سلام فک کنم همه شخصیت هیزیردوکس را میشناسید از سریال جادوگران کپی بدون ذکر منبع ممنوع
هیزیردوکس داره کافه را تمیز میکند آرچی هم سوسک شکار میکند که یهو مرلین شیشه را میشکنه و قفلا میشکند و میآید تو. مرلین: هیزیردوکس از کملات عظیم شروع به زندگی کردی و بایه گورستانی که بهش میگن کافه ادامه دادی؟؟؟ خیر سرم شاگرد دارم خاک تو سرم!!!. دوکسی: استاد اولش من هنوز هم میام کملات، دومندش چرا زدی درو شکوندی اخراج میشم الاغه پیر سومش اینجا کافه نیست رستوران ولی کافه ی باری یا به. مرلین : دوکسی به استادت توهین نکن تو۱۹ هراز سالته ولی من۹۰ میلیون سالمه. آرچی: خدایا دوباره کل کل های پر توهین!. مرلین و دوکسی باهم گفتن: اون دهن اژدهایی گنده تا را ببند آرچ
مرلین: فک کنم اگر برا بار۵۰۰۰ اخراج کنم بفهمی ولی قبلش ی فرهنگ مودبانه ی احترام به مرلین به خوردت میدم. بعد جادوی کتاب خوانی را به سمتش پرت کرد. دوکسی : لعنت بهت روباه مکار. از روی عصبانیت جادوی بی برگشت و مرگ ابدی را پرت کرد و درست خورد به سر مرلین آرچی: دوکسی تر زدی. دوکسی: وای این چی بود من کردم هرمس(خدای سرعت). او مرلین را به کمالات رفت تا به ناری بگوید چه کند تا به کملات رسید و لنسلات دروازه را باز کرد مرلین پودر شد. وقتی پودر مرلین را پیش ناری برد ناری گفت:این جادوی سیاه است من و فرقه ی محرمانه با مورگان و گانمار این جادوی را ساختیم و جوری ساختیم که پاد زهری نداشته باشد. همان موقع آرتور آمد و گفت: ای خیانت کار پلید مرلین دستیار وفادار من را کشتی، مگه قوانین را نمیدانی کسی که مرلین را بکشد به پیش گانمار میرود و همراه با بلوار و گام گام ها تکه تکه میشود دوکسی: تف توش
او سریع اسم ام اس به غولکش ها داد و گفت : شت دیروز یادم رفت نت بخرم. آرتور گفت: اونی که دسته تو این ذهن را کنترل میکند. :نه این گوشیه لنسلات گفت: گوشی یعنی گوری از شرارت یامی. آرتور:وای غول یامی همین الان به سمت جنگل گانمار. یک سرباز: یعنی اون گام گام تشنه به خون به ریسک یه نوجوان...... آرتور پرید در حرفش و گفت: تو هم همراه آن به پیش گانمار میروی! کسی دیگر دلیلی ندارد. همه گفتند : عمراااا.
قضیه خیلی بدهههههههههههههههههههههه
بچه ها تا۹ روز طول میکشه قسمت جدید را بدم بعدی سرچ کنید درد فراوان دوکسی(۲) کل این داستان۴ بخش است
بای بای بچه ها
نظرات بازدیدکنندگان (0)