Black moon☀p1
امروز داشتم میرفتم تا برای مسابقه ی ball and wall ثبت نام کنم.وقتی رسیدم که بعضی از شرکت کننده ها داشتن تمرین میکردن.یهو خوردم به یه دختر،دختر عجیبی بود تمام لباساش سیاه بود ولی موهاش سفید بود با یه گردنبند سیاه ماه.خیلی دختر زیبایی بود.
ازش عذرخواهی کردم ولی خواب نداد.وقتی سرش رو برگردوند دهنم باز موند.دختره لبخند نمیزد!فقط ناراحتی و اندوه تو چشمای آبیش بود و جوری بود که من واقعا احساس سرما کردم.گفتم:"معذرت میخوام خیلی هیجان زده شده بودم و به شما برخوردم"
بهم نگا کرد ولی چیزی نگفت و رفت.واقعا تعجب کردم که چرا یه دختره به این خوشگلی لبخند نمیزنه.یه دختر دیگه اومد پیشم و بهم گفت:"حالت خوبه؟؟؟؟" گفتم:"خوبم مرسی" گفت:"دیگه نزدیک اون دختر نشو اون خیلی عجیب غریبه اسمش "بلک مون"هستو قهرمان بال اند واله ولی خیلی عجیبه و با کسی حرف نمیزنه" گفتم:"که اینطور"گفت:"بله،راستی اسم من شاینه اسم تو چیه؟؟؟"
گفتم:"من لایته و اهل مارتو هستم" -تو اهل مارتو هستی؟؟؟ +بله -واقعااااااا +آره چطور؟؟ -آخه من همیشه دلم میخواست برم مارتو ولی نشد +خب بهد از مسابقات بهت قول میدم ببرمت مارتو -وای مرسیییییییی +خواهش +راستی تو اهل کجایی؟؟ -من همینجا تو پسار زندگی میکنم +خوبه؟؟ -آره بدک نیست
مسابقه از پس فردا شروع میشد ولی من زیاد بلد نبودم بازی کنم و به یه مربی نیازداشتم که.....
لایک و کامنت و فالو فراموش نشه☀ بایییی☀
نظرات بازدیدکنندگان (0)