بزن بریم سراغ ماجراجویی
از زبان لئو: حمله کردیم به سمت ساختمان کرنگ تا انتقام هدر رو بگیریم همه ی کرنگ هارو نابود کردیم و بعد رفتیم سراغ شاه کرنگ ها
کرنگ: پس قورباقه های زشتمون اومدن اپریل: در مورد مادرم چی میدونی کرنگ:بزار فکر کنم نمیشه گفت اپریل: گفتم همین الان بگو کرنگ:برو از هدر بپرس عمرا بهت بگه و اینکه تو که میدونی حریم شخصی یعنی چی
بعد شروع به جنگیدن کردیم و به کرنگ حمله کردیم یهو کرنگ با بازو های اختابوسی اش مایکی و اپریل رو گرفت به راف و دانی و کیسی و کارای گفتم برن حمله کنن من یه نقشه دارم
سریع رفتم بالا و تنابی که به یه چکش گنده وصل بود رو باره کردم چکش هم خورد به اسید و شیشه ی اسید شکست و ریخت رو کرنگ و ما هم سریع رفتیم سراغ بقیه کرنگ ها
از زبان اون پیرزنه که تو پارت قبل گفتم:خوب بیا اینو بخور اون جهش یافته خورد و دوباره تبدیل به انسان شد و گفت ممنونم گفتم لطفا گوئن صدام کن گفت باشه گفتم حالا برو دوستات به کمک نیاز دان اون هم قبول کرد و رفت
از زبان تاگر: به کله ماهی گفتم بیاد تا بریم لاک پشت ها رو نابود کنیم اون هم قبول کرد و ما چند تا نینجا هم با خودمون بردیم
از زبان لئو:کرنگ ها رو نابود کردیم و فقط چند تا دیگه بود به دانی گفتم بره دروازه ها رو ببنده تا کرنگ ها دیگه نتونن بیان تا ما زود از بینشون ببریم اون هم دروازه رو بست
وقتی تمام شد کارمون چند تا بمب کار گزاشتیم تا ساختمون رو نابود کنه و دقیقا 3 طبقه از بالا رو نابود کرد داشتیم روی ساختمون راه میرفتیم که یهو
تایگر و کله ماهی و چند تا نینجای پیاده رو دیدیم راف: اگه شردر بمیره قول میدم روی قبرش رو طلا کار بزارم تایگر : حرف مفت نزن و شروع کردیم به جنگیدن یهو بکستر استاک من و اون گربه استخونیه به ما حمله کردن نبرد سختی بود یه جورایی گروه شردر داشت برنده میشد
بعد یهو تایگر کارای و کیسی رو گرفت و گفت که باید استادمون بیاد همون لحظه یه نفر پشت تایگر رو زد و تایگر بیهوش شد.........
دوستان یه خبر خوب دارم قسمت 7 رو نوشتم و قسمت 8 و 9 بعد از سه شنبه میاد چون امتحان دارم و سعی میکنم یکم عاشقانه اش کنم و اینکه هنوز تصمیم نگرفتم که اسپیلینتربمیرم یا نه
یه کوچولو مبهمه ولی جالب ای کاش فیلم بود
عالی منتظر بعدیم
تست رو امروز نوشتم در حال برسیه و ممنون از نظر انرژی بخشت