سلام بچه ها! اینم از پارت ۳👇🏻🙂
امروز مراسم یول باله و تو توی کتابخونه درحال کتاب خوندنی که هری سریع به سمتت میاد و میگه: ا/ت! خودت میدونی که امروز مراسم یول باله! میخوام بهت بگم که با من به مراسم یول بال میای؟ تو با خجالت: اممم... باشه... حتما! هری با خوشحالی میره تا برای مراسم آماده شه.
تو از روی صندلی بلند میشی که بری و آماده شی که دراکو دستتو میگیره و میگه: ا/ت با من به مراسم یول بال میای؟ تو: دراکو... م... من... . دراکو: بازم پاتح؟؟ پاتح بهت درخواست داده و تو قبول کردی؟ تو سرت رو تکون میدی. دراکو با ناراحتی میره توی اتاقش و اصلا هم به مراسم یول بال نمیاد.
مراسم شروع میشه و هری منتظرته که تو با یک لباس خیلی زیبا از پله ها پایین میای؛ همه بهت خیره شده بودن که تو به سمت هری میای. هری: خیلی خوشکل شدی! تو: اوهومم... تو هم همینطور! و باهم رقص رو شروع میکنید.
وقتی مراسم تموم میشه، دراکو از اتاقش بیرون میاد و تورو در آغوش هری میبینه. تو و هری مست بودید و هیچی نمیفهمید که دراکو دست تو رو میگیره و باهم به زیر درخت میرید.
دراکو میخواد باهات حرف بزنه اما تو چیزی از حرفاش نمیفهمی. وقتی که حرفاش تموم میشه، میبینه که تو به خواب رفتی. اون دلش نمیاد که تو رو از خواب بیدار کنه برای همین تو رو بغل میکنه و به اتاقت میبره.
اینم از این🙂لایک و کامنت فراموش نشه، فالو=فالو❤حتما هم برید نتیجه رو ببینید که خیلی مهمه(سرکاری نیست) 💕
ادامه وَده! 😐😂❤️😍
چشم👈🏻❤
جان هرکی دوست داری پارت بعدی رو بزار❤
چشم میذارم🥰😍❤