شرمنده دیر شد
از زبان جنی وی بهم زنگ زد گفت توی رستوران قرار بزاریم گفتم باشه از زبان جیهوپ داشتم سوشی سفارش می دادم که جیمین گفت من با رزی توی پارک گوانجو قرار دارم گفت به کسی نگو من گفتم باشه 😘
رزی لباس بلند دامن کوتاه پوشید و سوار ماشین جیمین که شاسی بلند قرمز بود سوار شد از زبان شوگا به نامجون گفتم خوش تیپ شدی گفت با آیو قرار دارم گفتم به به نامجون 💖 اگر خواستین ازدواج کنین شیرینی فراموش نشه
از زبان وی داشتیم میرفتیم بیرون که خوش بگذرون نیم رفتیم ترن هوایی از زبان نامجون داشتم میرفتم سر قرار پیش آیپ یک هو موقعی ای که دیدمش چشام برق زد
از زبان جیسو من توی خونه تنها بودم که یک نامه اومد توش نوشته بود من جین هستم جیسو جان بیا می خوام ببینمت هیچکس به جزمن و شوگا هستیم شمارشو زیر نامه که فرستاده بود بود
از زبان جین داشتم خونرو آماده میکردم که صدای زنگ در اومد در را باز کردم جیسو با لباس سر هم بود گفتم چه زیبا شدی گفت ممنون نشست توی اتاق و باهم حرف زدیم انقدر دلم میخواست اورا ببوسم ولی مترسیدم یک هو
یکهو اوبا صورت زیبایش مرا در آغوش گرفت و مرا بوسید 💋😝 از زبان جونگ کوک جونم داشتم با لیسا قدم میزدم که به اون گفتم تو واقعا واقعا زیبا وعالی شدی گفت ممنون یکهو صدای جیغ بلند اومد گفت بریم ببینیم چی شده ۱ ماه بعد
از زبان جونگ کوک و لیسا ما باهم ازدواج کردیم ۳ ماه بعد از زبان لیسا رفتم دکتر چون حالم خوب نبود دکتر خندید و گفت شما باردار هستید 😘 من از خوشحالی قش کردم و جونگ کوک اومد به من گفت حالت خوبه گفتم من بار دارم گفت به درک گفتم چی یکهو زد زیر خنده و گفت شوخی کردم گفتم بی مزه
خداحافظ
اگر کم بود سری بعد زیاد میکنم
اگر نظر زیاد بود ممنون میشم ۶ به بالا