این اولین تست من هست امیدوارم خوشتون بیاد ☺️
روزی بود روزگاری. تو دختری زیبا و جذاب بود که 23 سالت بود که 3 سال از آمدنت به کره جنوبی میگذره.تو عاشق گروه bts و خوانندگی بودی،که کلاس موسیقی میرفتی.
که روزی از روز ها در حال قدم زدن در خیابان بودی که دیدی یکی با ماسک و کلاه داشت از خیابان رد میشد،انگار که داشت مخفیانه از خیابان رد می شد. که یهو طرف به تو میخوره و تو میافتی. (راستی تو اهل ایران هستی و اسمت هم «لیلی» هست و بایستت جیمینی هست) بعد وقتی که تو میافتی طرف میاد که کمکت کنه تا بلند بشی بعد که یکم توجه میکنی میفهمی که اون پارک جیمینه ( اصلا تصورشم خیلی خوبه😂) بعد تو با تعجب بلند میشی وقتی هم که جیمین میفهمه که تو میدونی اون کیه تو رو میبره جایی که کسی نباشه.
خلاصه.... تو از تعجب کاری نمیکنی و فقط بدو بدو دنبال جیمین میری. آخر رفتین تو کوچه ای که کسی نیست که جیمین ماسکشو در میاره و میگه: سلام من پارک جیمین هستم. تو فقط نگاهش میکنی از بس که جذابه و چون تو شوک بودی یهو بیهوش شدی😂🖤. کمی بعد که یکمی چشمانم بهم میمالی میبینی یکی بالا کلته داره میگه: سلام! بلاخره بهوش آمدی!
( راستی اینم بگم که تو بایستت جیمینی هست) تو به پت پت میافتی. که جیمین انگشتش رو روی لبت میزاره و میگه: شششششش!!! نمیخواد چیزی بگی شما الان تو ویلای من هستی!.🤍
تو: آخ..آخه چجوری؟! جیمین: راستشو بخوای وقتی که شما منو دیدین از حال رفتین منم مجبور شدم شما رو بیارم تو ویلام.🖤
خوب اینم از پارت اول☺️🤍 اگه خوشتون اومد لطفاً لایک و فالو کنید☺️🤍
نظرات بازدیدکنندگان (0)