خب خب خب شنیدم منتظر سیزن دو بودید این هم سیزن ۲ بچه ها هر کس سیزن یک پارت اخر رو نخونده بره بخونه چون خیلی ......... تمام شد و خیلی ......... شروع میشه بچه ها نظر یادتون نره
خب بچه ها الان یک سال از مرگ ادرین گذشته و جیم و مرینت با هم ازدواج کردن و توی ارکدیا زندگی میکنن خب بریم سراغ داستان : از زبان جیم : مرینت امروز باید بریم دکتر ببینیم دلیل بالا اوردن هات چیه از زبان مرینت :باشه
در بیمارستان : خانم دوپنگ چنگ شما از اقای جیم ۲ بچه دارید الان دو ماه هست که ب.ا.ر.د.ا.ر.ی.د از زبان جیم : مرینت ما پدر و مادر شدیم از زبان مرینت : چی یعنی واقعا من و تو مامان و بابا شدیم 😍😍😍 از زبان دکتر : شما ۷ ماه دیگه بیاید پیش خودم برای اینکه بچه به دنیا بیان
۷ ماه بعد از اینکه بچه ها به دنیا میان مرینت و جیم به شوی مدلینگ دعوت میشن بریم ببینیم اونجا چه خبره :::::::::: خانم ها و اقایان تا دقایق دیگر مجری برنامه روی سن میاد اون کسی نیست جز از زبان راوی : در اون لحظه ادرین میاد داخل و میگه : سلام من ادرین اگرست هستم مرینت در اون لحظه شُک میشه و بعد از برنامه میره به ادرین میگه : ادرین خودتی مگه تو نمرده بودی از زبان ادرین : مرینت ...... تویی ........راستش رو بخوای اون روزی که من مردم من اون نبودم اون فیلیکس بود پسر خاله ی من پدر من فهمید من کت نوار هستم اون من رو بیهوش کرد و معجزه گرم رو برداشت وقتی بهوش اومدم دیدم توی نیویورک هستم
از زبان مرینت : اما ادرین من الان با جیم ازدواج کردم و دو تا بچه از اون دارم از زبان ادرین : یه روزی توی پاریس میبینمت
۵ سال بعد : از زبان مرینت : جیم من دیگه نمیتونم با تو زندگی کنم از زبان جیم : مرینت تو الان دیگه گند زدی توی زندگیمون بچه هامون ۶ سالشونه از زبان مرینت : من طلاق میخوام از زبان جیم : من تو رو همین فردا صبح طلاق میدم
چند روز بعد : از زبان مرینت : الو ادرین خودتی از زبان ادرین : ممممرینت تویی بالاخره برگشتی از زبان مرینت : اره الان توی راه خونم بچه ها هم از دست اون عوضی گرفتم از زبان ادرین : فردا میریم و با هم ازدواج میکنیم
خب بچه ها الان ۷ سال از ازدواج مرینت و ادرین گذشته و اون ها یه بچه توی راه دارن و اینکه بچه ها اسم های اون دو تا بچه که مرینت از جیم داره ارمیا و اریان هست
الان بچه ها ۱۲ سالشونه : از زبان اریان : ارمیا ارمیا بگو چی کار کردم _ حتما باز هم رفتی گند زدی _ نه ارمیا این دفعه دو تا معجزه گر برای خودمون اوردم معجزح گر اسب برای تو معجزه گر اژدها هم برای من _ 😟معجزه گر برداشتی بیا سریع تبدیل بشیم و بریم پیش مامان و بابا از زبان ادرین : بچه ها چرا معجزه گر ها رو بدون اجازه برداشتید از زبان اریان : بابا من برداشتم ببخشید از زبان ادرین : من و مامانتون میخواستیم بهتون معجزه گر بدیم حالا که حودتون برداشتید برای خودتون البته فقط وقتی استفاده میکنید که ما خواستیم تبدیل بشیم از زبان ارمیا و اریان : قبوله😀
خب بچه ها این پارت هم به پایان رسید امیدوارم خوشتون بیاد کامنت یادتون نره به محض این که ۳ کامنت + دیدم پارت بعد رو مینویسم
روز یا شبتون خوش خدانگهدار
اصلا داستانت خوب نبود
خیلی مضخرف بود جیم تو یه کارتون دیگه است و اوردیش تو این کارتون حالا این هیچی ولی دیگه اینکه مرینت اون همه عشقش نسبت به ادرین رو فراموش کنه و بره با جیم که اصلا قابل درک نیست بعد حالا اینم هیچی ، جیم هم که دیوانه وار عین مرینت عاشق کلر بود ولی دیگه خدایی چه خبره طلاق میده و بچه هاش رو ول میکنه و میره فرداش ازدواج میکنه !!
عزیزم حالت خوبه یکم فک کن راجبش
پیاده شو باهم بریم ۱۶ سال داستانو برد جلو اخه میرن شخصیت از داستان های دیگه میارن داستانت قشنگه ولی بهتر هم میشه یکم پارت هاتو طولانی کن
پارت بعدی لطفا 😭😭😭😭✍️✍️✍️✍️🙏🙏🙏🙏
خیلی بد و چرت بود بنظرم مثل قبل پیش میرفت بهتر بود
خوب بود بعدی بزار
حتما آپلود میکنیم
سلام عالی هست انقد خوشحال شدم وقتی طلاق داد
ممنون بابت نظرت 😍😍
عالی بود
خیلی عالییییییی بود😍😍😍😍
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
منم یک داستان راجب میراکلس نوشتم به نام عشق قسم خورده پارت ۱ هستش لطفا دنبال کنید ممنون
چشم حتما