5 سال پیش 7 اسلاید 953 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی داستان

نظرات بازدیدکنندگان (13)
  • خب ببین اوم لحظه منطقی فکر کردن سخته از لحاظ احساسی بگیم خب کلویی رو هش میدادم و سرش داد میکشیدم اما از نظر منطقی کلویی شرور بوده پس غمگین نگاش میکردم و میرفتم

  • ج چ: برفتم توی یه کوچه به حالت عادی برمیگشتم بد دواره تبدیل میشدم میرفتم پیش کلویی یه کتاکلیزم میزدم بهش

  • یه سوال کت که معجزه گر کفشتوزک نداره چجوری کیسه ارد رو انداخته بالا؟

  • اگه جای کت بودم کلویی خرو میکردم تو یه جا با آتیش میسوزوندمش دود میشد میرفت هوا 😤😤


    رمانتم حرف نداره من بابت رمان قشنگی که نوشتی. ❤️👏👏

  • من احتملا مغرش رو له میکردم 🤣🤣🤣🤣🤣🤯
    عاشقتم کیوتم😍😍

    • دمت گرم😂💞من بیشتررررر عاسقتممم نفسممم❤❤❤❤❤

  • ج چ:بیب،بیب،بییییب،بببببببببییییییییییییییبببببببببببب،(بیب به م ع نی حرف های بسیار خشونت آمیز)😂🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬

  • عالی

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.