نمیدونم چی بگم فقط امیدوارم هر کی ارزوی داره بهش برسه حتی مرگ
من یه دختر ۱۷ ساله ام که به خاطر یه پسر ارزوی مرگ دارم . خب از کجا بهتون بگم ،ااا از روزی میگم که باهاش اشنا شدم روز قشنگی بود داشتم تو خیابون قدم میزدم که با زه پسر برخورد کردم ازش معذرت خواهی کردم و رفتم فردای اون روز وقتی رفته بودم پیش دوستام دیدم یه پسر تازه وارد تو جمع پسرهاست چون سرش پایین بود و تو گوشی
قیافش معلوم نبود وقتی رفتم جلو و به بچه ها سلام کردم از گوشیش اومد بیرون و اون رو گذاشت تو جیبش قیافش برام اشنا بود بعد از چند دقیقه فکر یادم اومد این همون پسرس که روز قبل بهش برخورد کردم انگار اونم تازه فهمید من همون دخترم که بهش برخورد کردم
بهش گفتم سلام تازه وارد اسمت چیه گفت طاها گفتم تو همونی که دیروز باهات برخورد کردم گفت اره گفتم خوشبختم اسم منم دنیاست گفت تو از جمع ما کم سن تری گفتم تو رو نمیدونم اما از بقیه ی بچه ها اره من ۱۷ سالمه گفت من ۱۹ سالمه اما تو چطوری با بقیه جفت شدی برای یه دختر ۱۷ ساله یکم زود نیست با ۱۹ /۲۰ساله ها بگردی
گفتم نه من با همه سریع جفت میشم تو رو نمیدونم اما من خیلی ادم اجتماعی هستم گفت اگه اجتماعی نبودم الان پیش شماها نبودم گفتم باشه حالا بگو ببینم چجوری اومدی تو جمع ما باید پارتی بازیت خوب بوده باشه
گفت اره خوب معلومه من با سروش اومدم . سروش رفیق فاب سارا بود سارا هم دوست منه . گفتم پس دوست سروش تویی که انقدر دربارت میگفت گفت مگه سروش درباره ی من برای شما چیزی گفته
گفتم پس چی خیلی دربارت گفته ما هم برامون جالب بود ببینیمت . اون روز من طاها خیلی با هم حرف زدیم . اگه میخواین بفهمید چه اتفاقی میوفته بهم بگید پارت بعد بزارم یا نه
نظرات بازدیدکنندگان (1)