی مهمه 😢😢 الیا : متاسفم لطفا این اینجا برو بیشتر از این دل مرینت رو نشکن😵 ادرین و الیا چند دقیقه ای باهم صحبت کردن ولی فایده ای نداشت تا اینکه ادرین فریاد کشید گفت:
مرینت مرینت بیا بیرون باهات کار دارم لطفا باید باهات حرف بزنم 😤 میدونم از دستم ناراحتی ... الیا: حیش حیش ساکت شو و از اینجا برو ادرین ادامه داد و گفت: مرینت من باید ببینمت التماست میکنم بیا☺☺ مرینت که متوجه شد ادرین اومده درو باز کرد گفت: اینجا چیکار میکنی برو بیرون نمیخوام ببینمت😤 ادرین : ولی باید باهات حرف بزنم😔 مرینت : من هیچ حرفی باتو ندارم💔 ادرین: مگه تو منو دوست نداری؟😨
عالی
عالیه من عاشق داستانت شدم و دارم دنبالش می کنم اما بهتره ۴ خط بنویسی تو هر صحفه اینجوری یه کم بهتره
عالی بود آجی جونم 💙🔥
ممنون
عالی بود اجی
ممنون قشنگم
ممنون اجو